بادۍ غمیگنم من ، من شاخھ را تکان
میدهم، و تو را میبینم کھ در سبد ِ
دیگران میافتـے .
گاهۍ یڪ رفتن تمامت را با خودت
میبرد و تو تا آخر عمر در بھ در دنبال
خودت میگردی .
باور کن نیست ..
چون اگه بود من الان اینطوری نبودم
من یه آدم عصبی بیاعصاب نبودم .
باور کن تو را دوست دارم، صدایِ
مرا نقاشـے کن، دلتنگ ِ توئم اندوھ
مرا نقاشۍ کن؛ باور کن دلتنگ ِ توئم
اندوه مرا نقاشی کن (: