eitaa logo
داریوش سجادی
934 دنبال‌کننده
868 عکس
297 ویدیو
5 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
رفراندوم مهسا! مخالفین برانداز حکومت طی ۴۳ سال گذشته ضمن ادعای حداکثری بودن و مصادره قاطبه ملت ایران بنام جنبش براندازانه خودشان بتناوب برگزاری رفراندوم «بودن یا نبودن» نظام را مطالبه‌گری می‌کردند. در ماجرای آشوب‌های بعد از فوت مهسا امینی که، گُل در بَر و می در کف و معشوق به کام بود و همه ادوات مبارزه نیز مهیا بود و کل مجموعه تمدنی غرب و ارتش رسانه‌ای عربی عبری و غربی نیز برای ایشان خدمت‌گذاری می‌کرد و «انقلابیون»(!) نیز همه مرزهای ساختارشکنانه را نوردیدند و با تندترین و سخیف‌ترین ادبیات «بی‌ادبانه‌ترین» و «مبتذل‌ترین» جنبش اجتماعی تاریخ جهان را بنام خود ثبت کردند و فریاد زدن: امسال سال خونه سید علی سرنگونه و پیش‌تر در ۸۸ خطاب به خودشان می‌گفتن «نترسید نترسید ما همه با هم هستیم» و اکنون با ادعای اینکه دیگر از هیچ چیز نمی‌ترسیم خطاب به حکومت شعار دادن «بترسید بترسید ما همه با هم هستیم» و گفتن این آخرین پیام است اصل نظام نشانه است و تحرکات شهرآشوبانه‌شان را بنام «همه ملت ایران» سند زدند و اکنون بعد از گذشت ۸۰ روز «انقلاب مزبورشان» انقلابی لکه‌ای باقی ماند و نه‌تنها شمولیت نیافت بلکه تقلیل نیز پیدا کرد. چنین موومنتی با چنان عقبه و عمله و اکله و ادعا و سر و صدا، آیا رفراندومی نبود که نشان داد تنها توانست ۲ درصد جامعه را با خود همراه کند!؟ هفته نخست آشوب طی پست «شکست محتوم» خطاب به آشوبیان نوشتم: برخلاف توهم‌تان شما ملت ایران نیستند. به تعبیر بهتر همه ملت ایران نیستند و حق ندارید به نمایندگی از قاطبه ایرانیان سخنگوئی کنید. اعتراضات مزبور، انقلاب مردم علیه حکومت اسلامی نیست. مبارزه بخشی از اقشار مذهب‌ستیز علیه بخش مذهبی جامعه است که سال ۵۷ انقلاب کرد و حکومت مذهبی مورد وثوق‌شان را تاسیس و «حکومت» مستظهر به این بدنه دین‌ورز ۴۳ ساله که مانائی کرده. البته که بخش بزرگی از جامعه از ناحیه وضعیت بد اقتصادی زیر فشار و معترض‌اند اما همین که این بخش به «آشوب مهسا» نپیوست بدین معنا است که آشوبیان حق ندارند ایشان را بنام جنبش براندازانه‌شان سند بزنند. آشوب مهسا برای آشوبیان به رفراندومی مُبدل شد تا بفهمند نمی‌توانند اعتراض‌های معیشتی مردم ایران را بنام جنبش براندازنده خود مصادره کنند. ملت ایران نیز نشان داد هر چند زیر فشار معیشت‌اند اما حاضر نیستند به آشوبی بپیوندند که تمامیت ملی و امنیت سرزمینی ایشان را هدف قرار داده! عموم برنامه‌های داریوش سجادی در یوتیوب تلویزیون صحرا در آدرس زیر https://www.youtube.com/channel/UCZCpgodzbe6QInoSiMf9mSA
این کمال بی‌مبالاتی بود که عدلیه نظام «دقت» را فدیه «سرعت» کرد و با اعدام شتابزده «محسن شکارچی» با نازل‌ترین قیمت یک لات چاقوکش را برای دنیای بدون قهرمان آشوبیان مُبدل به قهرمانی کرد در اعداد مارتین لوترکینگ!
