اگر اعضاء ضعیف باشند و قادر به دفع زواید نباشند، زواید در خلال اعضاء باقی می مانند، و چه بسا كبد ضعیف باشد و نتواند غذا را از زواید سه گانه پاک نماید و زواید در آن باقی مانده، تا به اعضاء رسیده، اعضاء نیز از دفع آن ناتوان بوده، و قادر به دفع زواید از خود نشده، لذا زواید در خلال آن باقی مانده، آرام آرام بیشتر شده تا اینکه در بدن ایجاد بیماری می نماید، و این چیز باقی مانده در خلال اعضاء همان #طرطیر یا #درد است که مادر بیماریها و اصل و منشاء آنهاست. عضوی ضعیف نمی شود و بیماری در آن ایجاد نمی شود، مگر از جهت #طرطیر که همان علت مادی تمام بیماریهاست که در بدن انسان ایجاد می شوند.
طرطیرها از نظر غلظت و رقت و بر حسب مكان تولدشان مختلف می شوند.
1⃣🔹پس اگر این طرطیر از بقایای غذای اعضاء آبی باشد لطیفتر است،
2⃣🔹و اگر از بقایایی غذای اعضای روغنی باشد غلیظ تر است،
3⃣🔹و اگر از بقایای غذای اعضای تفاله ای باشد سختی و غلظتش بیشتر از همه است، و آن طرطیر پست ترین آنها و پاکسازیش سخت تر از همه است.
و هر یک از این طرطیرها سه گونه اند:
1⃣🌹یا اینکه طرطیر آبی است.
2⃣🌹 یا روغنی
3⃣🌹 یا تفاله ای
و به نسبت جایگاه تولدشان نه قسمند: گاهی طرطیر در معده متولد می شود، و این زمانی است که قوه جدا کننده یا دافعه معده ضعیف باشد.
پس اجزای غیر مناسب در معده باقی می مانند، و در آنجا #طرطیر متولد می شود، و این طرطیر متولد شده نیز یا آبی است و یا روغنی یا تفاله ای و آنچه در حین دفع مشاهده می شو،
🔹👈طرطیر آبی بنام #بلغم
🔹👈یا طرطیر روغنی بنام زرد آب و #صفرا
🔹👈یا طرطیر تفاله ای بنام #سودا است که دفع می شود، و برای هر یک از آنها حالات و صفات و رنگهایی است.
گاهی طرطیر در کبد بخاطر ضعف قوه دافعه در دفع زواید از کبد یا ضعف قوه جدا کننده متولد می شود و طرطیر در آن باقی می مان، که آن طرطیر نیز یا آبی است یا روغنی و یا تفاله ای،
و گاهی بخاطر بدی تصفیه و ضعف قوه جدا کننده در رگها جاری می شود که شش قسمند.
بنابراین جمع طرطیرها به پانزده قسم می رسد که مادر همه بیماریها و اصل و منشاء آنها هستند.
ما بیماریها را به صورت خلاصه شرح میدهیم تا با آنها آشنا شوی و تا طبیب علت مادی هر بیماری را نداند، قادر به معالجه آن نخواهد بود.
📙 حقایق الطب
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
🆔دارالحکیم
http://eitaa.com/daralhakim
فلسفه و تفکر، تکرار مشهورات و مقبولات و فضل فروشی های روشنفکرانه نیست.
فلسفه و تفکر شورمندی و طلبی است که جان متفکر را لبریز می کند، و #افلاطون از آن به «اروس» تعبیر می کرد.
در جان انسان متفکری که اهل فضل فروشی نیست، #دردی وجود دارد که به #فغان آمده است.
و این #درد در زمانهٔ ما،«درد بی تاریخی» است.
«بی تاریخی» معنا و مفهومی است که #عقل_متعارف، حتی #عقل_روشنفکران، آن را درنمی یاید.
#درد
#شعله_درون
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
🆔 دارالحکیم
http://eitaa.com/daralhakim