eitaa logo
Dark theory | دارک تئوری
3.6هزار دنبال‌کننده
5.2هزار عکس
383 ویدیو
1 فایل
اینجا جاییست که شما باید باشید🤫🤯 با دیدی متفاوت به دنیا نگاه میکنیم... داستان ها یا اتفاقات عجیب و ترسناکی که براتون رخ داده رو برای ما ارسال کنید♥️ ارتباط با ما و ارسال سوژه: @nafear تبلیغات❤️👇🏼 https://eitaa.com/joinchat/2664825373C0af897ba7e
مشاهده در ایتا
دانلود
توی روز ۷ آگوست ۱۹۹۷، دودی تصمیم می‌گیره توی یکی از هتل‌های پدرش توی شهر پاریس از دایانا خواستگاری کنه و سورپرایزش کنه... @darktheory
اونا بلند میشن یه سفر کوتاه میرن پاریس و دودی که این وسط می‌خواسته دایانا رو سورپرایز کنه و دایانا از خواستگاری خبر نداشته ، یه رستوران لوکس رزرو می‌کنه و از اون طرف هم یه انگشتر الماس سفارش میده که بتونه با اون خواستگاریشو انجام بده... @darktheory
2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ولی اون شب وقتی این دو نفر میرن به سمت رستورانی که رزرو کرده بودن ، می‌بینن که دم در رستوران پر از عکاس و خبرنگاره و انگار که یه کسی بهشون خبر داده بوده که اینا می‌خوان همچین کاری بکنن. با اینکه کسی راجع به دایانا و دودی و اینکه قراره خواستگاری انجام بشه یا اینکه اونجا قراره باشن صحبتی هم نکرده بود... @darktheory
و این حمله خیلی شدید اونا به سمت این دو نفر باعث میشه که اونا حتی بدون این که بتونن شامشونم بخورن از اونجا سریع فرار کنن و برگردن به سمت هتلشون . ولی آخر شب که میشه این دو نفر به دلایل نامعلومی تصمیم می‌گیرن که از هتل بزنن بیرون... @darktheory
ولی وقتی میان که برن بیرون، متوجه میشن دم در هتل پر از عکاس و خبرنگاره و انگار که اونا خبر داشتن که اینا می‌خوان بیرون از هتل برن و به خاطر همین هم میان یه برنامه ریزی میکنن و بادیگاردای دایانا رو می‌ذارن جلوی در اصلی، انگار که منتظرن که دایانا بیاد و خودشون قایمکی از درِ پشتی میرن سوار ماشین میشن و سریع فلنگو می‌بندن و فرار میکنن... @darktheory
توی اون ماشین به جز خود دایانا و دودی که صندلی عقب نشسته بودن، راننده‌شون هِنری و بغل دستش هم محافظ شخصی دایانا نشسته بود... ولی علی‌رغم تمام برنامه‌ریزی‌هایی که کرده بودن، عکاسا و خبرنگارا بازم انگار می‌دونستن که اینا کجا دارن میرن و توی خیابون گیرشون میارن و میندازن دنبالشون... @darktheory
459.3K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اینا هم هرچی سعی می‌کنن که از دست اونا فرار کنن ، عکاسا و خبرنگارا بیشتر حرص میزنن و بدتر دنبالشون می‌کنن. یعنی وسط خیابونای پاریس یه تعقیب و گریز عجیب غریب شکل گرفته بود و همه خبرنگارا می‌خواستن از این دو نفر عکس و فیلم بگیرن... @darktheory
راننده ماشین دایانا ،یعنی هنری، توی همون لحظه تو همون سرعتی که داشتن میرفتن تصمیم می‌گیره که فرمونو کج کنه و بره توی یه تونل که کسایی که پشت سرشون بودن اونا رو گم کنن ... ولی اونا هیچ وقت دیگه از اون تونل خارج نمیشن :) @darktheory
خبرنگارا وقتی به دنبال دایانا وارد تونل شدن دیدن که ماشین دایانا و دودی به سیزدهمین ستون تونل برخورد کرده و کاملاً له شده... تنها کسی که از توی این ماشین سالم بیرون اومد، محافظ شخصی دایانا بود که صندلی جلو هم نشسته بود و خب از اونجایی که این ماشین از روبرو تصادف کرده بود عجیب بود که فقط همین آدم زنده مونده که اصولاً باید آسیب بیشتری می‌دید خب جلوی ماشین پرس شده و این سرو مرو گنده و سالم اومد بیرون... @darktheory
و بعداً گفتن که دلیل اینکه سالم مونده این بوده که کمربندشو بسته بود و کسای دیگه که نشسته بودن کمربند نبسته بودن و این خودش یه نکته خیلی عجیبه به خاطر اینکه توی اون دوره محافظای شخصی توی ماشین اصلا کمربند نمی‌بستن... چون اصولاً اگه یه شرایط فورس ماژوری ( ضروری ) پیش بیاد، اون آدم، اون محافظ باید توی حالتی باشه که بتونه سریع اگه لازم باشه بره صندلی عقب، لازم باشه بپره بیرون یا هر کار دیگه‌ای بکنه و به خاطر همین هیچ وقت کمربند نمی‌بستن و حالا دقیقا این آدم تو همون تایم کمربندشو بسته بود و بقیه هیچ کدومشون نبسته بودن این خودش عجیب بود... @darktheory
ولی حالا جلوتر که بریم متوجه میشیم که چقدر این قضیه پیچیده‌تر و عجیب غریب تر میشه... @darktheory
حالا برگردیم سراغ ماشین... توی اون لحظه تصادف، ماشین کاملاً پرس شده بود و دایانا بین صندلی جلو و عقب ماشین کامل گیر کرده بود و روی قفسه سینه‌اش به شدت فشار بود. دودی و راننده‌شون درجا همونجا جونشونو از دست داده بودن... @darktheory