هدایت شده از حسینیه هنر یزد
🔹 آیین رونمایی از کتاب آحبیب
📃 روایت هایی از زندگی و زمانه حبیب فلاح جهادگر جهاد سازندگی
📼پژوهش و مصاحبه: محمود خاکی،میلاد قلی زاده،علی اصغر مرتضائی راد
✍️ نویسنده: سجاد اسماعیلی
📚 تهیه شده در حسینیه هنر یزد
📅 چهارشنبه ٣١ تیرماه
🕖 ساعت ٢٠:١٥
📍بلوار شهید صدوقی، سالن شهید آوینی
📌 برای خرید کتاب میتوانید به کتاب فروشی های سطح شهر مراجعه فرمایید.
#رونمایی_کتاب
#حسینیه_هنر_یزد
#پوستر
@h_honar_yazd
محمد دشتی
🔹 آیین رونمایی از کتاب آحبیب 📃 روایت هایی از زندگی و زمانه حبیب فلاح جهادگر جهاد سازندگی 📼پژوهش و
خداقوت به علیاصغر مرتضایی عزیز، آقا سجاد اسماعیلی بزرگوار و تیم پر تلاش حسینیه هنر یزد؛
دوستان یزدی برنامه رونمایی از این کتاب جدید رو از دست ندید. کاش من هم یزد بودم یا میتونستم برای این برنامه بیام.
#محمد_دشتی
@dashti_mohammad
𓏲࣪
✍خانهای با رنگ و بوی اهلبیت (ع) با کتیبههای دستنویس
🥀طراحی و اجرای کتیبههای دستنویس
🥀مناسب منازل، مساجد، هیئات و فضاهای فرهنگی
🥀 ارسال به سراسر کشور
🤝 ثبت سفارش با طرح و متن دلخواه @Z_Sakhipor
@MhyArt⤸ ֶָ֢ ּ
این کتیبهها هنر همسر یکی از دوستان هست. برای تهیه به آیدیشون پیام بدید
عاشقان در خلوت وصلاند و ما جاماندگان
با همین زیلوی بیتت عشقبازی میکنیم
❤️🖤❤️🖤
الحمدلله الذی رزقنا
شادی ارواح طیبه شهدا بالاخص شهدای بیت که هم در دنیا همنشین آقا بودند و هم حالا بر سر سفره رزق ربشان همنشین ایشانند صلوات
#محمد_دشتی
@dashti_mohammad
#با_خادمان_حرم که به منزل #شهید_باصر_بهرام_نژاد ، محافظ حضرت آقا رفته بودیم تکه پارچهای از صندلی حضرت آقا که در انفجار بیت سالم مانده بود را برای تبرک آوردند و چرخاندند.
چقدر آن شب دوست داشتم چنین یادگاریای از حضرت آقا هم من میداشتم. آرزویی که شاید در دل همه مریدان آقا هست. آنجا آقا سیدموسی (یکی از خادمان) زرنگی کرد و تکهای از آن پارچه را از خانواده شهید گرفت.
حالا الحمدلله قسمت شد تکهای از زیلوی بیت روزیمان شود و منور کند خانه دلمان را به نور امام شهید انقلاب
#محمد_دشتی
@dashti_mohammad
اربعین امسال برای من یک تفاوت بزرگ داشت. سالهای قبل، این روزها یا درگیر رفتوآمد کاروان بودم، یا مشغول برگزاری #مسیرة_الأحرار، یا در حال خدمت در موکب.
امسال اما سهم من از اربعین، بیشتر وصل کردن بود تا اجرا. این بار خودم را به یک پروژه گره نزدم؛ بلکه ترجیح دادم بیشتر #میانداری کنم. همان کاری که باید. همان که هم جایش خالی بود و هم به ماموریت سلمان نزدیکتر!
همین باعث شد بیشتر #حلقه_اتصال باشم. نه وسط یک مجموعه، بلکه میان مجموعهها. گاهی واسطهی یک آشنایی، گاهی هماهنگکنندهی یک کار، گاهی حلقهی وصل چند پروژه و گاهی فقط باز کردن گرهی که اگر باز نمیشد، کار چند نفر روی زمین میماند.
