میدونی درد من چیه ؟ دردِ من یھ جوریه کہ
باید تو عمقِ وجودت خاکش کنی و جایی نگی
طوری که بپوسه و با مرگت اونم بمیره .
از کسي بریدم و ترکش کردم و رفتم از
پیشش کہ همهیِ ثروتم بود ، پس منو با
رفتنت تهدید نکن .
تنهاترین حالتِ انسان اون لحظهست که
خودش به خودش میگہ اشکال نداره
درست میشه :) .
میدونی ، شاید دیگه عادت کردیم بہ اینکه
خوب نباشیم ؛ شایدم با خودمون میگیم :
نمیدانم راحتيِ جان است و خودمون رو
از هزارتا بدبختی و یأس و بیحوصلگی
خلاص میکنیم و یا . .
و شاید هم میدونیم و خودمون رو به
ندونستن میزنیم ، شاید براي اینکه بگیم
دل تنگِ او شده ، زیادي وقت گذشته .
و شاید میگیم خوبیم و در حالی کھ
وضعِ دلمون رو بہ قبلهس .
حتي خودمون هم نمیدونیم چمون شده
شاید هم میدونیم ولي اظهار به ندانستن
میکنیم .
یا هم شاید ما مردیمُ نمیدونیم ؟ شاید ..