همین شب خودش چه دردها کھ ندارد !
پشت این همه سیاهی چه چشمهایِ
بیقراری، کهـ تا صبح بیدارند ..
آیدای خودم، آیدای احمد . .
دنبال کلماتۍ میگردم که بتوانند آتشی را کهـ
در جانم شعله میزند برای تو بازگو کنند، اما
در همھِی چشمانداز اندیشہ و خیال من، جز
تصویر چشمهای زنده و عاشق خودت هیچی
نیست .
jizbandGz Band - Fardayi Nist.mp3
زمان:
حجم:
10.2M
ولی میخوام بدونۍ بدونِ
تو فردایی نیست .
اگر دیدارۍ هم نباشد؛ حتی اگر لمسی هم
نباشد؛ بیدلیل برای بعضیها همیشہ جایی
در دلهایمان هستـ !'
به حوالۍ عشق کھ رسیدی دل دل نکن ؛
بگو ‹ دوستت دارم › این تنها بلایِ قشنگی
است کهـ به سرت خواهد آمد .
تو میرفتی وُ من ما بینِ تاریکۍ این
شبها، شدم کابوسِ وحشتناک یڪ
رویایِ طولانـے .
صبح شده، موهایت انگور دادهاند، خورشید
از لایِ خوشھها سر میزند، شکر خدا امروز
هم زندهام که بگویم ؛ [ دوستت دارم ]
گرفتاریِ من و تو این است؛ به شکلـے دوستت
دارم کهـ بزرگتر از آن است کہ پنهانش کنم و
عمیقتر از آن است که دفنش کنی . .