eitaa logo
داناب (داستانک+نکات‌ناب)
11.7هزار دنبال‌کننده
6.4هزار عکس
5هزار ویدیو
110 فایل
﷽، #داناب (داستانک‌های آموزنده و نکات ناب کاربردی) 🔹کاری از مؤسسه جهادی #مصباح 🔻سایر صفحات: 🔹پاسخ به‌شبهات؛ @shobhe_Shenasi 🔹سخنرانی‌ها: @ghorbanimoghadam_ir 🌐 سایت: ghorbanimoghadam.ir 🔻تبادل و تبلیغ @tabligh_arzan
مشاهده در ایتا
دانلود
پا را به اندازه گلیم خود دراز کن" روزی شاه عباس از راهی می گذشت. درویشی را دید که روی گلیم خود خوابیده است و چنان خود را جمع کرده که به اندازه ی گلیم خود درآمده. شاه دستور داد یک مشت سکه به درویش دادند.درویش شرح ماجرا را برای دوستان خود گفت. در میان آن جمع درویشی بود که به فکر افتاد او هم از انعام شاه نصیبی ببرد،به این امید سر راه شاه پوست تخت خود را پهن کرد و به انتظار بازگشت شاه نشست. وقتی که مرکب شاه از دور پیدا شد، روی پوست خوابید و برای اینکه نظر شاه را جلب کند هریک از دست ها و پاهای خود را به طرفی دراز کرد بطوری که نصف بدنش روی زمین بود.در این حال شاه به او رسید و او را دید وفرمان داد تا آن قسمت از دست و پای درویش را که از گلیم بیرون مانده بود قطع کنند.یکی از نزدیکان شاه از او سوال کرد که : " شما در رفتن درویشی را در یک مکان خفته دیدید و به او انعام دادید. امادر بازگشت درویش دیگری را خفته دیدید سیاست فرمودید، چه سری در این کار هست ؟"شاه گفت : " درویش اولی پای خود را به اندازه ی گلیم خود دراز کرده بود اما درویش دومی پایش را از گلیمش بیشتر دراز کرده بود". (داستانک‌ونکات‌ناب) 👇👇👇 http://eitaa.com/joinchat/4259512332C8857967f1b
داناب (داستانک+نکات‌ناب)
▫️ ﷽ مسلمان شدن دختری مسیحی به نام ژاکلین زکریا توسط شهید علمدار در عالم رویا
▫️ ﷽ مسلمان شدن دختری مسیحی به نام ژاکلین زکریا توسط شهید علمدار در عالم رویا 🆔 @dastanak_ir مریم روی من تأثیرات مثبت زیادی گذاشت؛ به عنوان مثال در خانواده های ما هیچ عروسی یا جشن کوچکی را نمی توانید پیدا کنید که بدون موسیقی، رقص و برنامه های آن چنانی نباشد، ولی من توانستم همه این چیزها را کنار بگذارم. من بدون موسیقی نمی توانستم درس بخوانم، ولی دیگر این عادت را کنار گذاشته ام؛ چون اتکای بی خودی بود. اوایل برایم سخت بود ولی وقتی انسان اراده کند، خیلی کارها می تواند بکند. آن اوایل وقتی خانواده می خواستند به مجلس و عروسی بروند به بهانه های مختلفی که مثلاً امتحان دارم، مریضم و از این قبیل نمی رفتم، ولی بعدها که فهمیدند من به چه علت در مجالسشان که پر از گناه است، شرکت نمی کنم، یک مشکل بزرگ به دیگر مشکلاتم اضافه شد؛ جالب است که بدانید دیگر توی فامیل به من می گویند: « پیرزن» چون علاقه ای به این چیزها ندارم. اواخر اسفند سال 77 بود که برای سفر به جنوب ثبت نام می کردند. مدتی بود که یکی از کلیه هایم بشدت عفونت کرده و در واقع از کار افتاده بود و حتماً باید عمل می شد. قرار هم بود برای عمل کلیه به تهران برویم. مریم خیلی اصرار کرد که همراه آنها به منطقه جنگی بروم. به پدر و مادرم نگفتم که سفر زیارتی است، گفتم یک سفر سیاحتی از طرف مدرسه است، ولی آنها مخالفت کردند، چند روز با آنها قهر کردم و لب به غذا نزدم. ضعف بدنی شدیدی پیدا کرده بودم. روز 28 اسفند ماه ساعت 3 نصف شب بود که یادم افتاد خوب است دعای توسل بخوانم. کتاب دعایی را که داشتم باز کردم و شروع کردم به خواندن. هر چه که بیشتر در دعا غرق می شدم، احساس می کردم حالم دارد عوض می شود. نمی دانم در کدام قسمت از دعا بود که خوابم برد.... ادامه دارد... ــــــــــــــــــ ☑️با داســـتانڪــــبدرخشید👇 🆔 @dastanak_ir
داناب (داستانک+نکات‌ناب)
▫️ ﷽ ۷‌. ادامه #داستان_خیر_و_شر «خیر» که روزهای اول از جراحت چشم خود بیمناک
