👨👩👧👧کانال سبک زندگی 🪴
#رمان #رهایی_از_شب #قسمت_صد_و_هفتاد_و_سوم او با حرکتی سریع یه بشکن زد کنار گوشم:بیا بزن بینم؟! ما
#رمان
#رهایی_از_شب
#قسمت_صد_و_هفتاد_و_چهارم
صدای پچ پچ های خفیف و پرتعدادی به گوشم میرسید.
_الهی بمیرم براش..خدا میدونه چی کشیده
_من از همون اولش حس خوبی به اون دختر نداشتم.حالا خداروشکر بخیر گذشت. .
_خدا از سرتقصیرات اون دختر نگذره..ببین چطور با این دختر بازی کرد..
چشمهام رو به آرومی باز کردم.دور و برم چقدر شلوغ بود.
خواب بودم یا بیدار؟!
اولین صورتی که مقابلم دیدم فاطمه بود.قبلا هم، این صحنه رو دیده بودم.با چشمهای اشک آلود و نگران نگاهم میکرد.
صورتم رو بوسید و آهسته اشک ریخت..
_تو آخر منو میکشی رقیه ساداات..الهی بمیرم برات که اینقدر مظلومی. .اینقدر اذیت شدی..
اشک خودمم در اومد.
نمیدونم خودش از من جدا شد یا مادرشوهرم او رو از من جدا کرد.
او برعکس فاطمه لبخند زیبایی به لب داشت.پیشونیمو بوسید و پرسید:حالت چطوره دخترم؟
من فقط آهسته اشک میریختم.
هنوز در شوک بودم.
راضیه ومرضیه به نوبت جلو اومدند و بوسم کردند.
راضیه خانوم کنار گوشم زمزمه کرد:دیگه تموم شد عزیزم..از حالا به بعد خودمون مراقبت هستیم..نمیزاریم کسی بهت چپ نگاه کنه..
نکنه واقعا خواب بودم؟! اونها واقعا نگران حال و روزم بودند.؟ شماتتم نکردند؟ شک نکردند.؟
حاج آقا مهدوی..حاج آقا مهدوی چرا اینجا نبود؟ نکنه او قید منو زده بود؟ نکنه دیگه منو به اولادی قبول نداشت؟!
خدایا شکرت! او همینجاست! پشت در نیمه باز اتاق!
منو دید که نگاهش کردم.
لبخندی به لبش نشست و با یک یا الله وارد شد.
تسبیح به دست و نگاه به زیر بالای سرم ایستاد.
با اشک وشرم نگاهش کردم.
در نگاهش چیزهایی بود که من معنیش رو نمیفهمیدم.
ناگهان خم شد و پیشونیم رو بوسید و دستم رو فشرد.
_خداروشکر بابا که سالمی..خدا روشکر..ما رو صدبار کشتی و زنده کردی.
دستش رو محکم فشردم و زیر گوشش گفتم:حاج آقا من واقعا دنبال بردن آبروتون نبودم. .
چندبار آروم پشت دستم زد:میدونم بابا میدونم. شما افتخار مایی! خدا رحمت کنه پدرو مادرت رو!
آه چقدر دلم آروم گرفت!!
حاج کمیل گوشه ای از اتاق ایستاده بود و تسبیح به دست با اندوه نگاهم میکرد و لبخند غمناکی برلب داشت.
اتاق که خلوت از جمعیت شد نزدیکم اومد! عاشق این حیاش بودم! شاید با دیدن نجابت او هیچ کسی فکرش را هم نمیکردکه او چقدر در مهرورزی استاده!
دستم رو گرفت و نگاهم کرد.
آه چه لذتی داره بعد فرار از دنیایی کثیف و وحشتناک که بنده های بد خدا برات ترتیب دادن تو آغوش خدا آروم بگیری ودستت تو دستت بنده ی خوبش باشه!
دلم میخواست فکر کنم همه ی اتفاقها یک کابوس بوده و من فقط در یک تب هیستریک این صحنه های وحشتناک و نفس گیر رو تجربه کرده بودم ولی حقیقت این بود که اون اتفاقها افتاده بود.
حاج کمیل غنچه ی لبخندش شکفت.
من هم با او شکفتم!
انگشتهای مهربان و نرمش رو روی دستم رقصوند! چه عادت قشنگی داشت! این رقص انگشتها رو دوست داشتم!
