رابرت برش میداره و میره خونه...
دقیقا یه هفته بعد از اون، دو تا مرد سیاه پوش، دقیقاً با همون خصوصیاتی که گفتم میرن سراغش و بهش میگن که اون تیکه فلزی که پیدا کردی رو رد کن بیاد...
@darktheory
رابرت که اصلاً چیزی به هیچکس راجع به این قضیه نگفته بود، مشکوک میشه که اصلاً اینا از کجا میدونن و بهشون میگه که من اصلاً اون تیکه فلزی رو دادم برای تست (آزمایش)...
این آقایونم خیلی شیک برمیگردن بهش میگن که ببین، اگه میخوای زنت همونجوری که الان خوشگله، همینطور خوشگل بمونه، قطعه رو بده بیاد...
@darktheory
خب رابرت میده اون تیکه رو بهشون و بعد از اونم دیگه هیچ خبری از اون دو نفر نمیشه و نمیدونه که اصلاً کی بودن؟ چی بودن؟ چی شدن؟...
@darktheory
مورد بعدی خیلی جالبتره به خاطر اینکه برای اولین بار توی این مورد، یه نفر تونست یه عکس بگیره از این آقایونِ سیاه پوش...📸
@darktheory
این مورد توی سال ۱۹۶۸ برای زوجِ «جک و مِری رابینسون» اتفاق افتاده که کلاً محقق ufo بودن...
این دو نفر که بعد از شروع کردن تحقیقای جدی راجع به ufoها ،یه سری تجربههای عجیب و غریب و بد تو زندگیشون داشتن...
@darktheory
مثل اومدن دزد تو خونه و جابجا شدن وسایلشون... و اونا متوجه شدن که یه نفر هست که دائم داره تعقیبشون میکنه که همون دزدی هم که اینا فکر میکردن، در واقع همون آدمه که دزد نیست و اومده بوده توی خونشون و دنبال چیزی داشته میگشته...
@darktheory
به خاطر همین خیلی میترسن و به یه دوستشون میگن که همراهشون بره که حالا یه خورده مثلاً امنیتشون بیشتر باشه...
اون دوستشون روزی که همراه اینا میره و اون مردی که داره تعقیبشون میکنه رو میبینه، موفق میشه یه دونه عکس ازش بگیره :))))
@darktheory
دقیقاً همون طوری که نفرای قبلی گفتن...
قد بلند، سیاه پوش، کچل، بیمو، رنگ پریده، و و و...
@darktheory
بریم سراغ مورد بعدی که خیلی عجیبتر از بقیه شونه...
«شِین سووار» که مدیر یه هتلیه نزدیکای آبشار نیاگارا... شین یه روز توی همون هتلش با یکی از کارمنداش داشتن میرفتن که میبینن از آسمون یه چیز مثلثی شکل و سفینه فضایی طوری رد میشه...
تماس میگیرن با جاهای مرتبط و اعلام میکنن که بیان تحقیق کنن راجع بهش...
@darktheory
بعد از چند روز، دو تا مرد ناشناس میرن هتل و سراغ شِین و کارمندشو میگیرن و میگن که میخوان باهاش صحبت کنن، که خداروشکر هیچ کدومشون اون لحظه توی هتل نبودن...
@darktheory
370.7K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
وقتی شین برمیداره فیلمای دوربینهای مدار بستشو میبینه، با این صحنه روبرو میشه :)))
@darktheory
میرسیم به مورد آخر که مورد علاقه خود منم هست و واقعاً از همشون ترسناکتر و وحشتناکتر و عجیبتره...
این مورد رو یکی از کارمندای یه شرکتی تو آلاسکا پخش کرده...
@darktheory