شب ولادت امام رضا، با مادرش آمده بودند به خیابان.
میگفتند قرار شبانهشان همین حضور در خیابان است، برق چشمانش با آن چهره آرام، اولین چیزی بود که توجهم را جلب کرد.
نزدیک کافه ما شد و یکییکی رزقهای کوچک را به دست افراد دور میزها میداد و با خندهای که گوشه چشمانش را چین انداخته بود، میگفت: «این هدیهای از سمت امام رضاست.»
دل توی دلم نبود ببینم چه چیزی قرار است هدیه بگیرم. آخر سر هم طاقت نیاوردم و به سمتش رفتم. تا چشمش به من افتاد، یکی از بستههای کوچک را به دستم داد و گفت: «هدیه شماست.»
خندیدم و گفتم: «ممنونم، مثل اینکه امام رضا امشب ما رو فراموش نکرده.»
با همان سن کمش گفت: «نه خانم، امام رضا هیچوقت مردم ایران رو فراموش نمیکنه. اینو مامانم میگه.»
سری تکان دادم و گفتم: «آره، مامانت درست میگه.»
روی هدیهاش نگاهی انداختم؛ عبارت «دبیرستان دخترانه شاهد» توی چشم میزد. پرسیدم: «این هدیهها از سمت مدرسه است؟»
_آره. مامانم معلمه، گفت امروز من باید محبت امام رضا رو به مردم نشون بدم... باید به مردم بگیم ایران ما، ایران امام رضاس. مثل همه روزایی که توی کلاس اینو به دانشآموزام میگفتم. خلاصه خونوادگی اینا رو آماده کردیم.
نگاهی به چهرهاش انداختم؛ کل صحبتهایش را با یک شور و شوق خاصی میگفت. ذوق چشمانش بینظیر بود.
به جعبه توی دستش اشارهای کرد و گفت: «من دیگه برم، هنوز خیلی هدیه مونده که باید به دست صاحبشون برسه.»
خداقوتی گفتم و رفتنش را به تماشا نشستم. در دلم به مادرش آفرین گفتم؛ مادری که مشخص بود هم در انجام وظیفه معلمیاش بینظیر است و هم در مادریاش.
2.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
- ما مؤذنهای بیصداییم و فانوسِ دستمان، اذانمان../✨
شب که میشود، کرمان جای دیگری است.
نه آن کرمانِ روز با ترافیک و درس و دانشگاه و کتاب هاینخوانده.
شب که میشود، شهر عمیق تر نفس میکشد.
کوچه ها تاریک اند اما نه همه کوچه ها،
هر کوچه و خیابانی که مردم تویش جمع میشوند یک روشنایی دارد.
فانوسی...چراغی...شمعی...
کافهی ما اما فرق میکند،
کافهی ما سیار است و ما اینجاییم، در دل میدان...
ما دختران دانشجو...
ما اینجاییم چون یادمان نمیرود، هیچکداممان یادمان نمیرود،
نه آن لبخند و صدای مسیحایی را
نه آن صبح را،
نه آن غم جگرسوز را..
ما با عمق جان فهمیدیم که بعضی خونها برای زمین نیست، بعضی خون ها فیتیلهی فانوسِ راه میشود...
و فانوسِ این راه، با آتشی که ۷۶ روز است به جانمان افتاده روشن شده است...
راهی که نمیتوان با قدم زدن شناخت،
راهی که باید آن را در دل دید...
راه سید علیِ حسینیِ خامنه ای...
و حالا، ما اینجاییم،
ما مؤذنهای این جامعه...
کافه سیارمان را میبریم در دل تجمعات،
میز میگذاریم،
فانوس روشن میکنیم و قهوه میدهیم دست کسی که شاید این یک جرعه گفتگو، چراغی شود برای ادامه راهش.
این ما هستیم،
دختران دانشجوی کرمان.
نه تماشاگرِ تاریکی، که روشنکنندهی مسیر...
نه حاشیهنشینِ میدان، که هویتبخش جمع...
هر شب که مردم دور هم جمع میشوند، فانوسی به دست ماست.
ما نشان دادیم که زن در میانه این نبرد، نه فقط میماند، که نشان میدهد راه را.
نه فقط صبور است، که فانوس به دست میگیرد و جلو میافتد.
5.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اینجا خبری از هیاهو نیست؛ فقط یه فنجون قهوه، یه لبخندِ گرم و یه توقف کوتاه توی مسیرِ شلوغِ روزمرگی.
خوشحال میشم وقتی از کنارِ ماشینِ کوچیکِ ما رد میشین، یه سلامِ گرم کنین و با هم یه فنجون انرژیِ مثبت بنوشیم. 🌸
منتظرِ دیدارتون هستیم…
#دخترونه_بشری #کافه_سیار #قهوه_با_عشق #حال_خوب #کافه_گردی #آرامش_خونه_من»
3.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
خوشعطر، خوشطعم، و درست همون چیزی که برای یه لحظهی آرام لازم داری.
