859.2K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ولی توی سینما ملخ میاد اونجا و فیلم کتاب خوندن آقای سوسکو پخش میکنه . این فیلم که جلوی همه پخش میشه و آبرو و حیثیتشون میره، خانم سوسکم بلند میشه شوهرش و کتک میزنه . بعد دوباره میرن
ماجرای خیلی عجیب غریب و قاطی پاتی که اصلاً من مغزم نمیکشه دیگه واقعا کی به کی خیانت کرد، کی رفت ، میره تو خونه، دوباره اون یکی دیگه رو میگیره ، از اونجا فلان میشه، اون دوست دخترش اینطوری میشه...🤦🏻♀
@darktheory
ولی قسمت دردناک این انیمیشن میدونین چیه؟!
اینه که این انیمیشن استاپ موشن (یکی از تکنیک های انیمیشن سازی) ، با حشرات مرده واقعی درست شده :////
@darktheory
ملخ و کفشدوزک و فلان و اینا حشرات مرده واقعیان
بعد به دست و پاشون سیم بستن اینجوری دارن حرکتشون میدن و یه انیمیشن ازش درست کردن با یه موضوع افتضاح و نکبت و مسخره
من نمیدونم کی چرا همچین فکری باید به ذهنش برسه که همچین موضوعی ، همچین کاری، همچین کثافت کاری باید برای بچه ها جالب باشه...
@darktheory
انیمیشن بعدی، انیمیشن کوهِ جواهره...
من فکر میکردم این یه انیمیشن استاپ موشن چینی ژاپنی ایناس
چند روز پیش که داشتم راجع به این موضوع تحقیق میکردم و تصمیم گرفتم که این انیمیشنم بذارم تو لیست، دیدم که این انیمیشن اتفاقاً ساخت ایرانه :)))
@darktheory
1.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
داستان راجع به یه بچهایه که توی یه بازار، توی مغازه زغال فروشی کار میکنه
بچه در حین کارش که میره زغالها رو برمیداره میاد ، کثیف میشه، خسته میشه...
دائم یه مغازه جواهرفروشیو میبینه که یه پسر بچه هم سن و سال خودش داره توش کار میکنه، تر و تمیز با لباسهای خوب با یه پیرمرد خیلی ترسناک
ولی نمیدونم چرا این بچه از پیرمرده نمی ترسید...
@darktheory
342.1K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بعد هر بار که از اونجا رد میشد هی میرفت نگاه میکرد لذت میبرد میرفت تو رویای کار کردن تو اونجا و پولدار شدن
و یه روز صاحب کارش که دیگه حسابی شاکی شده بود و از دست این کارای پسره خسته شده بود، از کار انداختش بیرون...
@darktheory
1.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
پسر بچه که خیلی هم ناراحت بود وسایلشو برداشت رفت دوباره از جلوی همون مغازه جواهری رد میشد که یه انگشتی اومد بیرون و بهش گفت بیا
پسر بچه رفت تو و دید هیچ خبری از اون کسی که قبلاً اونجا کار میکرده نیست و بهش پیشنهاد کار جدید داده شد
پیرمرد وحشتناک یه دست لباس بهش داد و بهش گفت که اونجا وایسا کار کنه...
@darktheory
1.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
خلاصه بعد از یه مدت اونجا کار میکنه و اینا
پیرمرد اومد دستشو گرفت و بردش بیرون گفت بیا که بریم شکار جواهر. رفتن با هم سوار یه قایقی شدن و قایقو روندن به سمت یه کوه
یه کوهی که توی یه جزیرهای بود
به جزیره که رسیدن از قایق پیاده شدن، پیرمرده به بچه گفت باید خم بشه، یه پوست گوسفند انداخت روش، بعد رفت قایم شد و پشت یه سنگی وایساد...
@darktheory
1.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تو همین لحظه یه عقابی از بالای کوه اومد پایین و بچه رو که لباس بره پوشیده بود، گرفت تو چنگالشو برد بالا
عقاب بچه رو گذاشت توی لونش و بچه یه شلاق که صاحب کارش بهش داده بود درآورد و زد روی زمین تا عقاب رفت...
@darktheory
984.6K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
از پایین پیرمرده داد زد و گفت جواهرا رو جمع کن از اون بالا تو لونه عقاب و پرت کن برام پایین
بچه جمع کرد و جواهرا رو انداخت پایین، یهو دید بله پیرمرد فلنگ و بست و رفت
تو همون حین بود که بچه فهمید چه بلایی سرش اومده...
@darktheory
481K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اطرافشو نگاه کرد دید لباسهای پاره و خونی بچههای دیگه که قبل از اون پیش این پیرمرده کار میکردن همونجاست و پره خونه و استخون دست و پاشون که اون عقاب خوردتشونم اونجاست :)))))))
@darktheory
ادامه داستانو نمیگم خودتون برین انیمیشنو ببینین
اگه میخواین ببینین هنرمندان غیور کشورمون چه انیمیشن، چه استاپ موشن بینظیری ساختن...🙃💔
@darktheory