eitaa logo
دارالحکیم(حیات معقول)
897 دنبال‌کننده
2.4هزار عکس
1.3هزار ویدیو
445 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
🌹بسم الله الرحمن الرحیم🌹 مانند شعله ی آتش است، و مانند قطعه ذغالی که در مجاورت آن قرار گیرد. نخست از حرارت آتش متأثر می شود و به مرور آتش می گیرد، تا بالاخره تمام اجزائش مشتعل می شود، و کار آتش را انجام می دهد، و اصلا آتش می شود، و آثار صادره از مقام عقل را در نبات و حیوان و انسان مشاهده می کنیم، و به حکم قاعده ی کلی که تمام مراتب نازله در مرتبه ی کامله به نحو بساطت وجود دارد، حتی قوه ی ناطقه در انسان همان قوه ی حیوانیه است که در صراط استکمال قرار گرفته و به قوه ی ناطقه رسیده، و فانی در ذات انسان شده، و در این مرتبه آن قوه ی حیوانیه دیگر انسان است، همین طور قیاس کن را با و ما شرایطی هستند که بعضی قوا در این شرایط می توانند در آنها بروز کنند، و گرنه اصل قوا در مقـام نـفـس بـا نفـس متحداند. و به همین جهت است که در شده که شرایط بروز قوه ای از نفس را از دست داده است نفس ظهور و بروز و تصرف ندارد. 📕 خواجه نصیرالدین طوسی ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ 🆔 دارالحکیم http://eitaa.com/daralhakim
🌹بسم الله الرحمن الرحیم🌹 فلاسفه در اثبات گفته‌اند؛ نفس انسان در آغاز پیدایش، بالقوه (یعنی استعداد نفس بودن را دارد؛ اما هنوز وجود خارجی پیدا نکرده) بوده، و برای رسیدن به فعلیت و وجود خارجی، نیازمند موجودی است که غیرمادی باشد که همان است. بنابراین عقل فعال، علت فاعلی خروج نفس انسان از بالقوه بودن به فعلیت است. ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ 🆔 دارالحکیم http://eitaa.com/daralhakim
🌹بسم الله الرحمن الرحیم🌹 💢 علت وجود نفس، عقل فعال است. اگر علت نفس باشد، باید هر جسمی خودش دارای نفس باشد، و حال آن که بسیاری از اجسام فاقد نفس اند. از طرفی نیز نمی توانند علت نفس باشند، زیرا خودشان مستقل نیستند تا بتوانند علت موجود مستقلی گردند. لذا باید علتِ نفس، وجودی شدیدتر از نفس باشد که به آن می گویند. به این دلیل به آن عقل فعال می گویند، که هم عاقل ذات خویش است، و هم معقول ذات خویش، و تعقل ذات خویش عین هویت او است، و به شکل حضوری است. 🔹👈و وجوه دیگر نام گذاری وی به عقل فعال عبارتند از این که عقل فعال: 1⃣🔹 علت فاعلی نفس ناطقه است و آن را از قوه به فعل می رساند. 2⃣🔹 موجودی است از هر جهت بالفعل و به وجود عقلی خویش جامع جميع معقولات و کلیه ی موجودات است، و از هر جهت به فعلیت رسیده است. 3⃣🔹موجد و ایجاد کننده ی عالم اجسام و مبدأ فیضان صور گوناگون عالم اجسام است، و چون در آن اثری از کثرت هست نمی تواند مقام الوهیت باشد. 📙اسفار، ملاصدرا اعلی الله مقامه الشریف ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ 🆔 دارالحکیم http://eitaa.com/daralhakim
🌹 بسم الله الرحمن الرحیم 🌹 ، نزد فلاسفه مشاء ، جوهر بسیطی است که با برخورداری از قوه و استعدادهای قابل، مبدأ دریافت کمالات از می باشد، و از آن جهت از ارزش ویژه برخوردار است که ابزاری برای دستیابی به توحید و پذیرش حقایق هستی بوده، عمل آدمی را طبق آنچه اعتدال بر هستی می طلبد و زمینهٔ پذیرش افاضات را فراهم می سازد، مهیا می کند. 📙 مبانی فلسفه سیاسی مشاء ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ 🆔 دارالحکیم http://eitaa.com/daralhakim
🌹 بسم الله الرحمن الرحیم 🌹 💠 معرفت وحیانی: 💠👈 در بحث معرفت عقلی نزد فلاسفه مشاء ، سخن از دو نوع دریافت عقلی است : 1⃣💠 نوع اول آن است که انسان غیر نبی و انسان غیر برخوردار از عقل قدسی با رعایت مقدمات تعلیم و استدلال و برهان، و به همراه افاضه به دریافت معارف کلی و معقولات دست می یابد. 2⃣💠 نوع دوم آن است که انسان برخوردار از عقل قدسی، بدون پیمودن مقدمات برهان و استدلال، متصل به عقل فعال شده، به دریافت حقایق و معارف حقیقی و معقولات گردد. این نوع معرفت را تحت عنوان در بحث یا می توان بحث نمود. 💠📕 مبانی فلسفهٔ سیاسی مشاء ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ 💠 دارالحکیم http://eitaa.com/daralhakim