چای و نوشیدنیهای خاص ما، دعوتیه برای یه مکث کوتاه وسط شلوغیهای روزمره 🌷
#ایران#دختر#کافهسیار
#اطلاعيه
ویژه برنامه دومین سالگرد شهادت شهید جمهور و شهدای خدمت
امشب ساعت ۸:۳۰ میدان آزادی کرمان
دانشجو آزاد کرمان
- ما مؤذنهای بیصداییم و فانوسِ دستمان، اذانمان../✨ شب که میشود، کرمان جای دیگری است. نه آن کرمان
عکسی برای تاریخ
دست در دست پسرک کوچکش، دور تا دور کافه قدم میزد. بوی عطر بابونه و شکلات داغ در فضا پیچیده بود. خانمها دور میزها نشسته و گرم گفت و گو بودند. چند دقیقهای میشد که تجمع شروع شده بود و صدای مجری برنامه کموبیش به گوش میرسید. جمعیت زیادی به میدان رسیده بودند و پرچم ایران در گوشهوکنار بالا رفته بود.
نگاهش بین هیاهوی تجمع و آرامش کافه در گردش بود و با وسواس خاصی جزئیات کافه را زیر نظر داشت؛ انگار که میخواست همه چیز در ذهنش ثبت شود.
چشمانش روی آینه چوبی خیره ماند. همسرش را صدا زد و با هم به سمت آینه رفتند؛ آینهای به شکل ایران عزیزمان که هرکس روبهرویش میایستاد، تصویر خودش را در کالبد ایران میدید.
با آرامش خاصی موبایلش را به دست گرفت و رو به همسرش گفت: «یه عکس بگیریم؟! برای روز مبادا، که وقتی پسرمون بزرگ شد بهش بگیم ما میدون رو خالی نذاشتیم؛ ما هم پای کار ایران بودیم.»
صحبتش که تمام شد، خانوادگی ایستادند. موبایلش را بالا آورد و قاب را تنظیم کرد؛ تصویرشان در نقشه ایران جا گرفت. انگشتش دکمه را فشرد و... چیلیک!
#کافه_سیار
#ایران
#اکسپلور
در آستانه فرا رسیدن عیدالله الاکبر و اشرف الاعیاد عید اهل بیت محمد (ص) و سالروز رحلت سید روحالله خمینی(ره) بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران
📢 دانشگاه جامع علمی کاربردی استان کرمان برگزار می نماید:
🇮🇷 یادواره ۱۰ دانشجوی شهید دانشگاه 🇮🇷
🗓 تاریخ: ۱۳ ام خردادماه
🕰 ساعت: ۵ عصر
📍 مکان: گلزار شهدای بین المللی کرمان
💻 پخش زنده از کانال وصل خوبان گلزار شهدای بین المللی کرمان https://eitaa.com/vaslekhooban/97129
1.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
۳ روز مانده تا شروع دوباره... ⏳
هر عکس، یادآور لحظههایی است که اینجا زندگی جریان داشت؛ از قرارهای دوستانه و گفتوگوهای طولانی تا لبخندهایی که بخشی از هویت این کافه شدند.
بعد از روزهای انتظار، حالا زمان بازگشت نزدیک است.
با همان عشق، همان کیفیت و انگیزهای تازه برای ساختن لحظههای خوب کنار شما.
فقط ۳ روز دیگر تا باز شدن دوباره درهای کافه باقی مانده است.
منتظر دیدارتان هستیم. ☕️✨
#سه_روز_مانده #شروع_دوباره #کافه_گفتگو
3.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
۲ روز تا بازگشایی... ⏳
به روزی نزدیک میشویم که دوباره درهای کافه باز شوند و لحظههای خوب از نو آغاز شوند.
مشتاق دیدار دوباره شما هستیم.
فقط ۲ روز دیگر... ☕️✨
#کافه_گفتگو #کافه_سیار
1.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
فقط ۱ روز مونده... 🤍
راستش دلمون برای همهچیز تنگ شده؛
برای شلوغی کافه، برای سفارشهای قهوه، برای گپهای کوتاه و طولانی و برای دیدن شما.
این چند وقت مشغول آماده کردن همهچیز بودیم و حالا بالاخره رسیدیم به آخرین روز انتظار...
فردا دوباره درهای کافه باز میشه و همهچیز از نو شروع میشه. ☕️✨
بیصبرانه منتظر دیدنتون هستیم.
فردا میبینیمتون 🤍
#کافه_گفتگو #کافه_سیار #کافه_گردی
2.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
چند لحظه از پشت صحنه آمادهسازی...📱
بچهها این مدت برای تکتک جزئیات وقت گذاشتن و
حالا وقتشه که نتیجه بروزرسانی رو با شما به اشتراک بذاریم😁✨
وعده ما:{فرداشب میدان کوثر ؛ساعت ۲۰:۳۰}
راستی این دفعه کافه مون خانوادگیه پس دست اهل خانواده رو هم بگیرید و بيايد 💌
منتظرتون هستیم 🌱
#بازگشایی_کافه #کافه #میدان_کوثر #شروع_دوباره #پشت_صحنه #کافه_گردی