▫️ ﷽ ادامه ۸. خیر و دختر کرد 🆔 @dastanak_ir هر قدر «خیر» در خانواده کرد بزرگ مانده بود بیشتر به دختر کرد و خوبی های او علاقه مند شده بود و با اینکه هرگز صورت دختر کرد را درست نگاه نمی کرد از رفتار و گفتار او بیشتر خوشش می آمد. کم کم «خیر» حس کرد که به محبت دختر گرفتار شده است و هیچ سعادتی را از داشتن همسری مانند آن دختر بالاتر نمی داند. اما اندیشه می کرد که او کجا و آن آرزو کجا؟ 🆔 @dastanak_ir نه می توانست دل خود را از این فکر آرام کند و نه می توانست امید همسری با دختر کرد را از مغز خود بیرون کند و با خود فکر می کرد که: نیست ممکن که این چنین دلبند با چو من مفلسی کند پیوند دختری را بدین جمال و کمال نتوان یافت بی خزینه و مال من که نانی خورم به درویشی کی نهم چشم خویش بر خویشی وقتی «خیر» فکر کرد که چنین وصلتی ممکن نیست و نمی تواند توقع همسری دختر کرد را داشته باشد با خود گفت بهتر است این سخن را به زبان نیاورم و پدرو مادر دختر را ناراحت نکنم چون اگر هم خود آنها با این کار موافق باشند ممکن است سرزنش دوستان و اقوام ایشان مایه غصه تازه ای بشود. 🆔 @dastanak_ir «خیر» مرد عاقلی بود که هیچ وقت اختیار عقل خود را به دست آرزوها و احساسات خود نمی داد. او می دانست که عشقی مانند عشق لیلی و مجنون یک نوع بیماری است و عشق سالم هیچ وقت به دیوانگی نمی ماند. او می دانست که خاطر خواهی دختر کرد براثر عادت و علاقه به خوبی های او پیدا شده و اگر از او دور باشد محبت دیگری جای آن را می گیرد. این بود که با خود گفت بهتر است عذری بیاورم و از آنجا سفر کنم و سرنوشت خود را به جای دیگری بکشم. آن شب وقتی کرد بزرگی به چادر بر گشت «خیر» گفت: می خواهم مطلبی را با شما بگویم که مدتی است در باره آن فکر می کنم و ناراحتم. کرد گفت: هرچه میخواهی بگو، هر چه بگویی پذیرفته است، ما از تو جز خوبی چیزی ندیده ایم و برای تو جز خوبی چیزی نمی خواهیم. «خیر» گفت: از جان و دل متشکرم. مطلبی که می خواهم بگویم این است که من زنده شده شما هستم، خانواده شما مرا از مرگ و آوارگی و از نابینایی نجات داده است، زبان من از شکر گزاری عاجز است و تا زنده ام بایاد شما زنده ام، اما چه کنم که من هم بشرم و انسانم و مدتی است فکر اقوام و خویشان و شهر و دیارم مرا مشغول کرده است. می خواهم بروم آنها را بینم، می دانم که شما مهمان نوازی را دوست می دارید و از خوبی خوشحال می شوید ولی می ترسم، بی خبری از من دوستانم را آزرده سازد. آخر هیچ کس نمی داند من کجا هستم، زنده ام یا مرده ام؟ و با اینکه در اینجا خیلی به من خوش می گذرد، غم یار و دیار مرا عذاب می دهد و باز فکر می کنم تنها هستم. می خواهم از شما تقاضا کنم اجازه بدهید از فردا صبح به شهر و دیار خودم بروم. امیدوارم هرچه در اینجا به من محبت کرده اید بر من حلال کنید، می خواهم از من راضی باشید ولی دیگر مشکل است که اینجا بمانم. حالا چه می فرمایید؟ اختیار من در دست شماست. 🆔 @dastanak_ir چون سخنگو سخن به پایان برد غم سرا گشت خیلخانه کرد گریه کردی از میان برخاست های هایی فتاد از چپ و راست کرد گریان و کرد زاده بتر گونه ها ز آب دیده ها شد تر ــــــــــــــــــ ☑️با داســـتانڪــــبدرخشید👇 🆔 @dastanak_ir
🔆 🔻نادانى مى‌خواست به الاغى سخن گفتن بیاموزد، گفتار را به الاغ تلقین مى كرد و به خیال خود مى خواست سخن گفتن را به الاغ یاد بدهد. 🔸حكیمى او را دید و به او گفت: اى احمق! بیهوده كوشش نكن و تا سرزنشگران تو را مورد سرزنش قرار نداده اند این خیال باطل را از سرت بیرون كن، زیرا الاغ از تو سخن نمى آموزد، ولى تو مى توانى خاموشى را از الاغ و سایر چارپایان بیاموزی (داستانک‌ونکات‌ناب) 👇👇👇 http://eitaa.com/joinchat/4259512332C8857967f1b
