👨👩👧👧کانال سبک زندگی 🪴
#یادت_باشد #قسمتصدپنجاهنهم 🌿﷽🌿 🌹به گلزار شهدا که رسیدیم بعد از مراسم برای نماز صف ها تشکیل ش
#یادت_باشد
#قسمتصدشصت
🌿﷽🌿
🍃انگار زمان برای من در همان روز پنجم آذر نود و چهار متوقف شده است، گاهی اوقات کسی از من تاریخ را می پرسد می مانم چه بگویم، مکث می کنم، زمان برایم بی معنا شده است.
نه عقب می رود که بگویم حمید هست، نه جلو می رود که دیگر این انتظار تمام بشود و باور کنم دیگر حمید تماس نمی گیرد.
دل تنگی های چهارده روزی که حمید سوریه بود برای همیشه روی دلم آوار شد، دوست داشتم حالا که رفتنی شده حداقل یک ساعت زنده می شد حرف می زد بعد می رفت.
شب اول بعد از تدفین کنار مزارش ماندم، به قولی که داده بودیم وفا کردم، قرار بود هر کداممان زودتر از این دنیا رفتیم آن دیگری شب اول قبر تنهایش نگذارد.
مادرم گفت: «هوا سرد شده، بریم خانه، یا حداقل چند دقیقه ای بریم داخل ماشین گرم بشیم».
گفتم: «نه من به حمید قول
دادم که شب اول قبر تنهاش نذارم».
🍀همه تعجب می کردند، می گفتند مگر شما چند سال با هم بودید که به همچنین شبی هم فکر کردید و همچنین قولی به هم دادید.
ساعت های اول که دلم نمی آمد قرآن بخوانم، می گفتم: «حمید که زنده است برای چی باید براش قرآن بخونم؟»
ولی آن شب تا صبح قرآن خواندم، خیلی هوا سرد بود، بقیه می رفتند و می آمدند، ولی من تا خود صبح سر مزار ماندم.
هشت آذر ماه، پاییزی ترین روز من، بهاری ترین روز حمید بود.
تا چند روز کارم این شده بود که خاک های مزارش را به آغوش می کشیدم، احساسش می کردم، خوب می فهمیدم که به فاصله کمی از من دراز کشیده.
انگار دارد با گریه های من گریه می کند، حضورش در عین نبودن برای من آرامش بخش ترین حضور دنیا بود.
یکی از سخت ترین روزها بعد از شهادت حمید روزی بود که دوستانش ساکش را از سوریه برایم آوردند.
🌷 درست سی آذر، شب يلدا بود که ساک حمید به دستم رسید، اول که پدرم ممانعت می کرد، به خواهش من ساک را به من دادند.
نمی خواستم پیش پدر و مادرم گریه کنم، آن روز فقط بغض کردم، شب که شد دور از چشم بقیه به حیاط رفتم، ساک را بغل کردم، به یاد همه شبهای یلدایی که حمید کنارم بود ولی حالا فقط ساک وسایلش را داشتم تا صبح گریه کردم.
این همان ساکی بود که با کلی بحث خودم برای حمید چیده بودم، با دست لرزانم زیپ سمت راست را باز کردم.
نایلون مشکی که برای مواقع لزوم گذاشته بودم همان جا بود، جوراب و دستکش ها دست نخورده مانده بود، برایش باند کشی گذاشته بودم که مچ دست هایش را ببندد.
❤️زیپ وسط را که باز کردم فهمیدم خودش وسایل را چیده است، مدل تا کردن حمید را می دانستم، به جز لباس های نظامیش همه چیز همان طور دست نخورده مانده بود.
لباس هایی که روز آخر با آنها از من خداحافظی کرد همه داخل ساک بود.
در جیب پیراهنش پانزده هزار تومان پول بود که با خودش برده بود، یک اتیکت یا زهرا(س) که از طرف حرم حضرت زینب (س) به حمید داده بودند.
نمک هواپیما داخل جیب کاپشنش بود و یک کتاب آموزش زبان عربی همین !
این ها آخرین چیزهایی بود که دست حمید من به آنها خورده بود و حالا من چون یعقوبی که یوسفش را گم کرده باشد با سرانگشتانی لرزان و دلی پر از غم آن ها را بو می کردم و به چشم می کشیدم.
ادامه دارد....
3.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📣📣
👏👏👏زن زندگی آزادی در قرآن کریم به روایت علامه مصباح یزدی
#اللّهم_صلّ_علی_محمّدوآل_محمّدوعجّل_فرجهم
💎فضایل مولایمان را به همه بگوییم
29.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💢 دست زدن در هیئت
🔹روایت میثم مطیعی از نظر رهبر انقلاب در مورد دست زدن در هیئات مذهبی
📎 #لبیک_یا_خامنه_ای
📎 #دست_زدن
📎 #حسینیه_معلی
2.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💽اگر دیدی گره ای داری وا نمیشه....
