گروه گفتمان بسوی ظهوردر تلگرام شمارادعوت می نماید:
لطفا متن را کپی کنید و به تلگرام ببرید
https://t.me/+NuwJ-UXa6BpkZjc0
📖 اصول چهارگانه در زندگی
🔻قيلَ لِلصـادقِ عليه السلام: عَلى ماذا بَنَيْتَ أَمْرَكَ؟ فَقالَ عليه السلام:
🔸عَلى أَرْبَعَةَ أَشْياءَ: عَلِمْتُ أَنَّ عَمَلى لايَعْـمَلُهُ غَيرى فَاجْتَهَدْتُ وَ عَلِمْتُ أَنَّ اللّهَ عَزَّوَجَلَّ مُطَّلِعٌ عَلىَّ فَاسْتَحْيَيْتُ وَ عَلِمْتُ أَنَّ رِزقى لايَاكُلُهُ غَيرى فَا طْمَانَنْتُ وَ عَلِمْتُ أَنَّ آخِرَ أَمْرى الْمَوتُ فَاسْتَعْدَدتُ؛
✨به امام صادق عليه السلام گفتند: كار خود را به چه اساسى استوار ساختهاى؟ فرمود: بر چهار بنيان:
1️⃣دانستم كه عمل مرا كسى ديگر انجام نمىدهد پس تلاش نمودم
2️⃣دانستم كه خداى بر من آگاه است پس حيا كردم.
3️⃣دانستم كه روزى مرا ديگرى نمىخورد پس آرام گرفتم
4️⃣دانستم كه پايان كار من مرگ است پس براى آن آماده شدم.
📚 بحارالأنوار، ج ۷۸، ص ۲۲۸.
📲 lib.eshia.ir/11008/78/228/علمت
#رحمت
#مغفرت
ܭߊࡅ߭ߊܠܙ_ܩߊ_ܝߊ_ܢ̣ܘ_ߊܢܚ݅ࡅ߳ܝߊܭ_ܢ̣ܭَܥ̇ߊܝࡅ࡙ܥ❣↶
╭━━⊰❀•❀🪴🌤👨👩👧👦❀•❀⊱━━╮
@dadhbcx
╰━━⊰❀•❀👨👩👧👦🌤🪴❀•❀⊱━━╯
🔰 عیب کسان
❇️ امام على عليهالسلام : أفضَلُ النّاسِ مَن شَغَلَتهُ مَعايِبُهُ عَن عُيوبِ النّاسِ .
💠 بهترين مردم كسى است كه عيب هاى خودش، او را از عيب هاى مردم باز دارد.
📚 غررالحکم، ۳۰۹۰
✍️ وقتی فرد بر روی نقاط ضعف و مشکلات خود تمرکز کند، توانایی کمتری برای عیبجویی از دیگران خواهد داشت. این فرآیند نه تنها به ارتقاء خودآگاهی منجر میشود، بلکه به فرد اجازه میدهد تا با درک بهتر از خود، به دیگران نیز با همدلی و محبت نگاه کند. در نهایت، این نگرش میتواند به برقراری ارتباطات مثبتتر و کاهش قضاوتهای ناپسند در جامعه کمک کند.
📎 #عیبجویی
📎#دوستی
📎#اخلاق_اسلامی
📎 #کودک_نوجوان
ܭߊࡅ߭ߊܠܙ_ܩߊ_ܝߊ_ܢ̣ܘ_ߊܢܚ݅ࡅ߳ܝߊܭ_ܢ̣ܭَܥ̇ߊܝࡅ࡙ܥ❣↶
╭━━⊰❀•❀🪴🌤👨👩👧👦❀•❀⊱━━╮
@dadhbcx
╰━━⊰❀•❀👨👩👧👦🌤🪴❀•❀⊱━━╯
💢زن و خانواده
💠كلمهى طيّبه يعنى خانوادهى نيك و پر بركت
💠خانواده همچون کلمهی طیّبه است که با برکت و نیکی، اثرات مثبت خود را در جامعه گسترش میدهد. این مفهوم، هدیهای الهی است که بر پایهی اصول صحیح بنا شده و هم در جنبههای معنوی و هم مادی زندگی انسان تأثیرگذار است.
📚زن و خانواده، دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت الله العظمی خامنهای، ص۸۰
📎 #خانواده
📎 #همسرداری
📎 #سبک_زندگی
ܭߊࡅ߭ߊܠܙ_ܩߊ_ܝߊ_ܢ̣ܘ_ߊܢܚ݅ࡅ߳ܝߊܭ_ܢ̣ܭَܥ̇ߊܝࡅ࡙ܥ❣↶
╭━━⊰❀•❀🪴🌤👨👩👧👦❀•❀⊱━━╮
@dadhbcx
╰━━⊰❀•❀👨👩👧👦🌤🪴❀•❀⊱━━╯
❣وقتی همه چیز خوب پیش میرود، تمایلی به رشد نداریم.
❣چون برای رشد باید تغییر کنیم، زیرا "رشد به معنای تغییر" است.
❣به طور کلی، زمانی که با شرایط سختی مواجه میشویم، پیشرفت میکنیم.
