eitaa logo
محمد دشتی
336 دنبال‌کننده
211 عکس
25 ویدیو
0 فایل
طلبه درس خارج حوزه‌ی علمیه‌ی قم پژوهشگر فرهنگ، جامعه و سیاست عراق مسئول موسسه فرهنگی اجتماعی سلمان ( @salman_sci ) مدیر مسئول کانال تحولات عراق ( @iraqevents ) تحلیل‌ها و روایت‌هایی از فرهنگ، سیاست و زیست اجتماعی مردم عراق ارتباط: @khavidaki
مشاهده در ایتا
دانلود
نشست علمی جریان‌شناسی؛ چیستی و چرایی "جریان" یکی از پرکاربردترین واژه‌ها در مطالعات سیاسی، اجتماعی و فرهنگی است؛ بارها و بارها در جلسات مختلف از جریانات مختلف فکری، سیاسی، علمی، فرهنگی و ... صحبت شده اما آیا واقعاً می‌دانیم جریان چیست؟ چه تفاوتی میان یک جریان با حزب، شبکه، جنبش یا گفتمان وجود دارد؟ بر اساس چه معیارهایی می‌توان گفت یک مجموعه انسانی یا فکری، محسوب می‌شود؟ و اساساً روش علمی شناسایی و تحلیل جریان‌ها چیست؟ در این نشست تلاش خواهیم کرد از سطح کاربردهای عرفی و رایج این مفهوم فراتر رفته و به مبانی نظری و روش‌شناختی آن بپردازیم؛ اینکه جریان چیست، چگونه شکل می‌گیرد و با چه شاخص‌هایی می‌توان آن را مطالعه و طبقه‌بندی کرد. حضور در این نشست را برای همه کسانی که با مسائل فکری، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی سروکار دارند پیشنهاد می‌کنم. امروز ساعت ۱۲:۳۰ شهر مقدس قم، پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی @dashti_mohammad
جذب نیرو یا شبکه‌سازی؟ هنر مغفول‌مانده در مدیریت یکی از چالش‌های رایج در نسبت میان نهادهای رسمی و مجموعه‌های مردم‌نهاد، شیوه‌ی مواجهه با نیروها و جریان‌های موفقی است که خارج از ساختارهای اداری شکل گرفته‌اند. ماجرا معمولاً از اینجا آغاز می‌شود که یک فرد یا یک مجموعه کوچک، سال‌ها در گوشه‌ای از میدان، بی‌سروصدا و بدون بودجه‌های سنگین و امکانات ویژه، مشغول کار می‌شود؛ آرام‌آرام تجربه می‌اندوزد، شبکه انسانی می‌سازد، اعتماد مردم را جلب می‌کند و به یک بازیگر مؤثر تبدیل می‌شود. اما درست در همان لحظه‌ای که اثرگذاری‌اش دیده می‌شود، برخی نهادهای بالادستی سراغش آمده و می‌گویند: «بیا با ما کار کن.» در ظاهر، این یک پیشنهاد خوب و حتی نوعی ارتقا و حمایت به نظر می‌رسد. اما در عمل، منظور اصلی از این دعوت، عضویت در ساختار، تبدیل شدن به جزئی از ساختار و در نهایت هضم شدن در ساختار است. چیزی که برای یک عنصر یا مجموعه‌ی مردم‌نهاد است. نکته غریبی که بدان توجه نمی‌شود این است که آیا این فرد یا مجموعه، به دلیل عضویت در یک ساختار بزرگ رشد کرده، یا دقیقاً به خاطر استقلال، انعطاف و مردمی بودنش به این نقطه رسیده است؟ واقعیت آن است که بسیاری از ظرفیت‌های مؤثر اجتماعی، محصول استقلال‌اند؛ محصول آزادی عمل، ارتباط مستقیم با مردم و دور ماندن از بروکراسی‌های پیچیده. این مجموعه‌ها توانسته‌اند مسائل را از نزدیک لمس کنند، متناسب با شرایط میدان تصمیم بگیرند و بدون وابستگی به ساختارهای رسمی، اعتماد اجتماعی بسازند. اگر همین افراد از ابتدا در قالب یک ساختار اداری تعریف می‌شدند، احتمالاً بخش مهمی از مزیت‌های خود را از دست می‌دادند و هیچ‌گاه به جایگاه کنونی نمی‌رسیدند. از این منظر، یکی از خطاهای رایج در مدیریت نهادهای بزرگ، این است که موفقیت را در می‌بینند، نه در . گویی هر فرد موفق و هر مجموعه اثرگذار باید