برکت دیگر این تفاوت هم این بود که بعد از سالها فعالیت در عراق، بالاخره توفیق شد این بار #خانواده هم همسفرم باشند. اربعینی که سالها از دریچهی مسئولیتها دیده بودم، این بار از زاویهای دیگر هم مشاهده و تجربه کردم.
اگر خدا بخواهد، روایت این اربعین متفاوت را کمکم خواهم نوشت.
#محمد_دشتی
@dashti_mohammad
داخل یک ون ۱۱ نفره تویوتا نشستهایم. قرار شده از مرز مهران ما را تا سیدمحمد، سامرا، کاظمین ببرد و آخر سر در نجف پیادهمان کند.
در مسیر وارد شهر بغداد میشویم. ناخودآگاه شروع میکنم به روایت. فاطمه که بارها گفته بود میخواهد یکبار هم که شده با هم بغداد را بگردیم، مشتاقانه گوش فراداده بود و لابهلای صحبتها سوال هم میپرسید.
از تاریخچه تاسیس جامع النداء تا وضعیت کنونی پایگاه التاجی. از مدل شهرسازی بغداد تا سرگذشت صدام.
فیلمهای سفرهای #عراق_مهد_تمدن را دیده بود و میخواست حالا هم روی جسر الشهدا بایستیم و برای پرندگان چیپس و پفک بیندازیم و آنها روی هوا بگیرند. توجیهش میکنم که در این سفر ممکن نیست.
اما به جایش خاطره قایقسواری در سد سامرا و افتادن گوشی یکی از مسافران در دریاچه را تعریف میکنم.
به خودم میآیم؛ چهار نفری که روی صندلی پشت سرمان نشستهاند هم دارند گوش میدهند. ای دل غافل! عراقشناسی رایگان برگزار کردهای شیخ!!
#محمد_دشتی
@dashti_mohammad
این گروه ۱۱ نفره ترکیب جالبی دارد. یکیشان که با راننده دنبال مسافر میگشت و ما را تور کرد. ۲ـ۳ نفرشان ظاهراً خانوادهاند. البته مردان خانواده. ۵ نفرشان از بچههای بالا هستند و سیمشان وصل است. بچه تهرانند و تهرانی حرف میزنند! یک نفرشان از انفجار بیت سالم مانده و فقط توفیق جانبازی نصیبش شده. به قول خودش هر شب با گریه خواب میرود که چرا جامانده. دیگری برادر فلان شهید است. آن یکی در سوریه ... . بگذریم.
اینها را در دقایق آخر سفر فهمیدم. وقتی فاطمه میخواست هدایایی که آورده را به بچههایشان ـ که البته غایب بودند ـ بدهد. بهانه خوبی بود برای ارتباط گرفتن.
یکی از ویژگیهای این گروه که برخی اجزاء آن قبلا هیچ ارتباطی با هم نداشتند، نظمشان است. یعنی همه سر زمان تعیین شده خودشان را به ماشین میرسانند. حداکثر تأخیر پیش آمده ۳ دقیقه بود بالضبط!
این نکته را با تعجب برای حاج خانوم نقل میکنم. میگوید چون زن و بچه همراهشان نیست منظماند. دقیق میگوید. قبلا در کاروانها بیشتر تأخیرها یا توسط زنها و بچهها بود یا به خاطر آنها. (بگذریم ... بعضیها ناراحت میشن لفت میدن 😁)
با این گروه ساعت ۱۰ صبح در نجف خداحافظی کردیم ... . از اینجا سفر باید بیشتر رنگ و بوی اربعین بگیرد!
#محمد_دشتی
@dashti_mohammad
ان شاء الله امشب بعد از نماز مغرب در خدمت عزیزان هستم. در خصوص تحولات منطقه مباحثهای خواهیم داشت.
کربلا مشرف شدید تشریف بیارید.
#محمد_دشتی
@dashti_mohammad