👨👩👧👧کانال سبک زندگی 🪴
🌸🍃🌸🍃🌸 🍃🌸🍃🌸 🌸🍃🌸 🍃🌸 #عبور_از_سیم_خار_دار_نفس #پارت144 با ترس به گوشی نگاه کردم. ــ بگیر دیگه نترس نمی
🌸🍃🌸🍃🌸
🍃🌸🍃🌸
🌸🍃🌸
🍃🌸
#عبور_از_سیم_خار_دار_نفس
#پارت145
" چطور حرف های سوگند و دوستش را باور میکردم. مگر می توانستم از این لحظه هایم برایشان بگویم. اگر حرفهای سوگند را برای آرش تعریف کنم، یعنی عشقش را باور نکردم، یعنی به او اعتماد ندارم. من نمی توانم اینقدر سنگدل باشم."
بعد از این که یک جعبه ی کوچک منبت کاری شده هم برایم خرید، پیشنهاد داد برویم قدم بزنیم.
داخل پارک که شدیم. بازویش را به طرفم گرفت و من با تمام وجود چنگش زدم و برای لحظه ایی سرم را به بازویش تکیه دادم.
دستهایش را داخل جیبش گذاشت و نگاه مهربانش را روی صورتم گرداند. آنقدر عشق در نگاهش بود که شرمنده شدم از فکرهای بدی که حتی یک لحظه در موردش کردم.
"این چشم ها چطور می تواند به کسی غیر ازمن عشق بورزد. هیچ وقت باور نمیکنم حتی اگر راست باشد. "
برای مدت طولانی در سکوت فقط قدم زدیم.
درذهنم با خودم حرف می زدم.
به نیمکتی رسیدیم که آرش پرسید:
– بشینیم؟
ــ آره.
کنار هم روی نیمکت نشستیم. آرش دوباره به من خیره شد. هر دفعه نگاهم می کرد قلبم ضربان می گرفت.
ــ راحیل.
ــ جان
نگاهش را به روبرو پرت کرد.
–چیزی شده؟
باتعجب نگاهش کردم.
– منظورت چیه؟
ــ آخه همش تو فکری.
یک لحظه هول شدم و سرم را پایین انداختم. باید چیزی می گفتم که دروغ نباشد، برای همین گفتم:
–چیز مهمی نیست.
آرنج هایش را روی پاهایش گذاشت و دستهایش را به هم گره زد.
– حتما خیلی مهمه که اینقدر فکرت رو مشغول کرده، سر کلاسم اصلا حواست به درس نبود.
خدایا چه بگویم.
صاف نشست و با دستش گوشهی روسریام را صاف کرد.
– سوگند حرف ناراحت کننده ایی بهت زد؟
نگاهم را پایین انداختم. حرفی نزدم.
ــ راحیلم، من رو نگاه کن.
نگاهش کردم.
نگاهش تلفیقی از مهرو عتاب بود.
ــ به من مربوط میشه؟
نتوانستم به نگاهم ادامه بدهم. با صدای بالاتری گفت:
– نگام کن.
با چشم های پایین گفتم:
– میشه راه بریم؟
بی معطلی بلند شدو دست به جیب ایستاد.
هم قدم شدیم.
زمزمه وار با خودش گفت:
– پس به من مربوط میشه...
وقتی دوباره سکوتم را دید ادامه داد:
–باشه نگو، اما اگه یادت باشه خودت گفتی اگه مشکلی پیش امد با آرامش با هم حرف بزنیم.
با تردید گفتم:
–الان که مشکلی پیش نیومده. ایستادو به چشم هایم زل زد.
از نگاهش گریزان بودم. به دور دست نگاه کردم و گفتم:
–اگه خودم نتونستم حلش کنم، چشم، اول به تو میگم.
نفسش را عمیق بیرون داد و نوچی کردوسرش را تکان داد.
وقتی به خانهی مادر شوهرم رسیدیم. برای تعویض لباس به اتاق آرش رفتم. مژگان روی تخت آرش خوابیده بود. با حرص بیرون امدم. هم زمان آرش هم می خواست وارد اتاقش شود و لباس عوض کند.