💢 عقل صغیر و عقل کبیر در نگاه موجودیت انسان در پیوند با کلِ محیط(پیکر واحدِعالم) فعلیت می‌یابد. فصل حقیقی انسان که او را از سایر موجودات جدا میکند وقوه و میباشد. این عقل امری فردی و نیست که فقط در کالبد انسان بوده و تابع اراده بشر باشد. عقل جوهری مجرد است که صور کلی و نتایج قیاس را به انسان افاضه میکند. یعنی رابطه اتصالی و متضایف دو وجود ادراکی. رابطه متقابل دو سنخ ادراک، یکی مُفاض(پذیرنده معرفت_انسان) که باید مقدمات و معدات کسب فیض ادراکی را داشته باشد، و دیگری مُفیض(عقل فعال)که مصدر فیض فهم و درک حقیقت است. بنابراین عقلانیت و خردورزی، به معنای فهم مفهومی حقیقت نیست، گرچه این امر ظاهر عقلانیت است، اما باطنش یک سنخ اتصال وجودی_حضوری میان مفاض با مفیض است. انسان در میانِ عقلانیت قرار دارد. تعقل تلاش ریاضی‌وار و کامپیوتری مغز انسان در کشف مجهولات نیست. بلکه کنش و مواجهه متضایف ادراکی بشر با باطنِ طبیعت(عقل فعال) میباشد. عقل کلی ما را در میان‌ گرفته، چنانچه به امواج معرفتی او متصل شویم و ظاهر جزئیات راخرق کنیم، به معنا که فیض اوست متصل می شویم. به باور حقیقت عقل برفراز انسان است، و او را در میان گرفته. چنانچه بشر بتواند با قدم فکر از جزئیات و محسوسات فراتر رود و مقدمات قیاس را درست تنظیم کند و خوب تحقیق کرده و درتحصیل معرفت کوشا باشد از پستوی جزئیات بیرون آمده و ازحیث وجودی ارتقاء یافته انوار خورشید عقل فعال که باطن طبیعت را منور کرده به او می رسد، و او به درک حقیقت نائل می شود. یا همان عقل فعال است که بشر در میان افاضات و امواج او زندگی می کند و به فعلیت می رسد. ما هرگاه فکر میکنیم در واقع سعی می کنیم به امواج عقل فعال متصل شویم و چنانچه بخواهیم معارف کلی را به یادآوریم باز هم باید به اومتصل شویم. در اتصال دائمی با عقل فعال معنا می‌یابد. عقل انسان درنگاه صدرا، قوه انفعالی دریافت معنا و کلیات از عقل عاشر است. اما برخلاف اعتقاد داشت که عقل انسان صرفا کارکرد انفعالی و پذیرندگی فیوضات از عقل فعال را ندارد، بلکه قدرت انشاء و فعل بر ترسیم کلیات و صور حقایق را دارد. بدین معنا که درصورت اتصال با عقل فعال از لحاظ وجودی قوی می شویم. لذا عقل بشر قدرت بر انشاء صور کلی به وزان حقایق خارجی پیدا میکند. یعنی دیگر منتظر فیوضات عقل آسمانی نیست، بلکه خود شروع به فعالیت و کشف و استنباط حقایق از مقدمات فکر میکند. یا ذهن انسان است که چون به مرتبه شدید عقل (یعنی عقل فعال) متصل شده، خود تبدیل به عقلی فعال شده که می تواند حقایق را درخود ذخیره کند، و از تامل درآنها به نتایجی برسد و اموری را استنباط کند. ویژگی عقل صغیر، خطاپذیری آن است، گرچه عقل بشر دائما باید با عقل فعال آسمانی در ارتباط باشد تا از او قدرت وجودی اخذ کند، اما این عقل که به واسطه عنایت عقل عاشر قدرت انشاء کلیات را یافته، گاهی در راستای کشف حقیقت دچار خطا می شود. هرچه قدر انسان به تفکر و حرکت در کلیات بپردازد، از وهم و جزئیات دوری کند، و اوقات خویش را به تعلیم و تعلم و تزکیه نفس سپری کند، اتصال او با بیشتر شده، عقل صغیر قدرتش افزون می شود، و میتواند با قدم خویش جبال مرتفع حقیقت راطی کند. از تابعین نظریه حاج ملاهادی سبزواری(ره) جناب است. مرحوم علامه به عقل انسانی که قدرت برانشاء کلیات داشته باور دارد. برمبانی پذیرش کنشِ استنباطی و فعال عقل صغیر ، نظریه ادراکات اعتباری و نحوه انتزاع معقولات ثانیه را بیان کردند. ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ 🆔 دارالحکیم http://eitaa.com/daralhakim