eitaa logo
محمد دشتی
336 دنبال‌کننده
211 عکس
25 ویدیو
0 فایل
طلبه درس خارج حوزه‌ی علمیه‌ی قم پژوهشگر فرهنگ، جامعه و سیاست عراق مسئول موسسه فرهنگی اجتماعی سلمان ( @salman_sci ) مدیر مسئول کانال تحولات عراق ( @iraqevents ) تحلیل‌ها و روایت‌هایی از فرهنگ، سیاست و زیست اجتماعی مردم عراق ارتباط: @khavidaki
مشاهده در ایتا
دانلود
ثورة العشرین را احتمالاً می‌شناسید! یا توی نجف اسم پل‌اش را شنیده‌اید و پیاده‌روی اربعین را از آنجا شروع کرده‌اید؛ یا توی دوره‌های عراق‌شناسی و کانال‌های و اسمش به گوشتان خورده! همان انقلاب سال ۱۹۲۰ مردم و علمای عراق علیه استعمار انگلیس؛ همان انقلابی که مردم عراق برای اولین بار دماغ بریتانیای مثلاً کبیر را به خاک مالیدند. هرچند نتیجه‌ی نهایی‌اش در ظاهر شکست انقلاب بود اما در عمل برای اولین بار بود که پروژه استعمار در تصرف کشورها شکست می‌خورد و آن هم دلیلش حضور در صحنه بود و رهبری علما. اما شاید دلیل شکست را کمتر شنیده باشید. یکی از مهمترین دلایل شکست، اختلافی بود که افتاد در صفوف مجاهدین! انگلیس پیشنهاد داد. عده‌ای با این پیشنهاد موافقت کردند و راه مذاکره را در پیش گرفتند. عده‌ای هم بنا بر مخالفت با مذاکرات گذاشته و راه را ادامه دادند. این اختلاف، صفوف مجاهدین را از هم جدا کرد، به مرور ناامیدی بر دل مجاهدین چیره شد و نتیجه‌اش شد . قطعا این شکست دلایل دیگری هم داشت اما این اختلاف چه بسا منشاء بسیاری از دلایل دیگر شد. اختلاف انداختن که از قدیم، سنت انگلیس بوده اما باید مراقب بود اختلاف نظر، را از بین نبرد؛ چراکه سیدنا القائد فرمود: «لازم است تک تک جان‌فدایانی که دلشان برای اسلام و انقلاب و سربلندی ایران می‌تپد، از این پس بیش از پیش برای پاسداری از صفوف منسجم و به هم پیوسته ملت اهتمام ورزند و اختلافات غیرموجه و حتّی موجّه را به تنازع و تفرقه تبدیل نکنند و قولاً و عملاً مظهر انسجام و یکپارچگی ملت باشند.» @dashti_mohammad
همیشه که نباید گروه ببریم ... بعضی جلسات رو هم باید ببریم لب دجله تو مقهی بیروتی 😉 پ.ن: به یاد همسفران ، ، و بقیه گروه‌هایی که با هم اومدیم. @dashti_mohammad
پرسه در بازارهای بغداد در پست بعدی بخوانید @dashti_mohammad
محمد دشتی
پرسه در بازارهای بغداد صبح را با زیارت خلانی (محمد بن عثمان بن سعید، نایب دوم امام زمان عجل الله فرجه) شروع کردیم. حدود ساعت ۹:۳۰ هم از ابتدای شارع الرشید راه افتادیم تا ببینیم بازار چه خبر است. از بازار لوازم خودرو شروع کردیم، به بازار اسباب‌بازی سر زدیم، از راسته لباس‌فروش‌ها گذشتیم و همین‌طور در میان بازارهای مختلف جلو رفتیم. شورجه مثل همیشه پررفت‌وآمد بود. آدم را یاد می‌اندازد؛ با همان شلوغی‌ها، همان حجره‌های قدیمی، همان رفت‌وآمد بی‌وقفه‌ای که از اول صبح جریان دارد و همان گاری‌چی‌هایی که اگر حواست به‌شان نباشد تو را زیر می‌گیرند. سوق العرب را پشت سر گذاشتیم و بعد از دیدن مجسمه و عکس گرفتن از جامع مرجان، میدان الرصافی را هم رد کردیم و وارد قسمت سنگ‌فرش شده‌ی خیابان الرشید شدیم. همین قسمت تا سال گذشته هنوز آسفالت بود و ما معمولاً همسفرها را با توک‌توک تا متنبی می‌آوردیم. البته هنوز قطار شهری‌اش راه نیفتاده. اما راستش مقصد اصلی من از اول بود. هم دلم برایش تنگ شده بود و هم یکی از دوستان چند کتاب خواسته بود. گفتم هم سری به متنبی بزنیم و هم شاید کتاب‌ها را پیدا کنیم. متنبی در روزهای عادی آن رونق و شلوغی معروفش را ندارد. خیابان آرام‌تر از جمعه‌هایی بود که پیش‌تر دیده بودم. چیز دیگری که توجهم را جلب کرد این بود که قبلاً هر طرف را نگاه می‌کردی کتاب‌فروشی می‌دیدی؛ اما حالا تعداد زیادی از مغازه‌ها تبدیل شده‌اند به لوازم‌التحریری، هدیه‌فروشی و انواع جینگولی‌جات رنگارنگ. برای پیدا کردن کتاب‌فروشی باید کمی می‌گشتی. چند مغازه را سر زدیم. کتاب‌هایی که دنبالشان بودیم یا پیدا نشدند یا آن‌قدر گران بودند که از خریدشان منصرف شدیم. آخرش هم دست خالی از متنبی بیرون آمدیم. البته قبل از خروج سری به زدیم و با مسئولش عکس گرفتیم. ظهر بغداد کم‌کم از راه می‌رسید و ما هم بعد از چند ساعت پرسه در شورجه و متنبی، بی‌آنکه خریدی کرده باشیم، راه برگشت را در پیش گرفتیم. @dashti_mohammad