eitaa logo
دفترچـه خاطـرات گمشـده
85 دنبال‌کننده
92 عکس
49 ویدیو
1 فایل
بعضی از زخم ها هرگز خوب نمی شوند؛ فقط کهنه می شوند. احمد شاملو
مشاهده در ایتا
دانلود
‌ ‌ ‌‌‌ ‌ من سر کشیده‌ام جام غم،اندوه را رنج را اشک را سکوت را چشم هایم سرد لبهایم خشک دستهایم خالی یک زن پوشالی… یک بدن بی‌روح یک قلب بی‌احساس به راستی جای من کجاست؟ سکوت من،پرحرف نگاه من، پردرد گلوی من،پربغض لبخند من،سرشار از اشک‌هاست به راستی آیا جای من اینجاست؟ کالبد هست نفس هم هست اما خب زندگی نیست… جای من در میان تاریکیست لا به لای تک درختی مرده تن من بین شاخه‌هایش مصلوب میوه هم دارد میوه‌ی سکوت یک گاز کافیست … یک گاز کافیست تا ببینی آب میوه شور است گریه دارد انگار گوشتش هم تلخ است از برای رنج ها از برای کلمات مدفون از برای زخم های سرباز از برای جیغ های پر از سکوت برگ هایش خشک است رنگ دارد اما رنگ درد باد می آید گویی مرثیه‌ی مادری بر مزار فرزند است آه… زندگی تلخ است زندگی تلخ است…
I gave you my heart and that's all I can give you, and if that's not enough, then I'm not enough .
وقتی دردم شدید می‌شود، تمام چیزهایی که مدت‌هاست به زور از خودم دور نگه داشته‌ام، دوباره به سراغم می‌آیند. از این ضعف عمیق خودم شرمنده‌ام؛ از این‌که کسی غیر از خواهرم دارد آن را می‌بیند، شرمنده‌ام.
هدایت شده از تقدیمی
«رهرو، راهی وجود ندارد؛ راه را با رفتن می‌سازی.» آنتونیو ماچادو از طرف اِران برای dark forest ممنونم از شرکتتون
دردش تسکین نمی‌یافت اما با کوشش بسیار خود را مجبور می‌کرد که خیال کند حالش بهتر است، و تا وقتی که چیزی نبود که اسباب تنگ‌خلقی‌اش بشود یا حالش را به‌هم بزند موفق می‌شد که خود را فریب دهد. مرگ ایوان ایلیچ - تولستوی
انسان تمام عمر خود را صرف این می‌کند که خود را متقاعد سازد که زندگی ارزش زیستن دارد. تمامیِ فرهنگ، هنر، دین و فلسفه چیزی نیست جز تلاشی برای سرکوب این حقیقت هولناک که ما پدیده‌هایی «بی‌فایده» در جهانی بی‌تفاوت هستیم. توماس لیگوتی توطئه‌ علیه نژاد بشر
دیگر نه اصراری به زندگی دارم نه اصراری به مرگ! یعنی من مرده‌ام! اما اگر قرار باشد زیاد غمگین شوی بلند می‌شوم با هم صبحانه می‌خوریم گپ می‌زنیم بعد هم می‌روم سری به خاک دوستانم بزنم برگردم اگر هم حوصله‌ام نشد شاید همان دور وُ برها خودم را چال کنم چرا که دیگر نه اصراری به زندگی دارم نه اصراری به مرگ! یعنی اگر گلوله‌ای به سمتم شلیک شود سرم را هم خم نخواهم کرد یعنی اگر برای بریدنِ این رگ تیغ در خانه نباشد تا مغازه هم نخواهم رفت چرا که دیگر نه اصراری به زندگی دارم نه اصراری به مرگ! اگر به خانه‌ام بیایی تمامِ خانه را گل خواهم کاشت اگر نیایی هم تمام خانه را گل خواهم کاشت اگر بروی هم اگر بمیری هم! چرا که دیگر نه اصراری به زندگی دارم نه اصراری به مرگ! یعنی زمان را از دستم باز کرده‌ام چاقو را از جیب درآورده‌ام و رابطه‌ی علت و معلول را بریده‌ام چرا که می‌خواهم بی‌دلیل تنها باشم درست چون نوازنده‌ای که در میان اجرا سازش را زمین می‌گذارد تا موسیقی‌اش تمام نشود درست چون خدایی که انسان‌اش را زمین گذاشته تا بر آسمان بنویسد: دیگر نه اصراری به زندگی دارم نه اصراری به مرگ! نه اصراری به زندگی دارم نه اصراری به مرگ! نه اصراری به زندگی دارم نه اصراری … گروس عبدالملکیان
این آمار 70 نفرین شده ست بخدا:(