دست خودم اگر بود ، دستت را میگرفتم
میبردمت جایی کھ دست هیچکس بہ ما
نرسد ، دست خودم اگر بود، تا آخر عمر
دست از سرت برنمیداشتم، دست خودم
اگر بود دست به دامنت میشدم کھ بمانی
و نروۍ، دست خودم اگر بود دست خودم
نبود ! دست تو بود کہ دست بھ سرم کرد
دست تو بود که دست پیش گرفت ، دست
تو بود کهـ همدست شد با دلتنگی ، حالا هم
دست رویِ دلم نگذار که خون است از دستت :)
خستھام، خیلـے خسته ! به من جایی بدهید
من میخواهم بخوابم، یک تختِ خالی یک
دنیایِ خالی، یک قلب خالی ..
فَکَم تُمرر عیشـے و انتَ حاملُ شَهدٍ .
چھ بسا زندگیام را تلخ کنـے در حالی
که تو حاملِ عسل هستی !