در نهایت به کارمند یا زیرمجموعه‌ی یک سازمان بزرگ تبدیل شود. حال آنکه در بسیاری از موارد، ارزش واقعی آن فرد یا مجموعه دقیقاً در گرو مستقل ماندن و ادامه‌ی فعالیت از همان جایگاه مردمی است. راهکار درست آن است که نهادهای بالادستی به جای جذب و هضم عناصر و مجموعه‌های موفق، به سمت همکاری‌های شبکه‌ای حرکت کنند. به بیان دیگر، به جای آنکه بگویند: «بیا استخدام ما شو»، بگویند: «همان‌جا که هستی بمان؛ همان کاری را که خوب انجام می‌دهی ادامه بده؛ این مأموریت جدید را نیز در همان بستر مردمی پیش ببر و ما پشت تو خواهیم بود، نه بالای سر تو.» تفاوت این دو نگاه، بنیادین است. نگاه اول می‌خواهد نیروها را جمع کند و سازمان را بزرگ‌تر نماید؛ اما نگاه دوم در پی تکثیر ظرفیت‌ها و بزرگ شدن است. در چنین الگویی، نهاد بالادستی نقش تسهیل‌گر، حامی و هماهنگ‌کننده را ایفا می‌کند، نه نقش جذب‌کننده و هضم‌کننده. این رویکرد نه‌تنها سرمایه‌های اجتماعی را حفظ می‌کند، بلکه امکان گسترش دامنه اثرگذاری را نیز فراهم می‌سازد. در اینجا تمایز میان ساختار هرمی و ساختار شبکه‌ای آشکار می‌شود. در ساختار هرمی، همه چیز باید در مرکز جمع شود و همه نیروهای موفق در نهایت به بخشی از سازمان مرکزی تبدیل شوند. اما در ساختار شبکه‌ای، مرکز تلاش می‌کند بازیگران مستقل را توانمندتر کند، میان آنان پیوند برقرار سازد و ظرفیت‌های پراکنده را در جهتی مشترک هم‌افزا نماید. شاید یکی از یک نهاد همین باشد که بتواند با مجموعه‌های مستقل همکاری مؤثر داشته باشد، بی‌آنکه بخواهد آنها را به مالکیت خود درآورد. هنر یک نهاد مادر، بزرگ کردن تشکیلات خود نیست؛ بلکه ساختن شبکه‌ای از کنشگران مستقل، توانمند و هم‌جهت است که هر یک در میدان خود منشأ اثر باشند. قدرت یک ، به تعداد کارمندانش نیست؛ به شمار انسان‌های مستقلی است که با اختیار، انگیزه و احساس مسئولیت، آن جبهه را در میدان‌های گوناگون نمایندگی می‌کنند. اگر این نگاه در میان نهادهای بالادستی تقویت شود، بسیاری از ظرفیت‌های مردمی نه‌تنها حفظ خواهند شد، بلکه فرصت خواهند یافت در مقیاسی بزرگ‌تر و اثربخش‌تر به اهداف مشترک خدمت کنند. @dashti_mohammad
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
محمد دشتی
کتابخونه رو که می‌بینم یاد لبنان می‌افتم* بیشتر از کتابایی که تو کتابخونه داریم کتابایی هستند که دوس
اینایی که کتاب امانت میگیرن و پس نمیارن رو حلال نمی‌کنم. کتابی که در حکم کتاب مرجع برای ما به حساب میاد، چاپش تموم شده و به سختی گیر آوردیم رو برداشتن بردن و نیاوردن. حتی چندتا کتاب بوده که چقدر دنبالش گشتم و دیگه گیرم نیوده. بعد طرف منو تو حرم دیده با خنده میگه حاجی یه کتابت چند ساله دست منه، گوشه خونه‌مون افتاده یادت باشه بیارم برات!! خب بی... اون کتابی که برا تو بی‌اهمیته و گوشه خونه‌ات افتاده، من کلی جون کندم تا گیرش آوردم؛ الان هم برای تحقیق یا مطالعه یا ... کلی به مشکل می‌خورم یعنی باید یه قفل بزنم در کتابخونه دفتر، هرکی‌ هم کتاب خواست بگم نداریم. الان یه هفته است دنبال کتاب جنبش‌های اسلامی معاصر در جهان عرب (دکمجیان) هستم که ۴ تاش رو داشتیم. اگه بزرگواری دستشه که ورداره بیاره اگه هم بزرگواری داره این کتاب رو خبر بده چند روزی امانت بگیرم ازش. روز عیدی اعصاب نمی‌ذارن که!!!