داریوش سجادی
علی شرخر سیاسی! خدا رحمت کند حسین شیخ‌الاسلام دانشجوی پیرو خط امام در اشغال سفارت آمریکا که با نقش محوری‌اش در خلال تظاهرات دانشجویان انجمن‌های اسلامی مقیم آمریکا مقابل کاخ سفید و در اعتراض به سفر آبان ۵۶ محمدرضا شاه به واشنگتن موفق شدند این سفر را به آخرین سفر اعلی‌حضرت در کسوت پادشاه ایران به ایالات متحده مُبدل نمایند و پادشاه نگون بخت ایران ۱۴ ماه بعد در بستر سرطان و همچون یهودی سرگردان دست زن و بچه‌اش ر ا گرفته بود و بشکلی رقت‌انگیز برای ورود و درمان در آمریکا از واشنگتن تکدی ویزا می‌کرد! گویا ایرانیان اکنون با سویه کمدی تاریخ مواجه شده‌اند و این بار یک «علی‌شرخر» در قامت شعبون بی‌مخی آپگرید شده وقت و بی وقت و پس از اخذ مستمری می‌کوشد مساعی جمیله خود را با توسل به «حجم عربده» و «قطر عضله» وقف لات بازی سیاسی در پیشگاه نمایندگان هیئت های اعزامی ایرانیان به خارج از کشور مصروف فرمایند! ایرانیان حسرت به دل ماندند تا طی ۴۳ سال گذشته بتوانند از میانه جماعت محترم اپوزیسیون خارج از کشور که کمتر از نخبه نیز خود را نمی‌پندارند لااقل و تنها یک نفر شخصیت سیاسی را ملاحظه فرمایند که از حداقل‌های پرنسیب و اخلاق و سواد و شعور سیاسی برخوردار باشند.
شاذیانه‌ها! شاذترین بخش آشوب آنجا بود که آشوبیان از منتهی‌الیه سکولاریسم دین ستیز شعار می‌دادند: می‌جنگیم، می‌میریم، ایرانُ پس می‌گیریم! ایرانی که ۴۲ سال پیش با تجاوز ارتش صدام توسط رزمندگان دین سالار محافظت و بازپس گرفته شد و ۴۳ سال توسط همین اقشار بمثابه تخم چشم‌شان صیانت و مراقبت شده اکنون ادعای بازپس‌گیری ایران از «ناب‌ترین ایرانیان» آنهم توسط تداول عافیت‌طلبانِ بُرج عاج‌نشینی که در تجاوز صدام غائب بودند! چنین رجزی بیشتر به هزل می‌ماند. این قرینه داعیه سیمین بانوئی بود که شیرینانه سرود «دوباره می‌سازمت وطن» در حالیکه این پرسش را بی‌پاسخ گذاشت که اساساً روشنفکری سکولار چه زمانی وطن را ساخت تا آنک بخواهد آن را «دوباره سازی» کند!؟ اتهام بزرگ پهلوی‌ها در قامت مهتران «سکولاریسم اباحه‌سالار» آن بود که تمامی بنیان‌های معرفت شناختی و شاخص‌های هویت ملی و تاریخی ایرانیان را با توسل و تشبثی مقلدانه و خاکسارانه از «اطوار و ظواهر تمدن غربی» نابود کرد و به لجن کشید. نابودی «هویت» یک ملت توسط سکولاریسم اباحه سالار رُبایش گوهر شب‌چراغی را می‌ماند که نگین‌اش تلألؤ تاریخ و تمدن و فرهنگ و شعور و شرف و معرفت یک ملت را عهده‌داری می‌کرد. رُبایش چنین گوهری «سرقت» نیست. جنایت است! عموم برنامه‌های داریوش سجادی را می‌توانید در یوتیوب تلویزیون صحرا در آدرس https://www.youtube.com/channel/UCZCpgodzbe6QInoSiMf9mSA سابسکرایب شده و ببینید اینتستاگرام «اصلی» آقای سجادی نیز آدرس زیر است https://www.instagram.com/sahratvofficial/# ...