_سلام علیکم عزیز دلم؟؟حالتون چطوره؟
گلوم خشگ بود.
گفتم:سلام! شما که باشی کنارم دیگه حال و روز معنا نداره حاج کمیل.
دستم رو روی لبهاش گذاشت و بوسید.
چشمهاش برکه ی اشک شد.
_خیلی میخوامت سادات خانوم. .
نفس عمیقی کشیدم! اگه اتفاقی برام میفتاد و نقشه ی نسیم عملی میشد باز هم حاج کمیل میگفت منو میخواد؟!!! اگر آبروم به تاراج میرفت حاج کمیل بوسه به دستم میزد و عاشقونه بهم میخندید؟!
فکر این چیزها آزارم میداد! دیگه بسه آزار..من از دست آقام خوشه ی انگور گرفتم. آقام گفت منو بخشیده.پس دیگه نباید به این اتفاقها فکر کنم. هرچند که سوالات بیشماری ذهنم رو درگیرخودش کرده بود و باید به جواب میرسیدم.
گفتم:باورم نمیشه از اون مهلکه جون سالم به در برده باشم.نمیدونید این چندساعت برمن چی گذشت..
سرش رو به نشانه همدردی تکون داد:میفهمم میفهمم!
گفتم:نمیدونید چه معجزاتی به چشم دیدم!!
دوباره با همان حالت جواب داد:یقین دارم..یقین دارم
اشکم از چشمم جاری شد.
_بچم حالش خوبه؟
گفت:بله..به لطف خدا.
نفس راحتی کشیدم و صورت زیبا و روحانی الهام رو در خواب مجسم کردم که نوزادم در آغوشش غنوده بود.
گفتم:خیلی حرفها دارم براتون حاجی..خیلی اتفاقها افتاد..
او سرش رو با ناراحتی شرمندگی پایین انداخت.
گفت:قصور از من بود! کاش به شما زودتر گفته بودم در اطرافمون چه خبره.خیلی کلنجار رفتم دراین مدت بهتون بگم چه اتفاقی داره می افته ولی وقتی رفتارتون رو اونشب بعد صحبتهای حاج آقا دیدم صلاح ندونستم خبردارتون کنم قصه از چه قراره.از طرفی هنوز مطمئن نبودم این بازیها زیر سر کیه! گفتم خودم میرم تحقیق میکنم، پیگیری میکنم تا شاید چیزی دستگیرم شه اما..
آه بلندی کشید و گفت:به هرحال دیگه همه چیز تموم شد.دیگه کسی برای آزار دادن و آسیب زدن شما وجود نداره.
ادامه دارد...
نویسنده:#ف_مقیمی
8.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✨ حضور خواننده معروف لبنانی
اجرای قطعه حماسی در حمایت از مقاومت مردم لبنان
📎 #حسینیه_معلی
📎 #نیمه_شعبان
☘ این صدقه دادن های اول صبح که به نیت سلامتی امام زمان علیه السلام می دهی ، زندگیت را سروسامان می دهد.
🌷 امام صادق (علیه السلام) فرمودند :
🖋 هیچ چیز نزد خدا از صرف نمودن مال برای امام علیه السلام محبوب تر نیست و بدرستی که خداوند در عوض یک درهم که مؤمن از مال خود به مصرف امام برساند به اندازه کوه احد در بهشت به او عطا می فرماید.
📒 مکیال المکارم ، ج۲ ، ص۳۵۱
"لاٰ حَولَ وَلاٰ قُوَّةَ اِلّاٰ بِاللّٰهِ الْعَلیٌِ الْعَظیم"
🖼 هر روز خود را با بِسْمِ اللَّـهِ الرَّحْمَـٰنِ الرَّحِيمِ آغاز کنیم:
🪧تقویم امروز:
📌 جمعه
☀️ ۲۶ بهمن ۱۴۰۳ هجری شمسی
🌙 ۱۵ شعبان ۱۴۴۶ هجری قمری
🎄 14 فوریه 2025 میلادی
📖 حدیث امروز:
✳️ امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف:
برای تعجیل در فرج بسیار دعا کنید که فرج من فرج شما نیز هست.
