خب خلاصه که اول باید بگم برعکس مافیا ها تو بقیه کشور ها که ریشه قدیمی دارن ، اینا جدید ترن و داستان ور ها برمی گرده به زندان های کار اجباری شوروی ، استالین ( گولاگ )اواخر دهه 1920
یه گروه از زندانیای حرفه ای اونجا حوصلشو سر رفته بود گفتن بیاین یه جهان دزدان واسه خودمون بسازیم ( Vorovskoi Mir ) . ( حوصلشون سر رفته بود رو از خودم در آوردم چون دلیل اصلیشونو نمیدونم )
این گروه به جای اینکه با سیستمی همکاری کنه یه سیستم برای خودش ساخت که کاملا ضد حکومت بود و به کسایی که از این قوانین پیروی میکردن میگفتن دزدان در قانون ( Vory v Zakone) یا همون "ور".
یه سری قانونای سختگیرانه داشتن که سه تای برترشون
_ هیچ طوره نمیتونستن با دولت همکاری داشته باشن.
_ درآمدشون نباید از راه قانونی میبود و حتما باید از راه خلاف و دزدی پول درمیآوردن.
_ حق ازدواج نداشتن و باید تا آخر عمرشون به این قوانین پایبند باشن.
خب ور شدن هم یه سری مراحل داشت .
اون طرف که میخواست ور بشه اول باید محکومیت های متعدد میداشت ( از این بچه لاتای محل که سابقه دارن ) خلاصه...
دوم اینکه هرچی بدتر امتیازاتش پیش 'ور' های بزرگ بیشتر.
بعدشم یه چندتا "ور" کله گنده میومدن طرف رو تایید میکردن که قابل اعتماده و جزوشون میشد.
جالب اینه که خبر ور شدن یکی تو همه ی زندان های کشور پخش میشد تا اگه خلافی از اون تازه وارده دیده شد به ور های بزرگ گزارش بدن.
تهشم که ور های کله گنده پیش بقیه میگفتن طرف قابل اعتماده و بقیه هم بهش احترام میذاشتن
خب حالا ورق برمیگرده .
ور ها دو دسته میشن. و بینشون یه جنگ داخلی بزرگ راه میوفته که به جنگ سوکا معروفه و از سال های ۱۹۴۸ تا ۱۹۵۳ طول کشیده . ور های قدیمی که سازمان و رسما دنیای خودشونو داشتن با ور های جدید که با دولت همکاری داشتن درگیر میشن. این جنگ به نفع ور های جدید تموم و راه خلاف براشون باز میشه.
خب دیگه داستان برمیگرده به دوران ۸۰. وقتی گورباچف اومد بازسازی اقتصادی رو راه انداخت . در های اقتصاد رو باز کرد.
یه سری بچه زرنگ که از قضا خلافکار بودن و تو بازار سیاه کار میکردن اومدن و کسب و کار های نیمه قانونی رو راه انداختن
خلاصه که از بین رفتن شوروی هرج و مرج اقتصادی وحشتناکی رو رقم زد. کارخونه هاب دولتی تعطیل و میلیون ها آدم بیکار شده بودن. ارتش بیکار شده بود و اسلحه ها دست مردم افتاده بود. دیگه هیچ پلیس و نهاد سازمان یافته ای نبود تا جلوی خلاف و بگیره.
اینجا بود که براتوا ( برادری ) بین ور ها و خلافکارا شکل گرفت ( همون جدیدا )
این بچه جدیدا هم دیگه ور های قدیمی نبودن که تو زندان برای خودشون قانون وضع کنن.
شدن یه سری بازرگان مسلح که به زور تفنگ و پول ، کارخونه ها ، بانک ها و حتی معادن نفت و گاز رو هم تصاحب کردن.
مدیرهای کارخونه ها ( که خب تو دوران شوروی دولتی بود ) گفتن ما این نفت هارو به قیمت دولتی میفروشیم به کارخونه های خصوصی ( مال همون مافیا ها بودن ) مافیا ها هم نفت رو خیلی ارزون میخریدن ( شاید بگیم مگه مدیر دیوونه بود که نفت و ارزون فروخت ؟ نه ، از طرف مافیا تهدید شده بود )
بعد همین شرکت های خصوصی این نفت رو میفروخت به کشورای دیگه. تمام این سود هم میرفت تو جیب خودشون . به دولت هم یه پول ناچیزی میرسید که تهش همونم پولشویی میشد