.
پرسید: امام حسین رو دیدی؟
گفتم: نه!
گفت: بیا بهت نشون بدم.
«ببین خسته شده سرش رو گذاشته روی اسب...»
@daroniyat
.
برخیز
تا به میخانه پناه از همه آفات بَریم
_ حافظ _
#چهارشنبههای_امامرضایی
#به_یادتون
@daroniyat
.
برایش تایپ کرده بودم:
«خسته شدم!»
جواب داد:
«دعات میکنم عزیزم
داری پوست میندازی مثل مار بوآ
چه سخته براش و چه شیرینه وقتی پوست کهنه رو میزاره و راهشو از پوست قبلی بیرون میکشه و ادامه میده به مسیر🌱❤️»
این چند خطش روی تابلو اعلانات مغزم سفت نشسته. آنقدر سفت که وقتی رفیقی پرسید چطوری؟
گفتم: «خوبم مثل یک مار بوآ»
وقتی با چشمهای گرد شده نگاهم کرد، شانه بالا انداختم و گفتم: «شاید هم مثل کرم ابریشم...»
#زیستانه
@daroniyat