24.78M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
کوبیدن آب در هاون! گفته بودم مشکل اصلی‌شان با «سجادی» گفتن ها و نوشتن های «سجادی» است! باز هم گفته بودم این راهش نیست و از این طریق نمی توان مانع از گفتن و نوشتن «سجادی» شد. اساسا از هیچ راهی جز حذف فیزیکی نمی‌توانید مانع از نوشتن و گفتن «سجادی» شوید. اما متاسفانه درک نکرده و آب در هاون می کوبند!
جبل‌الطارق سیاسی! اپوزیسیون برانداز در خارج از کشور گریخته‌گان از کشور و منهزم‌ان در غربت‌اند که در فقد دانش سیاسی و نبود چگالش هویتی از سیاست بعنوان «بلک مارکت» بهره می‌برند تا از آن طریق «سیاست را تجارت» کنند! اساساً ارتکاب «فعل سیاسی» نزد این «فاعلان سیاسی» طریقیت دارد و نه موضوعیت. ایشان قرینه سپاه «طارق ابن زیاد» سردار اُموی‌اند که در لشکرکشی به اندلس بعد از گذشتن از مدیترانه دستور داد تمام کشتی‌های لشکرش را آتش زدند تا سربازانش بفهمند راه بازگشتی جز جنگیدن و پیروزی ندارند. تنها تفاوت اپوزیسیون خارج از ایران با لشکر «طارق» آنجاست که «طارق» کشتی‌ها را آتش زد تا سپاه‌اش را به یقین برساند راهی جز جنگ و فتح ندارند اما اپوزیسیون ایرانی پل‌های پشت سر را حین «فرار» تخریب کرد تا راهی برای بازگشتش نماند. آنها نرفتند که بازگردند. رفتند تا بمانند و بحران هویت‌شان را با همزیستی در پناه تمدن غربی و توهم این‌همانی با مدرنیته غربی به «تشفی خاطر» برسانند و اکنون همه نبوغ‌شان در «بلک مارکت سیاست» آن شده تا بشیوه «همسایه‌ها یاری کنید تا من براندازی کنم» جمهوری اسلامی را «رژیم چنج» فرمایند! از آدمی که چیزی برای از دست دادن «نداره» باید ترسید اما به آدمی که چیزی برای احراز هویت و احصای شخصیت نداره باید به دیده بیمار نگریست و برای درمان‌اش کوشید.
اصحاب اربعه در شهر اوز! منابع خبری از هم‌صدایی مصی علینژاد و رضا پهلوی، نازنین بنیادی و علی کریمی برای نجات ایران خبر دادند! چهار سلحشوری که با التجاء به واشنگتن دست تفقد بایدن را بر سر خود تکدی کرده‌اند. این مودت اربعه خبر مسرت بخشی است که وحدت میمون بین «دورتی مشنگ» و «مترسک بی‌مغز» و «آدم‌آهنی بی‌قلب» و «شیر بزدل» را تداعی می‌کند که چشم امیدشان به الطاف خفیه «جادوگر شهر اوز» بود تا باشد که ان‌شاالله «رژیم چنج» بفرمایند! هر چند شوربختانه کل ماجراجوئی شان «خواب» بود!
هورنی‌ترین انقلاب تاریخ جهان! مًحیرالعقول‌ترین وجهه آشوب موسوم به انقلاب «زن زندگی آزادی» نقش محوری «آلت تناسلی» در فرآیند و پیشروندگی انقلاب مزبور برای انقلابیونش بود. اگر حاملان انقلاب مزبور از آلت تناسلی و کاربُردهای محاوره‌ای آن محروم می‌ماندند، حجم بالائی از مبانی اپیستمولوژیک و وجوه آنتروپولوژیک متجلی در شعارهای حاملان این جنبش مهجور می‌ماند. اگر کسی رفرنس خواست تشریف بیآورند داریرکت تا منابع خدمت‌شان تقدیم شود.