+ و بخونید .
دختر دستش را بریده بود، اندازهای کهـ
نیاز به بخیه زدن داشت . با شوهرش
آمده بود، وقتـے میخواست روی تخت
دراز بکشد شوهرش نشست و سرش را
روی پاهایش گذاشت. تمام طول بخیه
زدن دستش را گرفت و نازش را کشید
و قربان صدقهاش رفت، وقتی رفتند
هر ڪسی چیزی گفت یڪی گفت زن
ذلیل یکی گفت لوس یڪی چندشش
شده بود ودیگری حالش بههم خورده
بود ! یادم افتاد به خاطرهای دور روی
همانتخت.خاطرهی زنی با سرهشکسته
که هر چقدر گفتم چطور شکست سرت
و فقط گریه کرد و مردی کھ میترسید
از پاسخِ زن . . زن آنقدر از بخیه زدن
ترسیدھ بودکه باز هم دستِمرد را طلب
میکرد و مرد دریغ میکرد .کهمن کنارش
نشستم و دستش را گرفتم و ارام به او
گفتم لیاقت دستانت بیشتر از اوست !
اما وقتـے آنها رفتند کسی چیزی نگفت
و هیچکس حالش بھ هم نخورد، همه
چیزعادی به نظرمیآمد و من فکرکردم
ما مردمے هستیم که نه دیدن عشق
بیشتر عادت داریم تا دیدنِ عشق ..
-
𝗹𝘂𝗺𝗶𝗻𝗼𝘂𝘀.
-
تو نبودنت را بھ تمام پاییزهای زمستان
شده بدهکاری، تو بدهکاری ! تو بدهکاری
بھ تمام روزهایی که باران بود ولـے تو
نبودی :)
______
مازندارنےها یه جمله دارن کھ وقتی
عزیزشون حالش خوب نیست بهش
میگن : من تِه دلِ دردِ وِسه بَمیرم !
یعنـے من برا اون اون دردی که تو
دلته بمیرم .
+ همینقدر حس حمایت و مهربونی
قشنگی همراهش هست🌿. !
________________
یھ شبایی تو زندگیم اومدن کھ که
فکر میکردم این آدمِ مچاله شدهروی
تخت، تا صبح دووم نمیاره ولی صبح
شد !
________________
دنیایِ واقعـے دروغ زیاده داره . .
فقط تو دنیای مجازیه کہ میشه یه
نفرو دوست داشت، بدون اینکه ببینیش
بسناسین، لمس کنی یا حتـے حسش کنی
یا صداشو بشنوی .
+ واقعی بدون اغراق صادقانه♥.
________________