|@k_ataieniya315کربلایی محمد عطایی نیا |زمینه_بابا جون رقیه.mp3
زمان:
حجم:
7M
بابا جون رقیه
برسونم به محرم تو رو جون رقیه💔 . .
وقتی اسمت رو بردم
لحظهای سکوت کردم
انگار کسی در گوشم گفت:
آروم باش میدونم!
اونجا بود که فهمیدم
تو همیشه هوام رو داشتی :)
#عزیزِعراقیِمن
فرسخ ها از تو دورم،
الان زائر هات کنارت هستن خوش بحالشان،
من اینجا دارم از دل تنگی دق میکنم
بیا یه بار ما رو هم بطلب💔:)
وقتی چشمم به کتیبه ها و پرچم هات خورد
تازه فهمیدم چقدر دلم برای محرمت تنگ شده.
الحمدالله که تونستیم باز این سیاهیا رو ببینیم :)
وترالمَوتور ؛
قلبي يطمئن باسمك يا حسين . .
قلبم به نام تو آرام است یا حسین :)
به نام آن کس که پناه مان بود
با اذن و رخصت گرفتن از مادر سادات
پیراهن مشکی به تن می کنم
و عزادار پسر فاطمه می شوم
حی علی عزای حسین . .
این لحظه ها را قاب می کنم و گوشهی ذهنم نگه میدارم.بعد از خروج از حسینیه هنوز در گوشم صدای روضه خوان می پیچد، قلبم آرام گرفته انگار شما دست بر روی قلب آشوبم کشیده ای و آرام میتپد.
صدای مداحی بگوش می رسد صدا از موکبی که همان نزدیکی زده اند می آید دختری در دستش لیوان شربتی است و بِ دستم می دهد لبخند به او میزنم و او لبخند شیرینی بر لبانش می نشیند تشکر میکنم و او می رود. باد می وزد و صدای تکان خوردن پرچم به گوشم می خورد سر بلند می کنم وچشمانم به پرچمت که سر در حسینیه نصب شده است می خورد؛ نام یا اباعبدالله بر روی پرچم خود نمایی می کند :)
- کوچه کوچه دلم پر از غوغاست
هر طرف خیمه عزا برپاست
ماه خون و خروش و ماتم شد
ماه خون خدا محرم شد
#شباولمحرم
#دلنوشته