در آبگیرهای عدم شناگر و در جویهای رکود با ماهیان مرده متناظرم.
در برهوت زندگی تشنهی معنا و در معنا تشنهی کشف. معنا اما مثل همیشه تکراریست و به دیوار پوچی تکیه داده. معنا درک نمیکند
نمیفهمد
زان یار دلنوازم شکریست با شکایت
گر نکته دان عشقی بشنو تو این حکایت
بی مزد بود و منت هر خدمتی که کردم
یا رب مباد کس را مخدوم بی عنایت
رندان تشنه لب را آبی نمیدهد کس
گویی ولی شناسان رفتند از این ولایت
در زلف چون کمندش ای دل مپیچ کان جا
سرها بریده بینی بی جرم و بی جنایت
چشمت به غمزه ما را خون خورد و میپسندی
جانا روا نباشد خون ریز را حمایت
در این شب سیاهم گم گشت راه مقصود
از گوشهای برون آی ای کوکب هدایت
از هر طرف که رفتم جز وحشتم نیفزود
زنهار از این بیابان وین راه بینهایت
ای آفتاب خوبان میجوشد اندرونم
یک ساعتم بگنجان در سایه عنایت
این راه را نهایت صورت کجا توان بست
کش صد هزار منزل بیش است در بدایت
هر چند بردی آبم روی از درت نتابم
جور از حبیب خوشتر کز مدعی رعایت
عشقت رسد به فریاد ار خود به سان حافظ
قرآن ز بر بخوانی در چارده روایت
بیوفا نگار من، میکند به کار من
خندههای زیرلب، عشوههای پنهانی
سوال: تعداد ترکیبات وصفی و اضافی را مشخص کنید
پ.ن: واقعا عجب معلم ادبیاتی داشتیم امسال...
پارسال با برخی از صفتهای بیانی آشنا شدیم.
طبق گفتهی کتاب درسی برخی از اسمها یا ریشههای ماضی و مضارع افعال با پذیرفتن برخی پسوندها تبدیل به صفت بیانی میشن. از جمله:
صفتهای بیانی لیاقت (مصدر+ی)
صفتهای بیانی مفعولی (بن ماضی + ه/ار)
صفتهای بیانی نسبی (اسم +ی/ین/ینه/انی/انه)
صفت بیانی فاعلی (که خب اینا یذره زیادترن)
از بین انواع صفتهای بیانی نوعی صفت بیانی داریم که بهش میگن مطلق
و جالبه بدونید صفات بیانی مطلق هم بعضا با پسوند ایجاد میشوند و الزاما مرکب یا ساده نیستن
مثل: وحشتناک، وحشتانگیز، وحشتگون، وحشتبار
ساقی مجلسم ببین! باده نهاد پیش من
گفت بخور نمیخوری پیش کس دگر برم
سوال: تعداد مفعول؟
پ.ن:😂😂😂