5.27M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
⭕️در طریق عشقبازان مشکل آسان کجا...
🔹 #مسعود_دیانی جملات هشدارآمیز آقا سید روحالله را میخواند دربارهی سستی پس از #انقلاب.
🔸او از نگرانی امام نسبت به سستی بعد از پیروزی و نشست بعد از فتح میگوید.آنجا که امام میگفت:
«وقتی که همه داریم با هم حرکت میکنیم که سد را بشکنیم خسته نمیشویم،سستی پیدا نمیشود.در این راه هرچه جلو میرویم قویتر میشویم.
اما وقتی که رسیدیم به یک جایی که سد را شکستیم و اعتقادمان این شد که الحمدلله پیروز شدهایم،آن وقت است که فرش زمین میشویم و سستی پیدا میکنیم و آرمانهایمان را فراموش میکنیم.
در وقت پیروزی بعد از انقلاب که باید برگردیم سراغ اینکه #زاغه_نشینها وضعشان چطور است؟ ادارهایها وضعشان چطور است؟ #مردم کوچه و بازار را باید چه کرد؟ #مدارس را باید چه کرد؟بیحال و بیخیال میشویم!»
🔹و انگار این همهی دغدغهی او بود.مسعود دیانی با سورهاش،ما را به سیر در اعماق دین و تاریخ میبُرد، سختی راه رفته را نشانمان میداد و آرمانها را به یادمان میآورد،تا بلکه بیحال و بیخیال ننشینیم.
🔺انشاالله در بهشت رضوان، همنشین آقا سیدروحالله و مهمان اباعبدالله باشی. همین.
@DasTanaK_ir | داناب 👈
فقر چیست ؟؟؟؟
ﻓﻘﺮ ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ :
دوتا ﺍﻟﻨﮕﻮ ﺗﻮﯼ ﺩﺳﺘﺖ ﺑﺎﺷﻪ
ﻭ دوتا ﺩﻧﺪﻭﻥ ﺧﺮﺍﺏ ﺗﻮﯼ ﺩﻫﻨﺖ.
ﻓﻘﺮ ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ:
ﺭﻭﮊ ﻟﺒﺖ ﺯﻭﺩﺗﺮ ﺍﺯ ﻧﺦ ﺩﻧﺪﻭﻧﺖ ﺗﻤﻮﻡ بشه.
ﻓﻘﺮ ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ :
ﻣﺎﺟﺮﺍﯼ ﻋﺮﻭﺱ ﻓﺨﺮﯼ ﺧﺎﻧﻮﻡ ﻭ ﺯﻥ ﺻﯿﻐﻪ ﺍﯼ ﭘﺴﺮ ﻭﺳﻄﯿﺶ ﺭﻭ ﺍﺯ ﺣﻔﻆ ﺑﺎﺷﯽ ﺍﻣﺎ ﺗﺎﺭﯾﺦ ﮐﺸﻮﺭ ﺧﻮﺩﺕ ﺭﻭ ﻧﺪﻭﻧﯽ.
ﻓﻘﺮ ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ :
ﺗﻮﯼ ﺧﯿﺎﺑﻮﻥ ﺁﺷﻐﺎﻝ ﺑﺮﯾﺰﯼ ﻭ ﺍﺯ ﺗﻤﯿﺰﯼ ﺧﯿﺎﺑﻮﻧﻬﺎﯼ ﺍﺭﻭﭘﺎ ﺗﻌﺮﯾﻒ ﮐﻨﯽ.
ﻓﻘﺮ ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ :
ﻣﺎﺷﯿﻦ ﭼﻬﺎﺭﺻﺪ ﻣﯿﻠﯿﻮﻥ ﺗﻮﻣﺎﻧﯽ ﺳﻮﺍﺭ ﺑﺸﯽ
ﻭ ﻗﻮﺍﻧﯿﻦ ﺭﺍﻧﻨﺪﮔﯽ ﺭﻭ ﺭﻋﺎﯾﺖ ﻧﮑﻨﯽ.
ﻓﻘﺮ ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ :
ﺩﻡ ﺍﺯ ﺩﻣﻮﮐﺮﺍﺳﯽ ﺑﺰﻧﯽ ﻭﻟﯽ ، ﺗﻮ ﺧﻮﻧﻪ ﺑﭽﻪ ﺍﺕ
ﺟﺮأﺕ ﻧﮑﻨﻪ ﺍﺯ ﺗﺮﺳﺖ ﺑﻬﺖ ﺑﮕﻪ ﮐﻪ
”ﺑﺮ ﺣﺴﺐ ﺍﺗﻔﺎﻕ ﻗﺎﺏ ﻋﮑﺲ ﻣﻮﺭﺩ ﻋﻼﻗﻪ ﺍﺕ
ﺭﻭ ﺷﮑﺴﺘﻪ”..
ﻓﻘﺮ ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ :
ﻭﺭﺯﺵ ﻧﮑﻨﯽ ﻭ ﺑﻪ ﺟﺎﺵ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﻨﺎﺳﺐ ﺍﻧﺪﺍﻡ
ﺍﺯ ﻏﺬﺍ ﻧﺨﻮﺭﺩﻥ ﻭ ﺟﺮﺍﺣﯽ ﺯﯾﺒﺎﯾﯽ
ﻭ ﺩﺍﺭﻭ ﮐﻤﮏ ﺑﮕﯿﺮﯼ.
ﻓﻘﺮ ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ :
ﺩﺭ ﺍﻭﻗﺎﺕ ﻓﺮﺍﻏﺘﺖ ﺑﻪ ﺟﺎﯼ ﺳﻮﺯﺍﻧﺪﻥ ﭼﺮﺑﯽ ﻫﺎﯼ ﺑﺪﻧﺖ ﺑﻨﺰﯾﻦ ﺑﺴﻮﺯﺍﻧﯽ.
