eitaa logo
دانشجو آزاد کرمان
490 دنبال‌کننده
150 عکس
161 ویدیو
2 فایل
رسانه تبیینی دانشجویی استان کرمان
مشاهده در ایتا
دانلود
1.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
۳ روز مانده تا شروع دوباره... ⏳ هر عکس، یادآور لحظه‌هایی است که اینجا زندگی جریان داشت؛ از قرارهای دوستانه و گفت‌وگوهای طولانی تا لبخندهایی که بخشی از هویت این کافه شدند. بعد از روزهای انتظار، حالا زمان بازگشت نزدیک است. با همان عشق، همان کیفیت و انگیزه‌ای تازه برای ساختن لحظه‌های خوب کنار شما. فقط ۳ روز دیگر تا باز شدن دوباره درهای کافه باقی مانده است. منتظر دیدارتان هستیم. ☕️✨
3.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
۲ روز تا بازگشایی... ⏳ به روزی نزدیک می‌شویم که دوباره درهای کافه باز شوند و لحظه‌های خوب از نو آغاز شوند. مشتاق دیدار دوباره شما هستیم. فقط ۲ روز دیگر... ☕️✨
1.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
فقط ۱ روز مونده... 🤍 راستش دلمون برای همه‌چیز تنگ شده؛ برای شلوغی کافه، برای سفارش‌های قهوه، برای گپ‌های کوتاه و طولانی و برای دیدن شما. این چند وقت مشغول آماده کردن همه‌چیز بودیم و حالا بالاخره رسیدیم به آخرین روز انتظار... فردا دوباره درهای کافه باز میشه و همه‌چیز از نو شروع میشه. ☕️✨ بی‌صبرانه منتظر دیدنتون هستیم. فردا می‌بینیمتون 🤍
2.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
چند لحظه از پشت صحنه آماده‌سازی...📱 بچه‌ها این مدت برای تک‌تک جزئیات وقت گذاشتن و حالا وقتشه که نتیجه بروزرسانی رو با شما به اشتراک بذاریم😁✨ وعده ما:{فرداشب میدان کوثر ؛ساعت ۲۰:۳۰} راستی این دفعه کافه مون خانوادگیه پس دست اهل خانواده رو هم بگیرید و بيايد 💌 منتظرتون هستیم 🌱
🎨🪣 روایت از رنگ و قلمو... از روزی که همه‌چیز با چند قوطی رنگ، چند قلمو و کلی ایده شروع شد، تا امشبی که فقط چند ساعت با دیدار شما فاصله داریم. ⏳ کمتر از ۱۰ ساعت مانده... و خیلی زود نتیجه تمام این روزها را خواهید دید🚪☕️ 📍 میدان کوثر 🕣 ساعت ۲۰:۳۰
4.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
این یکی از پیام‌هایی که بعد از دوره قبلی کافه دریافت کردیم🥹 پیامی که هم خوشحالمون کرد، هم مسئولیت‌مون رو بیشتر و حالا خبر خوب اینه که شما گفتید «ادامه داشته باشه»...🤩 ما هم برگشتیم. ✨ امشب اولین شب شروع دوباره‌ست 📍 میدان کوثر 🕣 ساعت ۲۰:۳۰ منتظر دیدنتون هستیم🤎
-شمار 🎨🖌️ روایت چند روز ذوق، رنگ و جزئیات... هر نقش و هر خطی که می‌بینید، با حوصله و عشق شکل گرفته تا امشب همه‌چیز آماده‌ی یه شروع دوباره باشه ⏳ کمتر از ۴ ساعت تا شروع دوباره اگر برنامه‌ای برای امشب نداری، ما یه میز برات کنار گذاشتیم. 😉🌙 📍 میدان کوثر 🕣 ساعت ۲۰:۳۰
🎭🚐✨-شمار دیگه وقتشه... ون قصه‌هامون سر جاشه، میزها چیده شدن، چراغ‌ها روشنن، و فقط جای شما خالیه 🌙 ⏰ کمتر از ۴۵ دقیقه تا شروع راستی... از خونه زدید بیرون یا هنوز براتون یه میز نگه داریم؟ 😏🔥 📍 میدان کوثر
5.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎬✨ اولین شب «اتفاقات» دقیقاً همون چیزی شد که براش لحظه‌شماری می‌کردیم... آدم‌هایی که برای اولین بار همدیگه رو دیدن، گپ‌هایی که قرار نبود اینقدر طول بکشن، و لحظه‌هایی که دوست داشتیم متوقف بشن. ☕️🌙 «اتفاقات» فقط یک کافه نیست، بهونه‌ایه برای آشنایی، گفتگو و ساختن خاطره‌های تازه. 🎭✨ و این تازه اول راهه... امشب دوباره دور هم جمع می‌شیم تا ادامه این قصه رو باهم بنویسیم. 🌿 🕣 ساعت ۲۰:۳۰ 📍 میدان کوثر منتظرتونیم. 🤍
