هدایت شده از a girl written by angels
جملهی اول: «آن شب ماه زودتر از همیشه طلوع کرد؛ انگار منتظر آمدن او بود.»
مکانِ خالـــــی
شب های برره core :
-ortak
+He ortak?
این دو نفر اگه گفتید شبیه کیا ان؟
بعله عشیر و سرهات
مکانِ خالـــــی
کتابایی که از نشرای رندوم ان، کتابایی که موقع نشر و جابه جایی ضربه خوردن ،کتابهایی که اصلا ترند ن
با کتابایی که دست دوم ان خیلی حال میکنم و حس خوبی میگیرم،با اینکه محبوبیتی ندارن اما من عاشقشونم،میدونم قبل از من یه ادم دیگه با نوشته هاش خندیده،ناراحت شده و همزاد پنداری کرده.
یه بار قبلا اون کتابِ ورق خورده و لابه لای صفحاتش گل یا یه کاغذ رندوم گذاشته شده>>>
مکانِ خالـــــی
-توی همه جا و هرچیزی یه جای خالی حس میکنم،بنظرت چرا این حس هیچوقت تموم نمیشه؟ +شاید اونا جای خالی تی
من قلبم و دو دستی تقدیمت کردم،تو با دو تا دستات تیکه تیکه اش کردی،و خب...منم تیکه هاشو گم کردم جانِ دل،میدونی چرا هنوزم بهت میگم جانِ دل؟ چون هنوز تو مثل یه جان توی اون تیکه های گمشده ای، و منم اون خرده ها رو پیدا نمیکنم که تورو ازونجا برونم بیرون...
هدایت شده از ݃ 𝗔 ─ 𝖺𝗌𝗍𝗋𝗈᮫᜔݁۫𝗇︎ ،𝗈𝗆︎𝗒
کیدنس، نظرت درمورد پیدا کردن یه پارتنر خوب چیه