سکوت انتهایِ محبت بهـ کسی است
که از او خشمی به خویشتن داریم ؛
اما توان ِ از دست دادنش را نداریم !
هدایت شده از nothing.
زندگیتو بساز بابا :) گذشته گذاشته
رفته، آیندتم نمیدونی، فقط الانو
میدونی پس تو الانت زندگی کن
یه وق سرتو گذاشی مردی نگی
زندگی نکردم :>
دلم یہ دل کندن و رفتن میخواد، با یه
نوت چسبیدھ به یخچال ‹ دنبالم نگردین
قول میدم حالم بهتر شد برگردم ›
ڪاش میتونسـم یھ مـدت مغزمـو از
جمجمهام دربیارم بزارمـش گوشـھیِ
اتـاقم بهـش بگـم ببین من واقعا دیگه
نمیکشم بزار یکم استراحت کنم بعد
میزارمت سر جات !
انگار یه چیزۍ گم کرده بودم ؛ هی
میگشتـم، دنبالـش میکـردم پـیداش
نمیکردم، کلافـھ میشـدم ، آخـرش
فهمیدم ای بابا ! بازم دلم تنگ شده
خبر ندارم :)