🔖 مناسبت امروز:
🌸 ولادت حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف
👤روز جهانی مستضعفان
🌼 روز سربازان گمنام امام زمان عجل الله
اَلْحَمْدُ لِلَّهِ کَمَا هُوَ أَهْلُهُ
اَللّٰهُمَّ عَجِّلْ لِوَلیِّکَ الْفَرَج اِلٰهیٖ آمّیٖن
سلام امام زمانم✋🌸
ای یار سفر کرده اگر که ز تو دوریم
حس میکنم انگار که نزدیک ظهوریم
ای نور که کعبه شده دل تنگ اذانت
مردان جهادند همه منتظرانت...
ای بودم از نبودِ تو نابود می شوم
می سوزم از فراقِ تو و دود می شوم
آقا بیا و با دَمِ عیساییت ببین
نابودم و زِ بودِ تو موجود می شوم
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج
6.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
یابنالحسن(ارواحنافداه)
«این شب جمعه اگر مقصد تو کربوبلاست، نزد ارباب دعایی به من نوکر کن...
صلی الله علیک یا اباعبدالله 🌱
اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَين...
وَعَلى عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ...
وَعَلى أولاد الحُسَینِ...
و علی اصحاب الحسین..
و عَلی أخیکَ الحُسَین حضرت اباالفضل العباس علیه السلام
و علی اُختِ الحُسَین حضرت زینب الکبری سلام الله علیها
و علی بنت الحسین حضرت رقیه سلام الله علیها
سلامتی و تعجیل در فرج آقا امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف هدیه به جمیع اهل بیت علیهم السلام به ویژه خانم حضرت نرجس خاتون سلام الله علیها، آقا امام حسین علیه السلام،آقا حضرت عباس علیه السلام و مادر بزرگوارشان، خانم حضرت زینب سلام الله علیها، خانم حضرت رقیه سلام الله علیها، آقا حضرت علی اکبر علیه السلام و مادر بزرگوارشان، آقا حضرت علی اصغر علیه السلام و مادر بزرگوارشان، شهدا و یاران کربلا، به حد ارادت صلوات
اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم
بحق خانم حضرت زینب الکبری سلام الله علیها اللهم عجل لولیک الفرج 🤲
سربازان امام زمان...
سالروز میلاد فرمانده تان مبارک🎊
💢روز سربازانگمنام امام زمان (عجل الله) مبارک
💠هفته سربازانگمنام امام زمان (عجل الله) یادآور مجاهدتهای نیروهای مؤمن، انقلابی و کارآمد مجموعههای اطلاعاتی و امنیتی کشور در راه امنیت و اقتدار پایدار و مردمی است.
📎 #نیمه_شعبان
📎 #هفته_سربازان_گمنام
میگنتنهاجاییکهزمینمحتاجِ
باراننیست؛کربلاست!
باورنداری؟ازچشمهابپرس:)
صَباحاً اَتَنَفَسُ.. بِحُبِ الحُسَین💚
🍃رو به شش گوشهترین
قبلهی عالم
هر صبح بردن نام
حسیـــن بن علی میچسبد:
چِــقَدَر نـام تــو زیبـاست
اَبــاعَبـــــدالله...
هرکسی داد سَلامی به تو
و اَشکَش ریخت ،،،
او نَظـَرکَــردهی زَهــراست...
اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَيْنِ
وَعَلى عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ
وَعَلى اَوْلادِ الْحُسَيْنِ
وَعَلى اَصْحابِ الْحُسَيْنِ
وعَلی العباس الحسُیْن...
ارباب بيکفن ســــــــلام...
#صبحم_بنامتان_اربابم
9.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🍬🤪🎈 جمعه ۲۶ بهمن ماهتون عالی👼
🎈🌀🍬 در روز میلاد قائم آل محمد🎏
🍬🤪🎈 الھی غرق🕯🫐
🎈🌀🍬 خوشبختی بشین👋
🍬🤪🎈 الهی بی دلیل دل❤️
🎈🌀🍬 مهربونتون شادشه🎏
🍬🤪🎈 الهی کاراتون🧝
🎈🌀🍬 بروفق مرادباشه✨
🍬🤪🎈 الهی تنتون سالم و💖
🎈🌀🍬 عاقبتتون بخیر باشه🎆
عیدتان مبارک
۱۴۰۳/۱۱/۲۶