وقتي نُه شب میومدم و بهت میگفتم شبت
بخیر منظورم یه شب بخیرِ واقعي نبود .
فقط دنبالِ بهونهاي بودم تا بهت پیام بدم
وَ باهات حرف بزنم . .
کلي اتفاقایی کہ برام اُفتاد رو برات تعریف
کنم و آخرش با یك حالِ خوب بخوابم چون
با تو حرف زده بودم !
دوس داشتم ازم بپرسي؛ حالِ دلت میزونه
و منم جواب بدم: اگہ باهات حرف بزنم
قول میدم میزون شه .
ولي حیف کہ شببخیرهامو جدي گرفتی
و با گفتنِ یه خوب بخوابي، منُ با کلی
حرفهای ناگفته خوابوندی :))).
𝐥𝐮𝐦𝐢𝐧𝐨𝐮𝐬
شاید اگہ تو رو داشتم دنیام یه رنگ و رویِ
آبيِ اقیانوسي داشت .
شاید اگه تو رو داشتم زیرِ این بارون تنها
قدم برنمیداشتمُ هر قدمهامو با یکی از
خاطراتت مرور نمیکردم . .
شاید اگہ تو بودي همیشه بھار بود ؛ ولی
تو نیستي ، تو نیستي که ببینی منِ
بیتو چقدر پژمردهس :))).
𝐥𝐮𝐦𝐢𝐧𝐨𝐮𝐬
خسته شدم از این همه دلتنگي و گلودردِ
ناشي از بغض ، من زیادهخواھ نیستم
ولي دلم کمي با تو بودن میخواد .
دلم میخواد بازهم تو هواي بارونی و
سرد بریم بیرون و هر وقت گفتم سردمِ
تو اغوشِ گرمتو بھم بدي .
دلم میخواد بریم جایي كِ خالی از
آدما باشه فقط من باشمُ تو وَ یه
هواي گرمِ بھاري !
میخواستم تو باشي وُ وقتی ناراحتم
با گفتنِ حالت خوبه ؟ منُ از این رو
به اون رو کني .
من زیادهخواھ نیستم ولي، دلم برای
پنج دقیقه صحله ؛ ۱۰ ثانیه بودنت لك
زده .