eitaa logo
دشت جنون 🇵🇸
4.4هزار دنبال‌کننده
6هزار عکس
1هزار ویدیو
3 فایل
ما و مجنون همسفر بودیم در #دشت_جنون او به مطلبها رسید و ما هنوز آواره ایم #از_شهدا #با_شهدا #برای_دوست_داران_شهدا خصوصاً شهدای نجف آباد ـ اصفهان همه چیز درباره ی #شهدا (زندگینامه،وصیت نامه، خاطرات،مسابقه و ...) آی دی ادمین : @shohada8251 09133048251
مشاهده در ایتا
دانلود
🌺🍀💐🌼💐🍀🌺 سر فدای قدمت، ای مه کنعانی من قدمی ‌رنجه‌کن،‌ای‌ دوست ‌به ‌مهمانی ‌من عمرمان رفت به تکرار نبودن هایت غیبتت ‌سخت ‌شد،ازدست‌ِ مسلمانی‌ من. 💐 @dashtejonoon1🍀🌺
💐🌺🌼🌸🌼🌺💐 هفته بسیج در حقیقت فرصت و بهانه‌ای برای زنده نگه داشتن ارزشها و روح بسیجی در آحاد ملت، مخصوصاً جوانان پرشور و مدافعان عاشق صادق است. ... همان طور که امام و پیشوای راحل عظیم الشأن ما فرمودند، من هم آرزو می کنم و از خدا می‌خواهم که با بسیجیان محشور باشم. بسیج یک افتخار و یک ارزش است. سعی کنید این روحیه بسیجی را برای کشور و انقلاب و اسلام حفظ کنید. 💐 💐🌺 شادی روح و 🌺 @dashtejonoon1💐🌴
دشت جنون 🇵🇸
🌹🕊🥀🌴🥀🕊🌹 دیدم حاج اسکندر با سر و روی شلی و گلی و خاکی در چهار چوب سنگر ایستاده. گفت: آقا رسول با اجازه من برای تهیه امکانات برم تهران. تازه از خط جزیره برگشته بود. بادگیر به تن داشت و پوتینش گل گرفته بود. گفتم این جور؟ گفت : آره همین جور! گفتم : زشته، اول برو حمام، لباست را عوض کن بعد برو! گفت : نه، من باید همین جور برم. حریفش نشدم. حکم گرفت، ماشین هم گرفت و رفت به سمت تهران. چند روز بعد حاج اسکندر با چند کامیون امکانات برگشت. آن زمان کشور در تحریم شدید بود و ما در تهیه کوچکترین تجهیزات مثل یک سوزن ته گرد هم مشکل داشتیم چه رسد به تجهیزات سنگین و آمدن چند کامیون اجناس مختلف و کم یاب به لشکر که یک چیز غیرقابل باور بود. با ذوق زدگی از این همه جنس، گفتم حاج اسکندر مگه کجا رفتی، چی کار کردی؟ گفت از اینجا مستقیم رفتم تهران، وزارت صنایع. در گیت بازرسی گفتند : با چه کسی کار داری؟ گفتم : آقای عبدالله دستغیب، معاون وزیر! گفتند : نمیشه، باید وقت قبلی بگیری، هماهنگ کنی! گفتم : آقا من الان از جبهه آمدم باید معاون وزیر را ببینم . وقتی دیدند، هیچ جوره بر نمی گردم، با آقای دستغیب تماس گرفتند، که فلان شخص با این شکل و شمایل آمده است. ایشان هم گفت بگید بیاد بالا. با احترام من را بردند طبقه شش ساختمان، اتاق معاون وزیر. آقای دستغیب وقتی من را با این سر و وضع خاکی دید، گفت : حاج اسکندر مگه کجا بودی؟ گفتم : آقا من مستقیم از جزیره مجنون آمدم! گفت : چند لحظه بشین . سریع زنگ زد به سایر معاونان وزیر و چند مدیرکل و همه را توی اتاق خودش جمع کرد. من را به آنها نشان داد و گفت : ببینید این رزمنده، مستقیم از جبهه آمده و خاک و گل جبهه روی تنش است، بوی جبهه می دهد. هرچه امکانات می توانید برایش جور کنید تا ببرد! حاج اسکندر بعد از اینکه این جریان را تعریف کرد با خنده گفت : دیدی این لباس خاکی من چه کرد! تولد : 1326/10/17 ، روستای قلعه فرنگی ( ولیعصر ) ، کوار شهادت : 1365/10/19 ، شلمچه 📚 کتاب بابا اسکندر 🌴 @dashtejonoon1🕊🌹
🥀🌴🌹🕊🌹🌴🥀 یاد باد یاد جبهه ها یاد دفاع مقدس ارسالی از اعضاء شادی روح و و سلامتی رزمندگان اسلام 🥀 @dashtejonoon1🌹🕊
💐🕊🌺🌼🌺🕊💐 امروز سالروز تولدتان مبارک 🌺 سردار غلامرضا صالحی🍀 (علی محمد) 🌼 پاسدار محمدعلی کرباسی 🍀(حیدرعلی) 🌺 سردار جعفر میرعباسی🍀 (اسداله) 🌼 ارتشی محمد تقی زاده🍀 (عباس) 🌺 بسیجی حسین عرشی🍀 (غلامرضا) 🌼 بسیجی محمدحسن فقهی🍀 (ابراهیم) 🌺 بسیجی محمد کلاغ زاده🍀 (نصراله) 🌼 بسیجی احمد میرعباسی🍀 (حسن) 🌺 دانش آموز حسن برخور 🍀 (علی اصغر) 💐 @dashtejonoon1🌺🕊
🥀🕊🌹🌴🌹🕊🥀 🌹 بسم رب الشهداء والصدیقین 🌹 🌷 🌷 خوشا آنانڪ جان را می‌شناسند طریق عشق و ایمان را می‌شناسند بسے گفتند و گفتیم از را مے شناسند 🕊 🌹 تمام این" لحظہ ها" ✨بهانہ است باور ڪن براے خرید نگاهت ، دلم خورشید را هم پس مے زند باور ڪن ... ✍️ امروز سالروز عروجتان است🕊 🌹 والامقام 🌹 شهرستان 🌹 ڪہ در چنین روزی 🌹 شدند 🌹 این والامقام محل تولد و یا قبور پاڪ و مطهرشان در شهرستان نجف آباد است ڪہ در معرفے ایشان محل مزار ذکرمی گردد : 🌺 بسیجی محمود هوائی 🌸 (رمضان) ـ 21 ساله ـ نجف آباد 🌺 جانباز علی مهدیه 🌸 (اسداله) ـ 54 ساله ـ نجف آباد 🌺 جهادگر حمید شادکام 🌸 (حسن) ـ 17 ساله ـ نجف آباد 🌹 سالگرد 🌹 آسمانی شدنتان 🌹 مبارڪ باد ... 🕊 🌹 🕊 🥀 @dashtejonoon1🌴🌹
💐🌴🍀🌺🍀🌴💐 ملتی كه در خط اسلام ناب محمدي (ص) و مخالف با استكبار و پول پرستي و تحجرگرايي و مقدس نمايي است بايد همة افرادش بسيجي باشند .... . شادی روح و 💐 @dashtejonoon1🌺💐