جوری شده بود که حتی میرفت توی جلسات اولیای بچهها تو مدرسه شرکت میکرد...
@darktheory
خودش بلند میشد میرفت توی مسابقات بچهها شرکت میکرد، تماشاشون میکرد...
@darktheory
و حتی یه بار یه مسابقه دو از طرف اولیای بچههای همون مدرسه انجام شده بود که دایانا رفت توش دوید...😶
@darktheory
توی همین حینم خانواده سلطنتی تمام تلاششونو میکردن که توجهها رو از رو دایانا بردارن و یه جورایی تو چشم مردم خرابش کنن...
@darktheory
695.8K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
حتی چارلز چندین بار توی مصاحبههای عمومی یه سری حرفایی زده بود که عملاً دایانا رو کوچیک میکرد و توهین میکرد بهش...
که برعکس باعث میشد مردم بیشتر نسبت به دایانا علاقهمند بشن و یه جورایی دست خانواده سلطنتی از پشت بسته شده بود و هیچ کاری نمیتونستن راجع به این قضیه بکنن...
@darktheory
1.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اما این علاقه مردم به دایانا هیچ برشی توی قصر واکینگهام نداشت.
هرچی علاقه مردم بهش بیشتر میشد، اون خفت و خواری که توی قصر داشت هم بیشتر میشد و رفتار خانواده سلطنتی با دایانا وحشتناکتر میشد...
@darktheory
چارلز توی تمام مدت زندگیشون داشت به دایانا خیانت میکرد و حتی بعداً یه سری شایعههای عجیب غریب دیگه هم ازش دراومد که فقط همون کامیلا نبوده و حتی چارلز بچهدار شده از یه زن دیگه که منشی کاخ سلطنتی بوده و خب چیزهای مختلفِ اینطوری...
@darktheory
ولی فقط اون نبود ...
خودِ ملکه دائم اذیتش میکرد و حتی بعداً با رو شدن دفتر خاطرات دایانا که دست نوشته خودش بود و گفتههای نزدیکانش، مشخص شد که دایانا چه آزار و اذیتهای شدیدی توی کاخ میکشیده...
@darktheory
تا حدی که بیماریهای روحی و جسمی زیادی گرفته و حتی سوء تغذیه گرفته بوده و نمیتونسته غذا بخوره.
دایانا حتی چندین بار اقدام به خود.کشی هم کرده بود که موفق نشده بود توی اون دوره و خب همین نشون میده که چقدر تحت فشار بوده و چقدر داشته اذیت میشده...
@darktheory
با این حال دایانا تو تمام این مدت فکر میکرد که شاید بتونه زندگیشو نجات بده...
هی دائم میرفت پیش چارلز، توی اتاقش، سعی میکرد باهاش صحبت کنه ولی چارلز اصلا حرفاشو گوش نمیداد .
و حتی چندین بار دایانا برداشته بود چاقوی نامه بری رو گذاشته بود زیر گردنش که چارلز به حرفاش گوش بده، ولی بازم بهش توجهی نمیکرد...
@darktheory
تا اینکه یه روز دایانا وقتی میخواسته دوباره بره پیش چارلز توی اتاقش که شاید بتونه باهاش صحبت کنه ، دم در متوجه میشه که چارلز پشت تلفن داره با یکی دیگه صحبت میکنه و وقتی گوش میده میبینه که داره با یه خانمی حرف میزنه و بهش شدیداً ابراز علاقه میکنه و تمام حرفایی که تو این مدت یکیش هم بهش نزده بود رو به اون زنی که پشت تلفنه داره میزنه...
@darktheory
بعد از اون لحظه ، دایانا فهمید که چارلز نه تنها نتونسته کامیلا رو فراموش کنه بلکه حتی به رابطهای که باهاش داشته هم داره ادامه میده .
و جالب اینجاست که توی اون دوره خود کامیلا هم متاهل بود و این رابطه از هر دو طرف شدیداً مشکل داشت...
@darktheory