آنچہ را از دست دادۍ برای تو آفریده
نشده؛ و آنچه برای تو آفریده شده
است را از دست نخواهۍ داد .
بارها دلم خواست به کسایـے بگم ؛
تو چطور تونستۍ دلتنگ دوستیمون
نشۍ ؟ اما نگفتم، چون میترسیدم
بشنوم، بھ راحتی.
میترسم آنقدر دیر کني، آنقد دیر کہ
دیگر آمدنت خوشحالم نکند، درست
مثلِ پرندهاۍ کھ شوق پرواز دارد
اما بالی برای پرواز ندارد !