eitaa logo
داناب (داستانک+نکات‌ناب)
11.7هزار دنبال‌کننده
6.4هزار عکس
5هزار ویدیو
110 فایل
﷽، #داناب (داستانک‌های آموزنده و نکات ناب کاربردی) 🔹کاری از مؤسسه جهادی #مصباح 🔻سایر صفحات: 🔹پاسخ به‌شبهات؛ @shobhe_Shenasi 🔹سخنرانی‌ها: @ghorbanimoghadam_ir 🌐 سایت: ghorbanimoghadam.ir 🔻تبادل و تبلیغ @tabligh_arzan
مشاهده در ایتا
دانلود
14.75M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📹 ماشاءالله نجّار 🔻داستانی واقعی از شفا یافتن مریضی که دکترها از او قطع امید کرده بودند. 📚 @dastanak_ir 👈💯
🌹 تمثال ۲۷ شهید پاسدار حادثه‌ی تروریستی خاش زاهدان ♦️در ۲۴ بهمن سال ۹۷ یک عامل انتحاری تروریستی با استفاده از یک خودرو، اتوبوس پرسنل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را در محور خاش به زاهدان مورد حمله قرار داد که در پی این حادثه ۲۷ تن از پاسداران غیور شهید و ۱۳ تن مجروح شدند. ♦️گروهگ تروریستی جيش الظلم حادثه‌ی انتحاری در سیستان و بلوچستان را برعهده گرفت. 🔻 طراح این حمله تروریستی پس از ۲۰ ماه به درک واصل شد. 🕊 شادی روح بلندشان صلوات 📚 @dastanak_ir 👈💯
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🎥 زامبی کیست؟ ✴️ آیا می‌دانید اسم زامبی نام یک جنگجوی مسلمان برزیلی بوده که با استعمارگران هلندی مبارزه می‌کرده است؟ اما از طریق کلیشه‌سازی رسانه‌ها اسم زامبی را نماد هیولاهای آدم‌خوار کردند ... 📚 @dastanak_ir 👈💯
💌 حاج اسماعیل دولابی: دو رکعت نماز بخوان و به خداوند عرض کن: «خدایا هرکس را به من بدی کرده است بخشیدم؛ تو هم مرا ببخش» آن وقت ببین با تو چه کار می‌کند. 📚 @dastanak_ir 👈💯
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🎥 بیش از ۴۰ کشته و زخمی در تصادف زنجیره‌ای تگزاس 🔹رسانه‌‌های آمریکایی از کشته شدن دست‌کم ۵ نفر و انتقال ۳۶ نفر دیگر به بیمارستان، پس از تصادف ده‌ها خودرو در ایالت تگزاس به دلیل یخ‌زدگی جاده‌ها خبر می‎دهند. 📚 @dastanak_ir 👈💯
▪️امارات نماد مُسَلَم بیماری قَرن ۲۱ است! صرفا ویترین، نمایش، شو، سطحی و خالی از محتوا! مبتلا به مصرف‌گرایی و مبتلا به نمایش! امارات الگو بیمارِ زیست در جهان مدرن‌ه! همون قدر که مُدِل زیست ریچکیدز‌ها اصیل و عمیق هست، کشور داری اماراتی‌ها هم اصیل و عمیق است! 💬آرِش 📚 @dastanak_ir 👈💯
🔹 استخدام ⭕️ هر وقت بابام میدید لامپ اتاق یا پنکه روشنه و من بیرون اتاقم ، میگفت: چرا اسراف؟ چرا هدر دادن انرژی ؟ آب چکه میکرد، میگفت: اسراف حرامه ! اطاقم که بهم ریخته بود میگفت : تمیز و منظم باش؛ نظم اساس دینه ... حتی در زمان بیماریش هم تذکر میداد تا اینکه روز خوشی فرارسید؛ چون می بایست در شرکت بزرگی برای کار مصاحبه بدم. با خود گفتم اگر قبول شدم ، این خونه کسل کننده و پُر از توبیخ رو ، ترک می‌کنم!😒 ☢ صبح زود حمام کردم ، بهترین لباسمو پوشیدم و خواستم برم بیرون که پدرم بهم پول داد و با لبخند گفت: پسرم! ۱- مُرَتب و منظم باش؛ ۲ - همیشه خیرخواه دیگران باش ۳- مثبت اندیش باش؛ ۴- خودت رو باور داشته باش؛ 💢 توی دلم غُرولُند کردم که در بهترین روز زندگیم هم از نصیحت دست بردار نیست و این لحظات شیرین رو زهرمارم میکنه!☹️ 🔷 با سرعت به شرکت رویایی ام رفتم. وقتی به در شرکت رسیدم، با تعجب دیدم هیچ نگهبان و تشریفاتی نبود، فقط چند تابلو راهنما بود! به محض ورود، دیدم آشغال زیادی در اطراف سطل زباله ریخته ، یاد حرف بابام افتادم؛ آشغالا رو ریختم تو سطل زباله ... اومدم تو راهرو ، دیدم دستگیره در کمی از جاش دراُومده ، یاد پند پدرم افتادم که میگفت: "خیرخواه باش" ؛ دستگیره رو سرجاش محکم کردم تا نیوفته! از کنار باغچه رد میشدم ، دیدم آبِ سر ریز شده و داره میاد تو راهرو ، یاد تذکر بابا افتادم که اسراف حرامه ؛ لذا شیر آب رو هم بستم ..