ﻓﻘﺮ ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ :
ﮐﺘﺎﺑﺨﺎﻧﻪ ﺧﻮﻧﻪ ﺍﺕ ﮐﻮﭼﮑﺘﺮ ﺍﺯ ﯾﺨﭽﺎﻟﺖ ﺑﺎﺷﻪ.
ﻓﻘﺮ ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ :
ﺑﻪ ﺟﺎﯼ ﮐﻤﮏ ﺑﻪ ﯾﻪ ﺁﺩﻣﯽ ﮐﻪ ﻧﯿﺎﺯﻣﻨﺪ ﮐﻤﮑﻪ، ﻣﻮﺑﺎﯾﻠﺖ ﺭﻭ ﺩﺭﺑﯿﺎﺭﯼ ﻭ ﺍﺯﺵ ﻓﯿﻠﻢ ﻭ ﻋﮑﺲ ﺑﮕﯿﺮﯼ.
ــــــــــــــــ
#داناب (داستانکونکاتناب)
دانابی شو؛ دانا شو!👇👇
📚 @dastanak_ir
داناب (داستانک+نکاتناب)
مسعود دیانی آسمانی شد🌺 🆔 @Shobhe_Shenasi
آخرین گفتگوی من و مسعود دیانی 😢
@DasTanaK_ir | داناب 👈
تولید و عرضه انواع انگشتر و زیور آلات با کیفیت بالا و قیمت مناسب
🔔تضمین قیمت و کیفیت
😍ارزان ترین کانال فروش انگشتر😍
ارتباط با خادم👇
@Mohsen_salimia
لینک کانال👇
@angoshtarekhorramgohar
شهید حاج قاسم سلمیانی:
«خدایا! به محمّد و آل محمّد
به عظمت این جمع و
قلب های ارزشمند در این جمع
قسَمت میدهیم این انقلاب
و نظام مقدس را تا تحویل
آن به آن "موعود حق"
امام زمان(عج) حفظ بفرما»
@DasTanaK_ir | داناب 👈
21.21M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
.
♻️ آنچه درباره آل سقوط نمیدانید
@DasTanaK_ir | داناب 👈
هدایت شده از پاسخ به شبهات فجازی
رفتار نژادپرستانه با دختر بچه تومدرسه
چه بلایی سر روحیه بچه آوردن
[حرف های بچه رو تو فیلم ببینید]
🚨🔞🚨🔞🚨🔞🚨🔞🚨
🔞🚨🔞🚨🔞🚨🔞🚨🔞
آمریکا بلایی سر مردمش آورده که
ذاتا وحشی و بدون انسانیت شدن
و سیاه پوستان را حیوان میدانند!؟
«بمیرم واسه اشکات مظلوم»
فیلم را اینجا ببینید❌👇🏽❌
https://eitaa.com/joinchat/4084007153Cff7fd0169e
https://eitaa.com/joinchat/4084007153Cff7fd0169e
امیرالمومنین روی قبر سلمان فارسی چه شعری نوشتند؟
اصبغ بن نباته مي گويد: همين که سلمان از دنيا رفت و هنوز ما جنازه ي او را از قبرستان برنداشته بوديم، ناگهان مردي را سوار بر استر ديديم که خيلي غمگين بود.از استر پياده شد و بر ما سلام کرد و ما جواب سلام او را داديم، گفت: «در مورد غسل و نماز وکفن و دفن جنازه ي سلمان، جديت و شتاب کنيد.» ما او را کمک کرديم، او براي حنوط و کفن و دفن، کافو آورده بود. به دستور او آب آورديم، او جنازه ي سلمان را غسل داد وکفن کرد و نماز بر جنازه خوانديم و جنازه را دفن نموديم.
آن مرد، اميرمؤمنان علي عليه السلام بود که خودش لحد قبر سلمان را چيد و قبر را پوشانيد. حضرت علی (علیه السلام) در آخر کار با دست خود بر روی قبر سلمان شعر زیر را نوشتند:
وفدت علی الکریم بغیر زاد
من الحسنات والقلب السلیم
وحمل زاد اقبح کل شیی
اذا کان الوفود علی الکریم
ترجمه: بدون هیچ زاد و توشه ای از حسنات و قلب سلیم بر شخص کریمی وارد شدم و حمل زاد و توشه زشت ترین کار است؛ اگر میهمان شخص کریمی باشید
#داناب (داستانکونکاتناب)
👇👇👇
http://eitaa.com/joinchat/4259512332C8857967f1b
🔴1️⃣🔹️مردی صبح زود از خواب بیدار شد تا نمازش را در مسجد بخواند. در راه مسجد، به زمین خورد و لباسهایش کثیف شدند. بلند شد، لباسهایش را عوض کرد و دوباره راهی شد. در راه، همان نقطه مجدداً به زمین خورد! او دوباره بلند شد، خودش را پاک کرد و بار دیگر لباسهایش را عوض کرد و راهی خانه خدا شد.
🔹️در راه مسجد، به مردِ چراغ بدستی برخورد و نامش را پرسید. او گفت: من دیدم شما دوبار زمین افتادید، به همین دلیل چراغ آوردم تا راهتان را روشن کنم. مرد اول از او بسیار تشکر کرد و هر دو، راهشان را به سمت مسجد ادامه دادند.
🔸️همین که به مسجد رسیدند...
🔴ادامه داستان را در کانال زیر بخوانید👇🏻👇🏻
آل یس 🇮🇷
https://eitaa.com/ale_yasin1
https://eitaa.com/ale_yasin1
https://eitaa.com/ale_yasin1