و ناگهان آن مرد خستهای که صبح زود میرفت
و دیر به خانه برمیگشت
دیگر پدرت نیست ، بلکه خودت هستی
قدر اون یکباری که بدجور قلبت شکست رو بدون،اگه الان از پس هرچیزی میتونی بر بیای صدقه سر اون اتفاقه.
آدمارو نه تو سفر میشه شناخت ،
نه تو عصبانیت ،
آدمارو وقتی که خرشون از پل گذشت
میتونی بشناسی