فقط یه مشکلی که داره اینه که زیرِ زمین این شهر یه آتیشی هست که الان نزدیک ۵۰ ساله داره میسوزه و قراره تا ۲۰۰ سال دیگه هم همچنان به سوختنش ادامه بده
زیر این شهر کلی معدن زغال سنگ بوده که به خاطر گرم شدن بیش از حد این معدنها باعث شده که تمام لایه میانی کره زمین تو اون قسمت آتیش بگیره
@darktheory
گفته میشه دمای سطح زمین توی این منطقه بعضی وقتا به ۴۰۰ درجه سانتیگراد میرسه
البته خب زندگی کردن توی این منطقه خوبیای خودشم داره ،مثلاً هر وقت دلتون بخواد میتونین کباب درست کنین یا منقلتون همیشه به پا باشه «برای کباب البته» :)
@darktheory
فقط دیگه باید حواستون باشه چون مونوکسید کربنی که از دود این آتیشا میاد بیرون ممکنه یک کمی وسط عشق و حالتون ضد حال بزنه بهتون البته خب..... معتادا که نمیگیرن ....ولی باشه :)
@darktheory
جای بعدی که میخوام معرفی کنم مثل اینه که از توی یه فیلم ترسناک افتاده باشه بیرون
این مکان که یه جزیرهس توی مکزیک که به « جزیره عروسکا » معروفه، تمام دیوارها، ساختمونا، درختا ، همه جای این جزیره پر از عروسکه
@darktheory
از اونجایی که این عروسکها چندین ساله اونجا آویزونن از در و دیوار، همشون نابود شدن، با هوا و آب و همه چی واکنش نشون دادن، خیلیاشون یه چشمشون در رفته، خیلیاشون سر ندارن، خیلیاشون بدن ندارن ، کثیف و وحشتناک و خوفناکن
یعنی واقعاً شما اگه بتونین یه شب توی این جزیره دووم بیارین، فکر ننیکنم دیگه چیزی باشه تو این دنیا که ازش بخواین بترسین
@darktheory
ولی ممکنه که به ذهن شما هم رسیده باشه که اصلاً چرا باید همچین جزیرهای وجود داشته باشه؟ این از کجا در اومد ؟!
توی سال ۱۹۵۰ یه مردی به اسم «دانجولییَن» که توی این جزیره زندگی میکرده ، شروع میکنه به آویزون کردن این عروسکها از دار و درخت
دلیلشم این بوده که قبل از همه این اتفاقا یه روزی یه دختر بچهای توی ساحل این جزیره جلوی چشم این مرد میمیره و دان فکر میکنه که اگه این کارا رو نکنه روح اون دختر بچه تسخیرش میکنه
@darktheory
و هرچی بیشتر عروسک آویزون میکنه، هی اتفاقای وحشتناکی دور و برشم بیشتر میشن ولی دان متوجه این نمیشه که این عروسکاعه که داره زندگیشو خراب میکنه و هر بار هی میره عروسکهای بیشتر و بیشتر آویزون میکنه ، میره توی شهرها میگرده، از توی آشغالا ، از توی اسباب بازی فروشیها، هرچی که به دستش میرسه رو میاره و آویزون میکنه از در و دیوار و درختای این جزیره تا جایی که این جزیره کاملاً غیرمسکونی بشه ، اصلاً دیگه نمیشه توش زندگی کرد با این ظاهر وحشتناکش
@darktheory
ولی جالب اینجاست که دان بعد از ۵۰ سال آویزون کردن عروسکها ، دقیقاً به همون شکلی که دختره میمیره خودشم میمیره
به هر حال ما که نمیدونیم دلیلش چی بوده یا اون عروسکها چیکارش میکردن، جلوشو میگرفتن، نمیگرفتن... نمیدونیم... ولی چیزی که مشخصه اینه که این جزیره قطعاً یه مقصد بینظیر برای ماه عسل چاکی و آنابله
@darktheory
مکان بعدی که میخوام معرفی کنم واقعاً وحشتناکه به خاطر اینکه این جزیرهای که میخوام معرفی کنم که توی سائوپائولوی برزیله اسمش «جزیره مارهاست»
برای کسایی که از مارا میترسن قطعاً این جزیره اصلاً جای خوبی نیست به خاطر اینکه این جزیره خونه خطرناکترین نژادهای همه مارهای دنیاست
@darktheory
اگه یه مقیاسی بخوام بهتون بگم که حدودی بخواین بفهمین چقدر مار توی این جزیره هست میتونم بگم به ازای هر متر مربع این جزیره یه دونه مار وجود داره
یعنی شما موقعی که دارین راه میرین، باید حواستون باشه که پاتون رو روی مار نذارین به جای خاک
@darktheory
این جزیره قبلاً به شهر ساپائولو وصل بوده تا اینکه یه سیل خیلی بزرگی میاد و این قسمتو از شهر جدا میکنه و تبدیلش میکنه به جزیره و گفته میشه توی همون سیلم بوده که تخم کلی از مارا برده میشه به اون جزیره و چون توی اون قسمت بیشترین چیزی که وجود داشته تخم این مارا بوده، اینا هی به مرور زمان با همدیگه جفتگیری میکنن و هی بیشتر و بیشتر میشن، گونههای عجیب غریب از توشون در میاد و به این شکلی که الان هست میرسه
@darktheory
در کل هم اگه ادمی باشین که مار دوست داشته باشین، نمیتونین اصلاً برین توی این جزیره چون ورود بهش ممنوعه :)
@darktheory