محمد دشتی
از معدود شخصیت‌های تاریخ معاصر است که اسلام را نه صرفاً در سطح فردی یا ملی، بلکه در مقیاس تمدنی و بین‌المللی شناخت و عرضه کرد. او فقیهی بود که از حوزه علمیه برخاست، اما اندیشه و حرکتش مرزهای جغرافیایی را درنوردید و به یکی از اثرگذارترین جریان‌های جهانی قرن بیستم تبدیل شد. او رهبری نهضتی را بر عهده گرفت که توانست در یکی از حساس‌ترین مقاطع تاریخ معاصر، نظامی سیاسی را بر پایه و بنیان نهد و الگویی جدید را پیش روی ملت‌های جهان قرار دهد. از همین رو بود که شهید آیت‌الله سید محمدباقر صدر در توصیف انقلاب اسلامی ایران، آن را تحقق‌بخش آرزوهای انبیا دانست؛ حرکتی که نشان داد دین همچنان می‌تواند در متن زندگی اجتماعی و سیاسی بشر حضور فعال و تعیین‌کننده داشته باشد. امام خمینی و انقلاب اسلامی را نمی‌توان تنها در چارچوب مرزهای ایران تحلیل کرد. بیداری اسلامی در کشورهای مختلف، احیای هویت دینی در میان نسل‌های جوان مسلمان، تقویت گفتمان استقلال‌طلبی و استکبارستیزی، شکل‌گیری جریان‌های مقاومت در منطقه و بازگشت دوباره دین به عرصه عمومی در بسیاری از جوامع، تنها بخشی از پیامدهای این تحول تاریخی است. انقلاب اسلامی این پیام را به ملت‌ها منتقل کرد که می‌توان در برابر سلطه قدرت‌های بزرگ ایستاد، به ظرفیت‌های درونی تکیه کرد و بر اساس ارزش‌های دینی و مردمی مسیر پیشرفت و عزت را پیمود. در سالروز رحلت امام عظیم‌الشأن، فرصت مناسبی است تا بار دیگر ابعاد جهانی این شخصیت و نهضت را بازخوانی کنیم؛ برای مطالعه بیشتر در این زمینه، آثار زیر پیشنهاد می‌شود: • «عصر امام خمینی و احیای هویت اسلامی» نوشته میر احمدرضا حاجتی؛ اثری که به نقش امام در بازسازی هویت اسلامی و احیای اعتمادبه‌نفس امت اسلامی می‌پردازد. • «تأثیرات انقلاب اسلامی ایران بر کشورهای اسلامی» نوشته دکتر محمدباقر حشمت‌زاده؛ پژوهشی درباره بازتاب‌های سیاسی، فرهنگی و اجتماعی انقلاب اسلامی در کشورهای اسلامی. • «۵۷ ریشتر»؛ محصول جمعی از پژوهشگران اتحادیه بین‌المللی امت واحده که با نگاهی مستند و تحلیلی، ابعاد گوناگون اثرگذاری جهانی انقلاب اسلامی را بررسی کرده است. @dashti_mohammad
الحمدلله الذی سخّر لنا هذا با ۱۲۰ تا سرعت توی خط سبقت جاده باشی و لاستیک ماشین دوپوسته بشه، پوسته‌اش هم جدا بشه و بزنه گلگیر رو هم بکنه و ملق نزنی و نری تو باقالیا -تازه اونم پراید- یعنی اینکه "کار عالم همه بر عهده تدبیر خداست" الحمدلله ... @dashti_mohammad
کاظمین نائب الزیارة ام و محتاج دعای خیر شما ...