صدایِ پدربزرگ را ضبط کردیم تا یادگار
بماند، صدایِ پدرم را هم ضبط کردیم ؛
صدایِ مرا چھ کسـے، چہ کسۍ میتواند
سکوت من را ضبط کند ؟
+ و من چرا از شهرها و سرزمینها حرف
میزنم ؟ تو ! شهرِ منـے، چهرھات وطنِ من
است، صدایت وطنِ من است .
دعا کنین از بینِ شهدایہِ گمنامـے کھ پیدا
دارن میشن وُ فرستاده میشن به شهرها
شهید گمنام ما هم پیدا بشہ ..
ردِ پایم اگر در کوچھها نبود، مرا در تنِ
درختـے جستجو کنید کہ بیش از همه
برف بر شانہ دارد !