"ایران را از همین‌جا یاد می‌گیرند" با مچ بند پرچم ایران وارد کافه شد. از همان لحظه اول معلوم بود که قرار نیست یک جا آرام بگیرد. از آن بچه‌هایی که کنجکاوی از چشم‌هایشان می‌بارد و هر چند ثانیه یک‌بار حواسشان به سمتی می‌رود. صدایش زدم و گفتم: «موافقی یک چیز پنهان بهت نشان بدهم؟» با تردید نگاهم کرد و گفت: «دروغ که نمیگی؟» خندیدم و گفتم: «نه.» آمد. جعبه پنهان را جلویش باز کردم و گفتم: «یکی بردار.» کاغذ را برداشت و با صدای بلند شروع به خواندن کرد: «از کیسه نایلونی استفاده نکنیم و کیسه پارچه‌ای بگیریم.» هنوز جمله تمام نشده بود که دوید سمت پدرش. با همان هیجان کودکانه گفت: «بابا! باید به مامان بگی دیگه از پلاستیک استفاده نکنه، باید کیسه پارچه‌ای بگیریم!» شاید برای خیلی‌ها این فقط یک جمله ساده باشد، اما ما در این روزها بارها و بارها چنین صحنه‌هایی دیده‌ایم. دیده‌ایم که در این تجمعات بچه‌ها فقط در کنار بزرگ‌ترها نمی‌ایستند؛ یاد می‌گیرند. یاد می‌گیرند که مسئول باشند. نسبت به شهرشان، کشورشان، مردمشان چیزهایی که تصور می‌کردیم باید سال‌ها برای آموزش آن‌ها زمان صرف شود، در دل همین حضورها، در دل همین تجمعات، و در دل همین همدلی ها شکل می‌گیرد. شاید وطن‌دوستی از همین‌جا آغاز شود. از جایی که یک کودک یاد می‌گیرد ایران فقط یک نام روی نقشه نیست. خانه‌ای است که باید مراقبش بود. برایش فکر کرد. و برای بهتر شدنش قدمی هرچند کوچک برداشت. ما هر شب که کافه سیارمان را به میان مردم می‌بریم، بیشتر از همیشه باور می‌کنیم که آینده‌ی این سرزمین، در حال رشد کردن میان همین دست‌های کوچک است.
"آن‌سوی صفحه‌ها" - روایت درد، روایت ماندن آوای درد، در دستان ماست مگر تاریخ چیزی جز روایت دردها و ایستادگی‌هاست؟ هر نسل، زخمی دارد؛ هر ملت، خاطره ای و هر راه، بهایی... ما اینجاییم تا یادمان بماند که درد اگر فهمیده نشود، تکرار میشود و اگر روایت نشود، فراموش می‌شود. ما آمده‌ایم تا فقط شاهد روزگار نباشیم. آمده‌ایم تا آن را بفهمیم. در کافه‌ سیارِ ما، هر کتاب پلی‌ است میان اندیشه و عمل، میان دانستن و ساختن، میان امروز و فردایی که انتخاب های ما آن را می‌سازد... ما باور داریم جامعه ای که می‌خواند، بهتر می‌بیند و مردمی که بهتر ببینند، راه را گم نمی‌کنند. کتاب‌هایی که در دستان ماست، سنگین نیستند، اما بار یک مسئولیت را حمل می‌کنند؛ مسئولیت فهمیدن، مسئولیت اندیشیدن، و مسئولیت ساختن... ما هنوز معتقدیم که آینده از پشت همین صفحه‌ها آغاز می‌شود. از میان کلماتی که انسان را عمیق‌تر می‌کنند، و اندیشه‌هایی که او را برای ادامه راه آماده می‌سازند. ما فقط برای حضور به میدان نیامده‌ایم؛ آمده‌ایم تا بفهمیم، روایت کنیم و چراغی روشن کنیم. و چه چراغی روشن‌تر از دانایی؟ #کافه#داستان
" حرکت " - خواستنِ ساختن گاهی یک کلمه کافی است تا همه چیز را یادآوری کند. اینجا، میان رفت‌وآمد آدم‌ها، میان صداها و گفت‌وگوها، میان کافه ای که خودش را به‌ دل جمعیت رسانده؛ یک حقیقت ساده خودش را تکرار می‌کند: [باید حرکت کرد.] اما حرکت، فقط رفتن نیست. حرکت یعنی زنده بودن در دل جامعه. حرکت یعنی فهمیدن، و نماندن در همان فهمِ تنها. یعنی تبدیل شدنِ فهم به قدم، و قدم به مسیر. مسیری که اسمش ساختن است. ساختن یک کشور، ساختن یک نگاه، ساختن یک فهم مشترک از مسئولیت. و این ساختن، در قدم‌های کوچکِ تکرار شده اتفاق می‌افتد؛ در تصمیم‌هایی که هر روز گرفته می‌شود؛ شاید هم در انتخاب‌هایی که ساده به نظر می‌رسند، اما جمعشان آینده را می‌سازد. ما در کافه سیارمان یک عهد را یادآوری می‌کنیم: اینکه ایستادن کافی نیست، باید حرکت کرد… ما اینجاییم؛ نه برای ایستادن در حاشیه‌ی تجمعات و نگاه کردن از دور. ما اینجاییم تا کنار هم باشیم و کنار هم ادامه پیدا کنیم. اینجا حرکت، از یک سوال شروع می‌شود، در یک جمله جان می‌گیرد، در یک گفت‌وگو عمیق می‌شود، و در دل بانوان این دیار آرام‌آرام شکل می‌گیرد. حرکتی که شاید ساده به نظر برسد، اما در خودش چیزی بزرگ دارد: خواستنِ ساختن. ساختنِ فردای این کشور...