توی گزارش نوشته شده که همینطور که خون داشته از سینه پاولی میزده بیرون، صدای آه و نالهش هم بلند شده بود و همه میتونستن جیغشو بشنون
روستاییا بالاخره تونسته بودن که از شر این ومپایر خلاص بشن، بعد از اونم رفتن سراغ چهار نفر دیگه ای که پاولی کشته بود و وقتی از قبر درشون آوردن دیدن که جسد اونا هم دقیقاً توی همون شرایطه
روستاییا نیزههای چوبیشونو توی قلب های اونا هم فرو کردن و صدای آه و ناله تو کل قبرستون پیچیده بود
@darktheory
ولی ظاهراً این کارشونم باعث نشد که جلوی تبدیل مردم به یه خون اشام گرفته بشه...
خیلی از روستاییا از گوشت حیوونایی که پاولی بهشون حمله کرده بود خورده بودن و اون ۴ نفر دیگهای هم که مرده بودن معلوم نبود تا الان به چند نفر حمله کردن
@darktheory
خبر سرایت این بیماری وحشتناک به گوش ارتش سلطنتی اتریش هم رسید
ارتش ، یه دکتر به اسم «گلَسِر» رو میفرسته به منطقه تا مطمئن بشن که بیماری که داره ازش صحبت میشه یه بیماری همه گیر و وحشتناک نیست
دکتر گلسر توی دسامبر ۱۷۳۱ وقتی به این منطقه رسید ۱۳ نفر توی این روستا در اثر تبدیل شدن به یه خون آشام مرده بودن
@darktheory
گلسر توی گزارشش نوشت که هیچ مدرکی مبنی بر اینکه این آدما در اثر یه اپیدمی یا یه بیماری مثل تب مرده باشن وجود نداره، ولی این مسئله ماجرا رو فقط بدتر کرد...
روستاییا خیلی ترسیده بودن و داشتن حکومت رو تهدید میکردن که اگه هر چه سریعتر جلوی این قضیه رو نگیرن روستا رو ترک میکنن
@darktheory
به خاطر همینم دکتر برای اینکه مردم اونجا رو آروم کنه، دهها جسد از خاک کشید بیرون تا بررسیشون کنه
تعدادی از اونا تجزیه شده بودن و کامل از بین رفته بودن ولی یه تعداد دیگشون هنوز سالم بودن و از حفرههای صورتشون مثل گوش و دماغ و چشم و دهن داشت خونِ تازه میومد بیرون
@darktheory
حکومت اتریش یه جراح ارتشی به اسم «فلاکینگر» با تیمش رو به این منطقه اعزام کرد تا قضیه رو بیشتر بررسی کنن تا شاید بتونن چیزی از توش در بیارن ولی زمانی که فلاکینگر و تیمش به این منطقه رسیدن به نظر میرسید که ومپایرا سرشون از قبلم بیشتر شلوغ شده چون ۱۷ نفر پیر و جوون دیگه توی این چند روز جونشونو از دست داده بودن و همه اینا کسایی بودن که از قبل هم بیماری نداشتن
@darktheory
فلاکینگر هم اون جسدها رو بررسی کرد و گزارش گلستر رو تایید کرد
به نظر میرسید جسد این آدمای مرده هنوز زنده بودن...
@darktheory
بعد از اینکه کار تیم پزشکی فلاکینگر تموم شد و گزارششون هم نوشتن، افراد محلیِ اونجا سر این اجساد رو از تنشون جدا کردن، اونا رو سوزوندن و خاکسترشون رو ریختن توی رودخونه
@darktheory
گزارش فلاکینگر بعدها منتشر شد و تبدیل شد به پرفروشترین کتاب اروپا و همون طور هم که اول بحث گفتم این واقعه و این داستان شده منبع الهام برم استوکر برای نوشتن کتاب دراکولا
@darktheory
اما ماجرای واقعی پشت اون اتفاقا چی بود؟ یعنی واقعاً اون آدما همشون ومپایر بودن و اونجا به یه شکلی از بین رفتن یا ادامه پیدا کرده نسلشون ؟!
توی قرن هجدهم هنوز علم پزشکی اونقدر پیشرفت نکرده بود که برای یه سری از اتفاقا بتونن دلیل علمی درستی پیدا کنن...
@darktheory
امروز دیگه ما میدونیم که توی روند تجزیه شدن جسد، این یه اتفاق عادیه که ریههاش پر خون بشه.
توی این پروسه تمام بدن حتی مغز آدمم آب میشه و از اونجایی که مردمِ این منطقه میترسیدن که این ومپایرا از خاک بخوان بیان بیرون و اونا رو رو به صورت خاک میکردن، مغزِ آب شدشون از دماغ و چشم و دهنشون میزده بیرون و قیافه اونا رو خیلی بیشتر شبیه یه خون آشام وحشتناک میکرده
@darktheory
همچنین ریه جسدها پر از گاز میشه و دلیل اینکه موقعی که قلبشونو سوراخ میکردن یه صدای ناله مانندی ازشون بیرون میومده همینه
در مورد بلند شدن ناخنها و موی این اجساد هم باید بگم که اینا بعد از مرگ بلند نمیشن...
آدما بعد از مرگ، آب بدنشون تبخیر میشه، پوستشون چروکیده میشه و همینم باعث میشه اون قسمتهای مو و ناخن که زیر پوست بودن بیرون بیان و جوری به نظر برسه که انگار رشد کردن در حالی که این اتفاق نیفتاده
@darktheory