حالِ من بیتو بیسان حال یڪ
آواره غمگین است، تو نبودی و
ندیدۍ کهـ دلِ بیچارھ غمگین
است، تو ولی دور از من وُ دور
از تمام دورترهایی، تو کجایـے
تو کجایی، تو کجایی ؟
خندههایم الکیست، قهقهه میزنم اما ؛
صدایش همه از دور خوش است و تو
هم حال مرا داری و انگار تمام است
همه چۍ .