در اوایل جنگ جهانی، روسیه توی تمام جنگهاش ۱۰۰درصد موفق بوده و روسیه و متحدانش موافق بودن با اینکه با آلمان هم وارد جنگ بشن ولی راسپوتین ۱۰۰درصد مخالف بوده و میگفته که این کارو نباید انجام بدین چون تهش شکسته
@darktheory
و برخلافِ چیزی که انتظارشو داشت ، شاه قبول نمیکنه و میگه که برگرده به همون روستایی که ازش اومده بوده
@darktheory
بعد از شروع جنگ، تزار از پایتخت خارج میشه برای اینکه جنگ رو هدایت کنه و کنترلِ کامل رو به دست ملکه میده
حالا چی میشه؟
@darktheory
راسپوتین دوباره وارد دربار میشه و ناچار با این قضیه موافقت میکنه و سعی میکنه توی جنگ بهشون کمک کنه و پیشبینی کنه که هر نقشهای که دارن چقدر احتمال شکست هست، چقدر احتمال برد هست و از چه تاکتیکهایی باید استفاده کنن و دشمن از چه تاکتیکهایی ممکنه که استفاده کنه... کلاً داشته کمکشون میکرده
و اونجا بود که یه موج عظیم توی روسیه شکل گرفت که مردم میگفتن که نیروهای پلید دور تخت سلطنتی رو گرفتن...
راسپوتین.....
@darktheory
حامیانِ اتحادِ روسیه، راسپوتین رو یه تهدید برای آینده روسیه میدونستن پس باید از سر راه برش میداشتن
سه شخصِ سرشناس به نامهای شاهزاده یوسوپف، ولادیمیر یوریشکوویچ و دوکِ اعظم دیمیتر پاولوویچ در طی یه جلسۀ رسمی ، راسپوتین رو خطر جدی برای امنیت روسیه دونستن و همونجا بود که نقشه ترورش رو طراحی کردن
@darktheory
به این صورت بودش که شاهزاده یوسوپف از اونجایی که میدونستش که راسپوتین در برابر زنها و الکل ضعف داره اونو بیاره خونش، چون که میخواد ادعا کنه که زنش یک مریضی ج.نسی داره و احتیاج داره که راسپوتین درمانش کنه و اونجا بهش شراب و شیرینی هایی که همشون با سیانور مسموم شدن بده و در نهایت راسپوتین رو بکشه...
@darktheory
اولش راسپوتین موافقت نمیکرد اما بعد اصرارهای زیادِ یوسوپف قبول میکنه و میره به خونش ولی یه نامه مینویسه برای ملکه :« مادر!! میدانم که مرگ من نزدیک است. امروز آخرین لحظات زندگیم را سپری میکنم، اما آگاه باشید اگر من توسط روستاییان و کولی ها و هم قطارانم به قتل رسیدم، بدانید که هیچ خطری شما و مردم روسیه را تهدید نمیکند اما اگر من توسط یکی از افراد دربار یا فامیلهای شما به قتل رسیدم، بدانید که شما و خانوادهتان و کل اهل دربارش بیش از دو سال زنده نخواهید ماند و به دست مردم روسیه کشته خواهید شد. دوستتان دارم پدر گریگوری راسپوتین »...
@darktheory
راسپوتین وارد خونه یوسوپف میشه و بعد شاهزاده میگه که یه سری مهمون برای خانمش اومده و راسپوتین رو به زیرزمین میبره و میگه که تا موقعی که مهمونی تموم میشه اینجا باشه و براش یه سری کلوچه و شراب میاره و هرچی که تعارف میکنه راسپوتین میگه میلی ندارم و اینجاست که شاهزاده شک میکنه که خب شاید میدونه که قراره چیکار کنیم
@darktheory
از اتاق میره بیرون تا بقیه رو خبر کنه که یهو صدای باز شدن در شراب رو میشنوه و متوجه میشه که اوکی داره میخوره...
وقتی که برمیگرده هم شراب رو خورده بوده هم اون شیرینیا رو ولی بعد از نیم ساعت هنوز زنده بوده و اینجا شاهزاده وحشت میکنه و اینجوریه که تو یه عالم سیانور خوردی، هنوز زندهای؟!😐
@darktheory
هم دستای شاهزاده توی اتاقای بالا شروع میکنن به سروصدا کردن که مثلاً یه مهمونی اینجا هست، آهنگ میزنن، پا میکوبن، آواز میخونن که راسپوتین فکر کنه که اینجا واقعا مهمونیه و راسپوتین همش منتظر بوده که مهمونی تموم میشه تا بره خانم شاهزاده رو درمان کنه
@darktheory
256.5K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
و وقتی شاهزاده دید که راسپوتین مردنی نیست بهش شلیک میکنه. راسپوتین به زمین میفته ( البته اینجا نقل قول های خیلی متفاوتی هست ولی یه چیز کلی دارم میگم )
ظاهرا میفته زمین و لحظهای که شاهزاده میره سمتش، یهو بلند میشه و گلوشو میگیره و فشار میده و روی زمین میخوابونه و داشته یه سری وِرد رو میخونده
@darktheory