eitaa logo
دانشجو آزاد کرمان
490 دنبال‌کننده
150 عکس
161 ویدیو
2 فایل
رسانه تبیینی دانشجویی استان کرمان
مشاهده در ایتا
دانلود
اونایی که دوشب گذشته به کافه سیارمون سر زدن که کلی کِیف کردن😌. ولی اونایی که نتونستن بیان... میخوام یه کلیپ بزارم دلتون آب شه😅
2.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
یه کافه‌ دخترونه، ولی رو چرخ ☕🚐💕 همه‌جا می‌تونه بشه یه جای دنج، یه گوشه برای خندیدن، قهوه خوردن و گپ زدن با رفیقای صمیمی! اولین شب از یه کافه سیار که خودش یه حس خاصه 😍 کِی میای امتحانش کنیم؟😁
سلااااام.🖐 دوستان ما کلی فعالیت داریم توی روبیکا☺️.اما متاسفانه چون ایتا محدودیت فعالیت داره و نمیشه کلیپای بیشتر از ۵مگابایت فرستاد،،نمیتونیم اینجا بزاریمشون🥲 اگر روبیکامونو دنبال نمیکنید،تشریف بیارید اون سمت و ازمون حمایت کنید لینک کانال روبیکا👇 https://rubika.ir/daneshjoazadkerman
دانشجو آزاد کرمان
🔴اصلاحیه!! 📣توجه توجه!! صدای ما رو دارید؟!🔊 پشت هر فنجون قهوه‌ای که از کافه‌ سیار ما می‌گیری، یه تی
راستی تا یادم نرفته اینو هم بگم که امشب آخرین شبه کافه سیار بشری است...🥲 میدان کوثر منتظرتونیم... این فرصت هم نشینی رو از دست ندین❌😉☕️
💚 معده‌هایمان به مرحله فریاد رسیده بود. یکی از بچه‌ها با خنده گفت:«به نظرتون این کافه‌ گفتگو، چیزی برای خوردن هم داره یا فقط اسمش کافه‌ است»؟ همین شوخی، باعث شد قدم‌هایمان به سمت ون تندتر شود. رسیدیم نزدیک ون که چند صندلی چیده شده بود، بوی قهوه توی هوا پیچیده بود و خانم ها یکی‌یکی می‌آمدند و می‌نشستند. اما گوشه‌ای از ماجرا، چیز دیگری جریان داشت. دو دختر، کمی آن‌ طرف‌تر روی زمین نشسته بودند. نه میز کاری داشتند، نه نور مناسبی و نه امکانات خاصی. یکی نور گوشی را گرفته بود، آن یکی هم سرش پایین بود و مقواها را برش می‌زد. چادرهایشان خاکی شده بود، اما انگار هیچ‌کدام برایشان مهم نبود. آن‌قدر غرق کار بودند که شلوغی اطراف را نمی‌دیدند. رفتم نزدیک‌تر و پرسیدم: دارید چیکار می‌کنید؟ از طرف کجا هستید؟ سرش را بالا آورد، لبخند زد و گفت: «یک تیم دانشجویی هستیم و داریم فضای کافه رو آماده می‌کنیم، برای خانم هایی که اینجا حضور دارند. بالاخره باید اینجا حس خوب بگیرن، حرف بزنن، بدونن هنوز میشه کنار هم ایستاد.» و یک چشمک هم زد... همان لحظه با خودم گفتم: صبح تا حالا داشتم فکر می‌کردم توی این روزها، نقش من چیه؟ وسط این همه خبر و اضطراب و نگرانی، آدم دقیقا چه کاری از دستش بر می‌آید؟ جوابم را همان‌ جا پیدا کردم. کنار دو دختری که با نور یک گوشی، تاریکی را کنار زده بودند. بعضی‌ها فکر می‌کنند اگر دانشگاه تعطیل شد، کار دانشجو هم تعطیل می‌شود. اما دانشجو، مؤذن جامعه است؛ هرجا نیاز باشد، همان‌جا باید صدایش شنیده شود. #دختر#آزادی
4.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
یه شب دیگه هم تموم شد، اما حال خوبش موند ☕💗 کافه سیار دخترونه با شما معنی می‌گیره ✨ تا شب‌های بعدی کنار هم ؛منتظر مون باشین
4.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
“در مسیر زندگی، لحظاتی هست که باید با دوستان و در گفتگوهای صمیمانه سپری شود. اینجا، کافه‌مان، محلِ آن لحظه‌هاست.”
دانشجو آزاد کرمان
این چند شب کارم شده بود دعوت کردن از خانم‌ها برای لحظاتی هم‌صحبتی با هم. طبق معمول دور و اطراف کافه‌ی سیارمان قدم می‌زدم و سرکی به گوشه و کنار می‌کشیدم که دیدمش. با موبایلش از زوایای مختلف کافهٔ کوچکمان عکس می‌گرفت و یک میکروفون بی‌سیم هم دستش بود برای ضبط صدا. اما لباس فرمش بیشتر از هر چیز توجهم را جلب می‌کرد؛ لباسی ساده با آرم یک خبرگزاری و یک کارت که انگار نشان خبرنگاری‌اش بود، آن هم «خبرنگار افتخاری». جلوتر رفتم، لبخندی زدم و گفتم: ـ سلام. ظاهراً امشب یه مهمون ویژه داریم… چند دقیقه‌ای کنار ما باشین. برگشت وبا لحن مهربانی گفت: سلام. راستش خیلی جذب فضای اینجا شدم. اومدم ببینم چه خبره؛ حیفه که اینجا روایت نشه… صحبت می‌کنید با خانوما؟ + بله، این روزا که خانم‌ها توی خط مقدم‌ان، فکر کردیم شاید بد نباشه راجع به زنِ مسلمانِ ایرانی دقیق‌تر صحبت کنیم. ـ چه خوب. من از خبرگزاری پانا اومدم؛ یه خبرگزاری دانش‌آموزیه. توی این مدت نتونستم بیکار بمونم، حیف بود که روایت این شبا ضبط نشه. این شد که دوربین‌به‌دست شدم و امشب قرعهٔ روایتم به نام کافهٔ شما افتاد. می‌تونید روی من حساب کنید. جمله‌اش که تمام شد، دعوتش کردم برای گفت‌وگو. دقایقی کنار ما ماند و با چشمانی سراسر شوق رفت… با نگاهم بدرقه‌اش می‌کردم و فکر می‌کردم که این جنگ، عجب نعمتی است؛ دل‌ها را به هم نزدیک می‌کند، چراغ وطن‌دوستی و دغدغه‌مندی را در قلب‌ها روشن می‌کند و شوق حرکت می‌دهد. ما فقط شنیده بودیم… شنیده بودیم که مردم انقلاب کردند، شنیده بودیم که مردم هشت سال پای کار کشورشان ایستادند؛ ولی به قول معروف، شنیدن کی بود مانند دیدن.
کشف کردیم یه جای دنج و دوست‌داشتنی رو به اسم کافه سیار! عکس‌ها خودشون گویای همه چیز هستن. 😉 #دختر
گاهی تمام چیزی که از یک شب می‌ماند، چند قاب 🖼️ و یک حس خوب است. 🥰 یه شب دیگه از کافه برای ما پر بود از همراهی 🫂، صمیمیت 🤗 و لحظه‌هایی که با حضور شما معنا گرفت. 💖 ممنون که کنار ما بودید و این شب را خاص‌تر کردید. ✨ این تصاویر، خلاصه‌ای از همان حال خوب‌اند. #دختر