خلاصه بعد از همه این کشمکشها، چارلز و دایانا متوجه میشن که هر دوتاشون با کسای دیگهای خوشحالترن و توی سال ۱۹۹۲ تصمیم میگیرن که از همدیگه جدا شن و اعلام میکنن که تصمیم گرفتن جدا بشن...
@darktheory
دایانا بعد از اعلام جداییشون، با بیبیسی یه مصاحبه انجام میده و توی اون مصاحبهش از شرایط سخت زندگیش توی قصر میگه و کلی جزئیات از خاندان سلطنتی میده که به اعتبار اونا حسابی لطمه میزنه...
و این شاید یکی از بزرگترین اشتباههای زندگی دایانا بود و همون شایعه باردار شدنِ منشیِ کاخ سلطنتی از پرنس چارلز و اینکه ملکه مجبورش کرده که بچه رو سقط کنه هم بعد از همین مصاحبه بیرون اومد که باعث شد دیگه بدنامی و بی آبروییه این خانواده از همیشه بیشتر بشه...
@darktheory
در نهایت توی سال ۱۹۹۶، طلاق این دو نفر رسمی میشه و پرنسس دایانا رسماً لقبِ پرنسس خودشو از دست میده.
ولی اینم باز باعث نمیشه که توی چشم مردم کوچکتر بشه یا محبوبیت خودشو از دست بده بلکه مردم خیلی بیشتر از قبل دوستش داشتن...
@darktheory
دایانا یه سال بعد از اون ، با پسری که میلیاردر مصری بود به اسم « دودی الفاید » که خودشم تهیه کننده فیلم بود وارد رابطه شد و تو همین حین هم چارلز هنوز داشت به رابطه مخفیانهاش با کامیلا ادامه میداد...
@darktheory
ممکنه بپرسین خب چرا رابطه مخفیانه؟! الان که طلاق گرفته ، چرا ازدواج نکرد باهاش؟!
شاید همین اتفاقاً دلیل اتفاقای وحشتناکی باشه که بعداً برای دایانا افتاد
بذارین براتون توضیح بدم...
@darktheory
توی روز ۷ آگوست ۱۹۹۷، دودی تصمیم میگیره توی یکی از هتلهای پدرش توی شهر پاریس از دایانا خواستگاری کنه و سورپرایزش کنه...
@darktheory
اونا بلند میشن یه سفر کوتاه میرن پاریس و دودی که این وسط میخواسته دایانا رو سورپرایز کنه و دایانا از خواستگاری خبر نداشته ، یه رستوران لوکس رزرو میکنه و از اون طرف هم یه انگشتر الماس سفارش میده که بتونه با اون خواستگاریشو انجام بده...
@darktheory
2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ولی اون شب وقتی این دو نفر میرن به سمت رستورانی که رزرو کرده بودن ، میبینن که دم در رستوران پر از عکاس و خبرنگاره و انگار که یه کسی بهشون خبر داده بوده که اینا میخوان همچین کاری بکنن.
با اینکه کسی راجع به دایانا و دودی و اینکه قراره خواستگاری انجام بشه یا اینکه اونجا قراره باشن صحبتی هم نکرده بود...
@darktheory
و این حمله خیلی شدید اونا به سمت این دو نفر باعث میشه که اونا حتی بدون این که بتونن شامشونم بخورن از اونجا سریع فرار کنن و برگردن به سمت هتلشون .
ولی آخر شب که میشه این دو نفر به دلایل نامعلومی تصمیم میگیرن که از هتل بزنن بیرون...
@darktheory
ولی وقتی میان که برن بیرون، متوجه میشن دم در هتل پر از عکاس و خبرنگاره و انگار که اونا خبر داشتن که اینا میخوان بیرون از هتل برن و به خاطر همین هم میان یه برنامه ریزی میکنن و بادیگاردای دایانا رو میذارن جلوی در اصلی، انگار که منتظرن که دایانا بیاد و خودشون قایمکی از درِ پشتی میرن سوار ماشین میشن و سریع فلنگو میبندن و فرار میکنن...
@darktheory
توی اون ماشین به جز خود دایانا و دودی که صندلی عقب نشسته بودن، رانندهشون هِنری و بغل دستش هم محافظ شخصی دایانا نشسته بود...
ولی علیرغم تمام برنامهریزیهایی که کرده بودن، عکاسا و خبرنگارا بازم انگار میدونستن که اینا کجا دارن میرن و توی خیابون گیرشون میارن و میندازن دنبالشون...
@darktheory
459.3K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اینا هم هرچی سعی میکنن که از دست اونا فرار کنن ، عکاسا و خبرنگارا بیشتر حرص میزنن و بدتر دنبالشون میکنن.
یعنی وسط خیابونای پاریس یه تعقیب و گریز عجیب غریب شکل گرفته بود و همه خبرنگارا میخواستن از این دو نفر عکس و فیلم بگیرن...
@darktheory