هدایت شده از رادیو محمدعلی
چهل روز است که احساس میکنم دو چیز را بیش از همه دوست دارم : ایران و سیدعلی خامنهای ...
دیشب تو تجمعات یکی میگفت حاضرم همین الان بمیرم ولی حزب الله لبنانو تنها نذاریم.
سید علی چه مردمی تربیت کردی🥲🥲🥲
@darsargomm
به یاد نوزادان و مادران زایشگاهِ لبنان
از هفتهی سیوششم بیتاب شده بود. هر شب خوابش را میدید. در عالم رویا غرق بوسش میکرد. روزی صد بار لباس هایش را تا میزد، بو میکرد و او را در تک تک آنها تصور میکرد. هر کدام را با هزار وسواس و ذوق خریده بود. دست میکشد روی شکمش. انگار دو هندوانهی بزرگ گذاشتهاند زیر پیراهنش. زیر لب گفت:« جات خیلی خوبه؟ من دارم دیوونه میشم از این دوری. سی و نه هفته شدا. پس کی میخوای بیای تو بغلم؟ عجله کن دیگه. دلم میخواد ببینمت. دلم میخواد بوت کنم...»
همان لحظه، درد بدی دوید دور کمرش. قطع شد. یک دقیقه بعد دوباره همان درد چرخید دور شکمش. باز قطع شد. همینطور منظم درد می آمد و میرفت. لبخند پهنی نشست روی لبانش. بلند گفت:«عجب درد شیرینی. بالاخره دل او هم برایم تنگ شد.» زمان وصال رسیده بود. تلفن را برداشت و محمد را خبر کرد. او هم با سرعت نور خودش را به آنها رساند. ساک بچه را برداشتند و رفتند بیمارستان. ساعتها درد کشید اما خبری از بچه نشد. زمان کم بود و بهترین کار رفتن به اتاق عمل بود. بردنش اتاق عمل. صلاح دکتر، بیهوشی بود. بهوش که آمد داخل ریکاوری بود. دندانهایش بهم کوبیده میشد. صداها دور سرش میچرخید. بزور زبانش را به حرکت درآورد و گفت:«بچم کجاست؟» پرستار مهربانی دستش را گرفت و گفت:«بریم تو بخش بچه ات رو هم میاریم، میبینیش. خیلی نازه. مثل خودت.» اشک از گوشه چشمش سرازیر شد. راهی بخش شدند. انتظار داشت به پایان میرسید. ناگهان صدای ترسناکی بلند شد. بوم ...
بوم....
بوم....
جیغ، خاک و خون همه جا را پر کرد. خودش با آرزویش و اولین فرزندش، برای همیشه دفن شد.
مائده پاپولی
https://eitaa.com/ganjinehnevesht
تراپی تازه کشف شده:
<< تکون دادن پرچم سه رنگ ایران قشنگمون >>🇮🇷🇮🇷🇮🇷
@darsargomm
| دَر سَر گُم |
دل اما همیشه قصه اش فرق میکند؛
دل دیرتر باور میکند فقدان را
شاید هم هیچوقت باور نکند ...
@darsargomm
و عشق ...
عشق هیچوقت
از رگهای من
بیرون نمیره ...
زخم داوود | سوزان ابوالهوی
@darsargomm
4.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
.🇮🇷
دوستت دارم؛
آنقدر که دوست دارم پرچمِ تو کفنم باشد.
@darsargomm
ای روزهایِ خوشِ کوتاه ،
آیا فقط برای ثبت در تاریخ آمده بودید ؟
@darsargomm