همیشه میگفت، میترسم فراموشم کنی،
من بدونِ تو نمیتونم زندگی کنم آ !
میگفتم نه دیوونه، امکان نداره، ولی
خودش از همه اول، فراموشم کرد و
هنوز جسدش پیدا نشده.
بزرگ شدیم، و تاریکۍ، همان بیگانهیِ
ترسناکِ کودکی، پوشانندهیِ اشڪها و
مرحم دردهایمان شد، بزرگ شدیم و با
دردآشنا شدیم، و ازبیرحمۍدردهایمان
به آغوش شب پناھ بردیم .
DanooshDanoosh - Naya Baroon.mp3
زمان:
حجم:
6.9M
قدمای شونه به شونتو زیر
بارون میخرم، نرو.
قدرت تحمل هر کسۍ را از میزانِ سکوتش
بسنجید، آنان کہ هیاهو میکنند، باز هیچ
چیز را بر رویِ شانههای خود تحمل
نمیکنند .