آسمانش را گرفته تنگ در آغوش ابر؛
با آن پوستینش سردِ نمناکش، باغ بیبرگۍ
روز و شب تنهاست، با سکوت پاک غمناکش.
من دوست داشتم؛ میفهمي فعلش مربوط
به گذشتہاس یعنی تموم شد و رفت کاش
کاش خودمم بفهمم اینو .
5.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اسپویل قسمت 15 لینک !
ولی سرِ داهیون هر بلایۍ
بخواین آوردن :)))💔
محبوبِ من ؛
آنقدر غمگینام امروز کہ دلم میخواهد
همه چیز را فراموش کنم و هق هق کنان
چنان کودکي سرم را در سینهات پنهان
کنم .
بغضاش را قورت داد، میخواست مثل قدیم
استوار و محکم باشد، خودکار در دستش
لغزید، برگههایش روي زمین ریخت، دیدم
کهـ نوشته بود، قسم به دلهای تنگ و تاریک
خدا بزرگ است(:
12.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
وای یعنی پارگۍ در حدِ مرگ🤣💔
. کافھ مینامدانگ .
لیلایِ من، بیمقدمه میگویم؛ آدمها خستہ
کنندھ و حوصلهسر بر هستند، ماهۍ باشی
آب را دریغ میکنند، پرنده باشي دانه را، از
هر کسی همان چیزی را میگیرند، که تمام
خواستهاش هست؛ مثلا از من، تو را
گرفتہاند، زشت نیست ؟