سعی کردم خونسرد باشم و گفتم:
– لطفا نرو، مژگان اونجا خوابیده، لباسش مناسب نیست.
برگشت و به طرف سالن رفتیم وگفت:
– پس لباس هام رو برام میاری؟
خواستم به طرف اتاق بروم که مادرش گفت:
– این مسخره بازیها چیه آرش، برو خودت بردار دیگه.
آرش رفت کنار مادرش و با آرامش گفت:
– بهش بگید دفعه ی بعد تو اتاق شما بخوابه. دونفر آدم رو اینجا علاف خودش کرده. مادرش چشم غره ایی رفت و گفت:
–چه می دونست شماها اینقدر زود میایید. خب شما برید تو اتاق من.
آرش با حرص می خواست حرفی بزند که دخالت کردم و گفتم:
–آرش جان بیا بریم من لباس هات رو برات میارم...
موقع رفتن به طرف اتاق، میشنیدم که مادر شوهرم زیر لب غرغر میکند.
✍#بهقلملیلافتحیپور
38.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✂️༻ جمعه و خیاطی༺✂️
《 فقط با یه شال سه سوته #سارافون آبشاری بدوز 😉
6.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✊ شعار مرگ بر آمریکا و مرگ بر اسرائیل در مراسم برائت از مشرکین در صحرای عرفات
🇮🇷🗳
🔹آیت الله حائری شیرازی🔹
🔸آدمهای صریح و رُک، در تربیت ناموفقند🔸
بعضی عادت دارند و میگویند «من صریحم؛ من حرفم را رُک میزنم». اینها آدمهای بیغرضی هم هستند؛ اما آدمهای ناموفقیاند! چون همین صراحت لهجه، رنجش ایجاد میکند.
قرصهایی که به بچهها میدهند، لعابی از شیرینی رویش هست که بچه تا بخواهد برسد به تلخی قرص، قورتش داده. در معده که رفت، کار خودش را میکند. اگر انسان بخواهد کسی را نصیحت کند باید به گونهای بگوید که بعد از اینکه رفت، او تازه بفهمد که چه گفت، نه اینکه جلوی مردم او را شرمنده کند. وقتی میخواهید به کسی تذکر بدهید صریح نگویید.
حضرت عيسى عليه السلام:
خانه تاريك را چه سود كه بر بامش چراغ افروزند و درونش وحشتناك و تاريك باشد؟! همچنين شما را چه حاصل كه نور دانش در دهان هايتان باشد، امّا درون هايتان از آن تهى و بى بهره! پس، بشتابيد و در اندرون خانه هاى تاريك خود چراغ افروزيد، به همين سان بشتابيد و دل هاى سخت خويش را با حكمت نرم سازيد پيش از آنكه گناهان بر آن ها چيره آيد و از سنگ سخت تر شوند
تحف العقول صفحه506
📎 #دل
📎 #حکمت
📎 #گناه
9.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
﷽
🌸 توصیه و هدیه رهبر انقلاب اسلامی به خانم نخبه
#امامخامنهای | #فرزندآوری
شهادت شهدای قیام عاشورا
ز خون مسلم از آغاز انسجام گرفت
درود ما به قیام حسینی اش بادا
که نسل خون و شرف درس از این قیام گرفت
«سلام خالق منان سلام جبرائیل
سلام شاه شهیدان به مسلم ابن عقیل»
#السلام_علی_سفیر_الحسین✋
#شهادت_حضرت_مسلم(ع)🥀
#تسلیٺ_باد
🖼هرروز خود را با بسم الله الرحمن الرحیم آغاز کنیم:
🪧تقویم امروز:
📌 یکشنبه
☀️ ۲۷ خرداد ۱۴۰۳ هجری شمسی
🌙 ۹ ذی الحجه ۱۴۴۵ هجری قمری
🎄 16 ژوئن 2024 میلادی
📖حدیث امروز:
🍃امیر المومنین علیه السلام:
بخل؛ ننگ است.
📗نهجالبلاغه حکمت ۳
🔖مناسبت امروز :
🔸روز عرفه وروز نیایش
🥀شهادت حضرت مسلم وهانی علیه السلام
🔹تشکیل جهاد سازندگی