حزب الله لبنان میتونه تا ابد یه نماد باشه؛
نماد مقاومت
انماد وفاداری
نماد ایمان و اخلاص
مقاومت حزب الله آدمو به وجد میاره؛ شبیه ققنوس دوباره از دل خاکستر متولد شدن و به کمک جبهه مقاومت اومدن و این جز لطف خدا نیست
@darsargomm
18.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🇮🇷❤️
"و سست نشوید و غمگین نباشید
و شما برترید اگر ایمان داشته باشید"
@darsargomm
آنها که عمری شعار میدادند "نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران" ایران را در روزهای سختش تنها گذاشتند؛ اما برادران لبنانی جانشان را فدای ایران کردند ...
@darsargomm
شب است
و چهرهام
بیشتر به جنگ رفته است
تا به مادرم
گروس عبدالملکیان
@darsargomm
8.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
منم همینطور آقا پسر منم همینطور :(
@darsargomm
| دَر سَر گُم |
از ما فرزندانی باقی خواهد ماند که عاشقِ حسین(ع) هستند ... @darsargomm
یاد این مداحی افتادم:
مادرم اسمتو خوند تو گوشم
شال مشکیتو گذاشت رو دوشم
گفت برای روضه امام حسین
فرش زیرِ پامو هم میفروشم
@darsargomm
1.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
این اشکها
کفافِ این همه دلتنگی را نمیدهد...
@darsargomm
[رزِ سفید]
میبینی امشب چقدر هوا سرد شده؟
انگار خدا زمستونش رو ریخته تو بهار
دیدم سرده، تو هم که سرمایی...
برات اون پالتو کرمیه رو آوردم که خیلی دوسش داری، باشه ببخشید همون نسکافهای!
والا من که هنوز فرق این رنگها رو نفهمیدم ولی تو حساسی دیگه
یادته یه بار برا تولدت سفارش کرده بودی گل رز سفید برات بخرم من به جای سفید، شیری خریدم؟
تا چند ساعت باهام قهر بودی .
آخه من قربون اون خط اخم رو پیشونیت...
تو راه اومدنی داشتم به این فکر میکردم چقدر "دوستت دارم"
چقدر دلم میخواد بهت بگم که من چقدر چهرهتو، صداتو، چشمای نجیبِتو، اخلاقتو، اصلا اون خنده ات که هیچوقت نفهمیدم واقعا خوشحالی یا داری به من میخندی رو، قهرتو که آخرشم دلت طاقت نمیاورد پامیشدی با اخم برام غذا درست میکردی و میچیدی رو میز رو، اصلا همه چیتو دوست دارم...
الانم مثل همیشه داری اون لبخند دلبرتو بعد شنیدن این حرفا تحویلم میدی ...
فکرِ این قلبِ ما هم باش دیگه ...
خودمونیم؛ این حرفا رو دارم بهت میگم که یکم دلم سبک بشه ها، والا یه جوری ام که انگار غم همه عاشقهای به معشوق نرسیده رو ریختن تو این دلِ واموندهی من
امروز بیشتر دلم برات تنگه
دلم برا وقتایی که بهت میگفتم تو رزِ سفید منی و اون لپات عینهو انار نوبرونه گل مینداخت و ریز ریز میخندیدی خیلی تنگ شده
جنگ رو هیچوقت نمیبخشم که تو را ازم گرفت، نمیدونم ولی شاید اگه اونم خنده هاتو دیده بود اینکارو نمیکرد.
راستی یادم باشه فردا دارم میام سر راه برات رز سفید بخرم،
گاهی یادم میرفت سالگرد ازدواجمونو ولی دیگه فکر نکنم هیچوقت یادم بره ...
| فاطمه کریمیان |
@darsargomm