این آقا که دیگه حسابی عصبانی و خسته و اعصابش خورد شده بود ، در میاد به پلیس میگه که: ببینین من واقعاً خستم، اعصابم خورده، من فردا یه جلسه کاری خیلی مهمی دارم و فقط میخوام برم هتل و استراحت کنم
پلیس میگه خب پس اطلاعات هتلتو به ما بده تا با اونا صحبت کنیم ببینیم قضیه چیه...
@darktheory
مرده از جیبش یه کاغذ در میاره که روش اسم و آدرس هتلشو نوشته
زنگ میزنن به اون هتل، باهاشون صحبت میکنن و میبینن بله !!! واقعاً هم این آدرسی که داده با این مشخصات و اینا یه هتلی همونجا هست، ولی هیچ رزرواسیونی به اسم این آقا توش نیست :)))
@darktheory
مرد مرموز دیگه واقعاً توی این نقطه حقم داشته دیگه ،داشته دیوونه و عصبانی میشده..
گفت که خیلی خب شما که حرف منو باور نمیکنین، توی این وضعیت هم که گیر کردم و نمیدونم چیکار باید بکنم، پس لااقل زنگ بزنین به اون کسی که من فردا باهاش جلسه دارم ، باهاش صحبت کنین بگین که من به این دلیل ممکنه که به جلسه نرسم...
@darktheory
پلیس موافقت میکنه و میگن خب این خودشم یه راهیه برای تایید هویت این آدم
تماس میگیرن باهاش و اونور خط یه آقایی تلفن جواب میده که دقیقاً به همون اسمیه که این آقای مرموزمون معرفی کرده
بعد از کلی حرف زدن متوجه میشن که هیچ آدمی به این اسم نمیشناسه و فردا هیچ جلسهای با هیچ کسی نداره...🤦🏻♀
@darktheory
همه اینا از چیه؟! قضیه چیه واقعا؟! چطوریه؟! این آدم از کجا اومده؟!
صبر کنین...
هنوز خیلی قراره جذابتر بشه قضیه...😊
@darktheory
به عنوان آخرین راه حل برمیدارن تماس میگیرن با شرکتی که این آقا به گفته خودش از طرف اونا اومده که توی این جلسه شرکت کنه که یه شرکت بین المللیه که توی کشورهای مختلف شعبه داره...
@darktheory
زنگ میزنن باز به یکی از شعبههای اونا و بازم میبینن که بله اینجا واقعاً یه همچین شرکتی موجوده به اون اسم، با اون مشخصات، ولی بازم همچین آدمی رو نمیشناسن و میگن که این آقا اونجا کار نمیکنه...
@darktheory
پلیس مجبور میشه که به این آقای مرموز اجازه بده که بره توی یه هتل استراحت کنه که بتونن فردا یکم تحقیقات بیشتری بکنن
به خاطر همین این آقا رو میبرن توی یه هتلی نزدیک همون فرودگاه، توی طبقه ششم هتل یه اتاق بهش میدن...
@darktheory
تمام وسایلش و متعلقاتشو ، مدارکشو، همه چی رو ازش میگیرن و دو تا دونه سربازم میذارن دم در اتاقش که فردا صبحش به این موضوع بیشتر رسیدگی کنن...
@darktheory
فردا صبح که پلیس میره سراغ این آقا که به ادامۀ تحقیقاتشون بپردازن، شوک واقعی و بزرگِ این جریان اونجا بهشون وارد میشه وقتی که درو باز میکنن و میبینن این آقای مرموز نیست :)))))
@darktheory
اونم در حالی که این دوتا سرباز دم در اتاقش تا صبح بیدار بودن
حالا این مهم نیست...
میدونین نکته جالبتر چیه؟!😊
@darktheory
نکته عجیبتر و جالبتر اینه که تمام مدارک و وسایلی هم که دست پلیس ضبط و نگهداری میشد، همشون از بین رفته بودن...
@darktheory