🎙️دکتر #عزیزی
کلید حل مشکلات_856.mp3
زمان:
حجم:
1.4M
🎬کلید حل مشکلات
🎙️حجت الاسلام #فرحزاد
@ostad_shojaeیاد خدا ۳۰.mp3
زمان:
حجم:
11.1M
مجموعه #یاد_خدا ۳۰
#استاد_شجاعی | #آیتالله_مصباح
√ «خواستنِ خود خدا»
خواستنِ امام»
جوری که قلب به طلب افتاده باشد، ناگهان اتفاق نمیافتد!
مسیری دارد که باید آرام آرام آنرا پیمود تا تازه به نقطهی صفر عاشقی رسید! (پادکست را بشنوید)
☀️
#ظرافت_خانه_داری ❤️
🥃 براق شدن پارکت با چای :
🧉 ٢ تا چای کیسه ای رو داخل یک لیوان آب جوش بزارید به مدت 4.5 دقیقه
🥣میتونید چای رو داخل ظرف اسپری بریزید و به دستمال یا تی اسپری کنید و به پارکت بکشید🙋♀️
یا میتونید چای رو داخل یک کاسه بریزید و دستمال رو باهاش نمدار کنید و به پارکت بکشید 👌🏻
💫 اسید تانیک موجود در چای باعث درخشندگی پارکت میشود 💫
👇🏻
🧼 برای تمیز کردن پارکت :
سرکه سفید رو با آب (نسبت 1 به 10) مخلوط کنید و پارکت رو باهاش تمیز کنید🙋♀️
🧽دستمال رو داخل ترکیب آب و سرکه بزنید و آب اضافی رو بگیرید و به پارکت بکشید بعد با یک حوله خشک کنید
☀️
#ظرافت_خانه_داری ❤️
✨دلت میخواد لباس سفید رو مث روز اول برق بندازی 👕👖👚
کاری نداره☺️
لباس رو با چند حلقه لیمو🍋 با آب داغ بخیسانید بعد شستشو بدین👌
مواد لازم:
شیر: یک لیوان و نیم، آرد گندم: یک قاشق و نصفی(دو قاشق هم میشه)، شکر: یک قاشق و نصفی(میشه کمتر یا بیشترش کرد)، نشاسته گل: 1 ق غ، کره: 1 ق غ، وانیل: نوک ق چ، بیسکوییت لیدی فینگر(یا هر نوع بیسکوییت یا کیک به دلخواه،برای مغزی دسر): به میزان لازم، پودر نارگیل: به میزان لازم
طرز تهیه:
ابتدا شیر سرد، نشاسته و آرد رو باهم مخلوط کرده و خوب هم میزنیم تا نشاسته در شیر کاملا حل بشه،سپس روی حرارت ملایم گذاشته،شکر رو هم اضافه میکنیم و مرتب هم میزنیم تا مواد به غلظت برسه(به هیچ وجه حرارت رو زیاد نکنید)، وقتی غلیظ شد ، کره و وانیل رو هم اضافه کرده،هم میزنیم و از روی حرارت برمیداریم. مواد رو تا میانه ی قالب ها میریزیم،یک تکه بیسکوییت یا کیک کوچک وسط قالب گذاشته و بقیه مواد رو داخل قالب ریخته و به مدت یک ساعت داخل یخچال قرار میدیم. بعد ازین مدت دسر به راحتی از قالب جدا میشه، سپس داخل پودر نارگیل میغلونیم و به دلخواه تزیین میکنیم.
*میتونید به جای قالب،مواد رو داخل فنجان های چینی بریزید ،به راحتی برمیگرده.
*اگر مواد به غلظت کافی نرسه، یا قالب ها به اندازه داخل یخچال نمونن، دسر قالبی برنمیگرده.
#دسر_برفی
4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💡
یک ایده ی در آمدزا برای خانمهای هنرمند درست کردن کش مو
آموزش کاشت سبزه داخل تنگ
گندم داخل تنگ،این سبزه به ۱۰ روز زمان نیاز داردابتدا یک لیوان گندم را یک روز خیس کرده سپس داخل یک دستمال نخی بریزید روزی یک مرتبه گندمها راکاملا خیس کنید،بعد از ۲ الی ۳ روز گندمها ریشه وجوانه میکنند
کف یک تنگ را به ضخامت ۵ الی ۶ سانت سنگریزه بریزیدوگندمهای اماده شده را چند لایه روی سنگریزه ها پهن کنیدسبزه ها را اب افشان کرده ویک نایلون که دو جای ان را سوراخ کرده اید روی سطح کار قرار دهید
روز بعد نایلون را بر دارید این سبزه چون داخل تنگ است احتیاج به ابیاری زیادی ندارد روزی دوبار در حد اب افشان کافی است،دقت کنید جای این سبزه باید خنک باشدوگر نه کپک میزند
شما میتونین عدس ، ماش و... رو هم با همین روش سبز کنین .