❣اغلب برای یادگیری به شکست نیاز داریم، همانطور که بدن ساز به وزنه هایی نیاز دارد تا در برابر آنها مقاومت کند.
❣رشد در جهان بدون مبارزه غیرممکن است.
ܭߊࡅ߭ߊܠܙ_ܩߊ_ܝߊ_ܢ̣ܘ_ߊܢܚ݅ࡅ߳ܝߊܭ_ܢ̣ܭَܥ̇ߊܝࡅ࡙ܥ❣↶
╭━━⊰❀•❀🪴🌤👨👩👧👦❀•❀⊱━━╮
@dadhbcx
╰━━⊰❀•❀👨👩👧👦🌤🪴❀•❀⊱━━╯
🌳 قدرت حافظه
شیخ طوسی در کتاب الفهرست مینویسد:
☘️ ... صدوق، بزرگوار و حافظ احادیث، ناقد اخبار و نسبت به رجال دانا بود. در بین دانشمندان قم شخصیتی به قدرت حافظه و زیادی دانش او یافت نشده است.
🔶 روز بزرگداشت شیخ صدوق گرامی باد.
📎 #امام_خامنه_ای
📎 #شیخ_صدوق
ܭߊࡅ߭ߊܠܙ_ܩߊ_ܝߊ_ܢ̣ܘ_ߊܢܚ݅ࡅ߳ܝߊܭ_ܢ̣ܭَܥ̇ߊܝࡅ࡙ܥ❣↶
╭━━⊰❀•❀🪴🌤👨👩👧👦❀•❀⊱━━╮
@dadhbcx
╰━━⊰❀•❀👨👩👧👦🌤🪴❀•❀⊱━━╯
💢 ذلتِ طمع
💠 امیرالمؤمنین علیهالسلام:
🌼 الطَّامِعُ فِي وِثَاقِ الذُّلِ
🌹 طمع كار در بند ذلت گرفتار است.
📚 نهج البلاغه، حکمت 226.
📎 #نهج_البلاغه
📎 #انصاف
📎 #سبک_زندگی
ܭߊࡅ߭ߊܠܙ_ܩߊ_ܝߊ_ܢ̣ܘ_ߊܢܚ݅ࡅ߳ܝߊܭ_ܢ̣ܭَܥ̇ߊܝࡅ࡙ܥ❣↶
╭━━⊰❀•❀🪴🌤👨👩👧👦❀•❀⊱━━╮
@dadhbcx
╰━━⊰❀•❀👨👩👧👦🌤🪴❀•❀⊱━━╯
👨👩👧👧کانال سبک زندگی 🪴
🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸 💗رمان_حورا💗 قسمت25 بعد خوردن چای عصرانه با مارال به اتاقش رفت تا حاضر شود. تیپ مشکی ز
در رابست و لباس هایش را عوض کرد.
پشت در اتاقش، مهرزاد منتظر و ناامید ایستاده بود و با غم به در نگاه می کرد.
همه خواب بودند کاش می توانست با او حرف بزند اما می دانست که حورا او را قبول نمی کند. پس فقط پشت در چمباتمه زد و سرش را روی زانو هایش گذاشت.
حورا دفتر یادداشتش را برداشت و پشت میز نشست. چراغ مطالعه را روشن کرد و نوشت.
چیز هایی که در دلش بود را نوشت.
"دلم آن چنان یک دوست ناب و بکر میخواهد,
که همه ام را از نگاهم بخواند..
از چشمانم,از حرف های هنوز نگفته ام....
دلم آن چنان میخواهد کنارش فرسنگ ها قدم بزنم,از همه چیز بگویم و او هیچ نگوید,
فقط گوش کند,با من ذوق کند
با من بغض کند با من بخندد و با من همه راه های آمده و نیامده را طی کند....
و چقدر خوب که هدی را دارم."
ورق زد و در صفحه بعدش نوشت
"توی این دنیایی که همه موها بلند شده و بلوند،داشتن این فرفری های کوتاه و قهوه ای عجیب میچسبد...
توی کافه ها که همه لته و اسپرسو سفارش میدهند،
خوردن چای با عطر هل عجیب میچسبد...
توی روزگاری که ته همه ی دوست داشتن ها به ماه هم نمیرسد،
سالها عاشقانه ماندن به پای کسی عجیب میچسبد...
توی زمانه ای که همه چهره ها شبیه به هم و رنگ چشم ها مثل هم شده،
داشتن دماغی با یک قوز کوچک و چشمان قهوه ای معمولی عجیب میچسبد...
توی روزهایی که دختران ساعت ها زیر دست آرایشگر مینشینند و وقت پسران توی باشگاه ها میگذرد،
وقت گذراندن توی کافه کتاب ها و ساعت ها وقت برای عکاسی عجیب میچسبد...
توی دوره ای که ملاک خوب و بد بودن آدم ها شده چهره و تیپ و قد و پول توی جیبشان،
معمولی بودن و مورد پسند همه نبودن عجیب میچسبد..."
این ها را نوشت و خوابید بدون فکر کردن به مهرزاد و امیر مهدی و حتی هدی..
🍁نویسنده زهرا بانو🍁