تنهاترین حالتِ انسان اون لحظهست که
خودش به خودش میگہ اشکال نداره
درست میشه :) .
میدونی ، شاید دیگه عادت کردیم بہ اینکه
خوب نباشیم ؛ شایدم با خودمون میگیم :
نمیدانم راحتيِ جان است و خودمون رو
از هزارتا بدبختی و یأس و بیحوصلگی
خلاص میکنیم و یا . .
و شاید هم میدونیم و خودمون رو به
ندونستن میزنیم ، شاید براي اینکه بگیم
دل تنگِ او شده ، زیادي وقت گذشته .
و شاید میگیم خوبیم و در حالی کھ
وضعِ دلمون رو بہ قبلهس .
حتي خودمون هم نمیدونیم چمون شده
شاید هم میدونیم ولي اظهار به ندانستن
میکنیم .
یا هم شاید ما مردیمُ نمیدونیم ؟ شاید ..
مرگ اینجوریہ که تو چیزی رو از دست میدي
کہ نمیتونی بدون اون زندگی کنی و قلب تو
به طرز بدی میشکنه . .
خبر بد اینه کهـ هرگـز نمیتونی بطور کامل
با غمِ از دست دادن کسـي کھ عاشقشي کنار
بیای . و خبر خوب اینہ کهـ اون تا ابد تو
قلب شکـسـتہیِ تو زندگۍ میکنه و مهر و
موم مـیشه .
این دقیقـا مثه داشتنِ یك پای معیـوبـه ؛
هرگـز بطور کامل خوب نمیشه .
وقتي کہ هوا سرد میشـھ درد میگیرھ ،
اما رفتہ رفتہ یاد میگیرید کہ با این پایِ
معیوب برقصید :)))) .