ماه ما امشب در آمد، شد منور شام تار
لافتی الا علی لا سیف الا ذوالفقار
#متین_پسندیده
@daftarcheyesheer
بعدازظهر تاسوعا ، روستای بالا به سمت روستای پایین دسته عزاداری میبرد. روستای پایین میان راه چند موکب زده، تا با شربت و حلوا و...از عزاداران حسینی پذیرایی کنند، دسته عزاداری روستای پایین هم تا نصف مسیر را به استقبال می آید، دو دسته عزاداری که به هم میرسند علم ها به هم احترام می گذارند ، بعد دسته ها باهم ترکیب شده و به سمت روستای پایین می روند،داخل مسجد هم بساط شربت و چای و حلوا و خرما و...آماده است.
بعد از ظهر عاشورا روستای پایین به سمت محله بالا دسته عزاداری حرکت می دهد، همان آداب و رسوم دوباره تکرار می شود ،فاصله دو روستای بالا و پایین زیاد نیست، اما مسیر کوهستانی و شیبدار است، کار برای علمدارها و پرچم دار ها سخت است.
اما عشق به امام حسین(ع) خستگی و سختی مسیر نمی شناسد.
موکب های کوچک، دم در خانه ها برپاست،آش، هندوانه، چای...هرچیزی که اندکی خستگی سینه زنان و زنجیرزنان را کم کند فراهم است، پیرمردی دم خانه اش اسپند دود می کند، اسپند سربالایی های روستا را طی میکند و از لابه لای عزاداران خودش را به پرچم ها می رساند،
روستای میزبان گوسفند قربانی می کند و بعد دسته عزاداری عزم رفتن می کند، مداح می خواند:
به سلامت بروید اهل عزا
اجرتان با کشتگان کربلا...
@daftarcheyesheer
هدایت شده از دفتر تمرین (سعیدتوتونکار)
کربلا روضههایی دارد که ادب مؤمنانه مانع کنجکاوی و روایت آنهاست و جز کسانی که در صحنه حاضر بودند، محرم آن نیستند. و کسانی که خداوند بخواهد.
هر چه را اهل بیت علیهم السلام صلاح دانستهاند بازگو فرمودهاند و برای اهل ادب صفحاتی گشوده میشود که نیازمند توصیف زمینی آن اتفاقات نیستند. اگر هزار بار جان دهیم برای آنچه گذشت، آسان است در برابر واقعه سخت عاشورا و روزهای بعد از آن.
دور باد که از اصحاب کربلا نباشیم.
هدایت شده از فکرت
#گزارش_تصویری
هفتمین قسمت از عصرانههای عاشورایی فکرت با موضوع «عاشورا و ادبیات پایداری زنان» با حضور استاد محمدجواد شرافت در کتابفروشی آستان قدس رضوی برگزار شد.
➕ صوت و کلیپهای تصویری این جلسه به زودی منتشر خواهد شد.
📮فکرت، رسانه اندیشه و آگاهی؛
🔅@fekratmedia🔅
روستا خیلی خوب است اما معایبی هم دارد، مثلا خانه ها آنقدر به هم نزدیکند که وقتی در میزنند نمیدانی باید بروی در را باز کنی یا منتظر بمانی تا دختر همسایه برود و در خانه شان را باز کند.
یا وقتی برق می رود آنتن موبایل هم قطع می شود و وای به حالت اگر از قبل برای مصاحبه رادیویی برنامه زنده قول داده باشی ، که در بی آنتنی هیچ کاری از دستت بر نمی آید.
یا مثلاً وقتی با ذوق در حال عکس گرفتن از یک موکب کوچک باصفا هستی و داری خیلی مهربانانه به تمام خانم های روستا سلام میکنی، در همین حال پایت گیر می کند به یک تکه سنگ و نزدیک است مسیر سراسر شیبدار را سر بخوری که میبینی بچه ها یک ریز به تو می خندند، حتی الاغ حاج حسن هم دارد می خندد، غریب بودن سخت است باید زود خودت را جمع و جور کنی و با یک لبخند ملیح اهالی را تنها بگذاری...
یا مثلاً وقتی عجله داری تا به روستای پایین برسی مجبوری پشت وانت بنشینی و از مسیر لذت ببری
البته این مورد آخر خیلی جذاب و دوست داشتنیست به شرطی که تمام مسیر را طوری لبخند نزنی تا مضحکه خاص و عام شوی
تا تجربیات دیگر بدرود...
#پچ_پچ
@daftarcheyesheer
دفترچه
کجا برانمت از خود؟! قُلْ يَا عِبَادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلَى أَنْفُسِهِمْ لَا تَقْنَطُوا مِنْ
این شعرشون رو هم همیشه زمزمه میکنم با خودم
کجا برانمت از خود؟! به روز حشر اگر که
امیدوار به سویم نگاه داشته باشی...
پیش چشمانت همیشه بند میآید زبانم
ماندهام چیزی بگویم یا که ساکتتر بمانم؟
در دلم باروت حرف و بر سرم انبوه برف و
ظاهرم خاموش و سرد و از درون آتشفشانم
زیر پاهای تو له شد آرزوهایم ولی باز
اخم هایت،خنده هایت،میزند آتش به جانم
اهل دل بستن نبودی، اهل دل کندن نبودم
تو همان هستی که بودی، راستی من هم همانم!
ته کشیده حس و حالم، فارغ از هر قیل و قالم
پشت هم نحس است فالم، من کیام؟ لطفاً بخوانم...
#متین_پسندیده
#عاشقانه
@daftarcheyesheer