‌. 🔸 پله ها را بالا میرفتم ، دیدم علیرغم روشنی هوا چراغ ها روشنه، نصیحت بابا هنوز توی گوشم زمزمه میشد ، لذا اونارو خاموش کردم! به بخش مرکزی رسیدم و دیدم افراد زیادی زودتر از من برای همان کار آمدن و منتظرند نوبتشون برسه چهره و لباسشون رو که دیدم ، احساس خجالت کردم ؛ خصوصاً اونایی که از مدرک دانشگاههای غربی شون تعریف میکردن! عجیب بود ؛ هر کسی که میرفت تو اتاق مصاحبه ، کمتر از یک دقیقه میامد بیرون! با خودم گفتم : اینا با این دَک و پوزشون رد شدن ، مگر ممکنه من قبول بشم؟عُمرا !!!🙄 بهتره خودم محترمانه انصراف بدم تا عذرمو نخواستن! باز یاد پند پدر افتادم که "مثبت اندیش باش" ، نشستم و منتظر نوبتم شدم *اون روز حرفای بابام بهم انرژی میداد* توی این فکرا بودم که اسممو صدا زدن. وارد اتاق مصاحبه شدم ، دیدم ۳ نفر نشستن و به من نگاه میکنند. یکیشون گفت :خب از چه روزی میخوای کارتو شروع کنی؟! یه لحظه فکر کردم داره مسخره ام میکنه ! یاد نصیحت آخر پدرم افتادم که خودت رو باور کن و اعتماد به نفس داشته باش! پس با اطمینان کامل بهشون جواب دادم: ان شاءالله بعد از همین مصاحبه آماده ام 🔷 یکی از اونا گفت: شما پذیرفته شدی!!!😊 با تعجب گفتم: هنوز که سوالی نپرسیدین؟! گفت: چون با پرسش که نمیشه مهارت داوطلب رو فهمید، گزینش ما عملی بود. با دوربین مداربسته دیدیم ، تنها شما بودی که تلاش کردی از درب ورود تا اینجا ، نقصها رو اصلاح کنی ... در اون لحظه همه چی از ذهنم پاک شد! کار ، مصاحبه ، شغل و ... هیچ چیز جز صورت پدرم رو ندیدم... کسی که ظاهرش سختگیر اما درونش پر از محبت بود و آینده نگری... کسی که سعی داشت همیشه ما رو مودب بار بیاره... 📚 @dastanak_ir 👈💯
9.53M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
از پهپادی که مخفیانه از ناو آمریکایی عکس برداری کرد تا پرواز بدون جی. پی. اس 📚 @dastanak_ir 👈💯
موسی و شیطان.mp3
4.47M
داستان موسی و شیطان با لهجه شیرین ــــــــــــــــ (داستانک‌ونکات‌ناب) 👇👇👇 📚 @dastanak_ir
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
😔 میدونم حرمت بدون ما قشنگه... دلتنگیم یا اباعبداللّه 📚 @dastanak_ir 👈💯
18.54M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📺 سریال تلویزیونی 🎞 این براساس یک پرونده‌ی واقعی ساخته شده و نحوه‌ی دستگيری شبکه‌های داخلی و خارجی را به نمایش می‌گذارد. 🕗 هرشب در همین کانال 🎬 | ۲ 📚 @dastanak_ir 👈💯
. ⚘﷽⚘ زمانی‌که نادرشاه افشار عزم تسخیر هندوستان داشت در راه، کودکی را دید که به مکتب می‌رفت. از او پرسید: پسر جان، چه می‌خوانی؟ گفت: قرآن. پرسید: کدام سوره رامی‌خوانی؟ گفت: سوره فتح. نادرشاه از پاسخ او بسیار خرسند شد و از شنیدن آیه فتح، فال پیروزی زد سپس یک سکه زر به پسر داد اما پسر از گرفتن آن ابا کرد. نادرشاه گفت: چرا نمی‌گیری؟ گفت: مادرم مرا می‌زند و می‌گوید: تو این پول را دزدیده‌ای. نادرشاه گفت: به او بگو نادرشاه داده است. پسر گفت: مادرم باور نمی‌کند. می‌گوید: نادر مردی سخاوتمند است، او اگر به تو پول می‌داد یک سکه نمی‌داد، بلکه مشتی زر به تو می‌داد. حرف او بر دل نادرشاه نشست. یک مشت پول زر در دامن او ریخت. از قضا چنان‌چه در تاریخ آمده است در آن سفر بر حریف خویش محمد شاه گورکانی پیروز شد. باید در خواستن هم زرنگ بود و از انسان بزرگ، درخواست بزرگ‌تری با مهارت و زیرکی کرد. ــــــــــــــــ (داستانک‌ونکات‌ناب) دانابی شو؛ دانا شو!👇👇 📚 @dastanak_ir