ای فرزند آدم: 💟⇦•از تاریکی شب میترسی، اما از عذاب قبر چرا نه؟ ✳️⇦•در جنت میخوای داخل شوی اما در مسجد چرا نه؟ ✴️⇦•رشوه میدی اما به یک فقیر غذا چرا نه؟ ⇦•کتاب های متنوع جهان را میخوانی اما قران پاک را چرا نه؟ 💭⇦•برای قبولی در امتحانات دنیوی تمام شب بیداری میکشی اما برای امتحان آخرت آمادگی چرا نه؟ شب تا صبح ساعتهاباذوق وشوق بازی فوتبال وفیلمهای آنچنانی تماشا می کنی اما برای نماز وقت و ذوق وشوق چرا نه ؟؟ (داستانک‌ونکات‌ناب) 👇👇👇 http://eitaa.com/joinchat/4259512332C8857967f1b
✅پرسش ايا مفهوم «دل به دل راه دارد» از نظر اسلام تاييد شده است؟؟ يعني اگر من کسي را دوست داشته باشم و به او محبت کنم او نيز به من محبت خواهد کرد؟؟ ولي در بعضي رابطه ها مثل مادر و فرزند مادر فرزند را دوست دارد ولي فرزند، مادر را دوست ندارد اينجا چگونه است؟ 🌺پاسخ: هرگاه انسان نيات بدى درباره ديگران داشته باشد خواه ناخواه در چهره يا سخنان و افعالش نمايان مى شود و همين امر سبب مى گردد ديگران در برابر او موضعى مشابه بگيرند اما هرگاه سخنان و چهره و اعمال کسى را از هرگونه بدخواهى پاک ديدند و آثار محبت و خيرخواهى در رفتار و گفتارشان نمايان گشت آنها نيز موضع مشابهى خواهند گرفت. 🌸در تاريخ داريم : حسن بن جهم مي‏گويد: به حضرت موسي بن جعفر عليه السلام عرض کردم: ما را از دعا فراموش نفرماييد. فرمود: آيا فکر مي‏کني که تو را از دعا فراموش مي‏کنم؟ آيا تصور تو اينست که من تو را دعا نمي‏کنم؟ با خودم فکر کردم که اين بزرگوار براي شيعيانش دعا مي‏کند، من هم که از شيعيانش هستم، پس براي من دعا مي‏کند. لذا به حضرت عرض کردم: من فکر نمي‏کنم که شما ما را از دعا فراموش کنيد. فرمود: از کجا فهميدي که تو را از دعا فراموش نمي‏کنم؟ عرض کردم: من شيعه‏ي شما هستم، شما هم براي شيعيانتان حتماً دعا مي‏کنيد، پس براي من هم دعا مي‏کنيد. 🍀حضرت فرمود: آيا راه ديگري به نظرت مي‏رسد که از آن کشف کني من تو را دعا مي‏کنم؟ گفتم: نه، راه ديگري به نظرم نمي‏رسد. حضرت فرمود: هر وقت خواستي بفهمي که من درباره ‏ي تو چگونه هستم، نگاه کن به وضع خودت، ببين من در دل تو چگونه‏ ام. به دل خودت مراجعه کن! ببين وضع من در دل تو چگونه است؟ از آن کشف کن که وضع تو هم در دل من به همان کيفيت است. يعني اگر تو به من محبت مي‏ورزي، بدان که من هم به تو محبت مي‏ورزم. اگر من را دعا مي‏کني، بدان که من هم تو را دعا مي‏کنم. 🍀حديث ديگرى از امام على بن موسى الرضا(عليه السلام) درباره امام و پيروانش پايان مى دهيم: يکى از ياران آن حضرت به نام «ابن جهم» عرضه داشت: فدايت شوم مى خواهم بدانم من نزد تو چگونه ام؟ امام(عليه السلام) در پاسخ فرمود: «أُنْظُرْ کَيْفَ أَنَا عِنْدَکَ ؛ نگاه کن ببين من در نزد تو چگونه ام». لذا ميتوان با اين تفصيل و توضيح بگوييم دل به دل راه دارد و امري دروني است که قابل پذيرش مي باشد. ✍️در مورد برخي مصاديق بايد عرض شود : ممکن است گاهي افراد رفتاري انجام دهند که در ظاهر نشان از ناراحتي و غضب و دلخوري باشد اما در باطن اين گونه نيست و همان مادري که تصور شما هست در دلش براي فرزندش دعا ميکند و او را دوست دارد و حتي گاهي اين رفتارها در پاسخ به يک رفتار نسنجيده فرزند است و الا در دل کينه و دشمني ندارد . 🔹اگر مادري به هيچ عنوان از فرزندش راضي نيست بايد ريشه يابي شود. مطمئنا علتي هست که اين اتفاق افتاده است و چرايي مهمي در اين ميان است . مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی (داستانک‌ونکات‌ناب) 👇👇👇 http://eitaa.com/joinchat/4259512332C8857967f1b
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
چرا می‌گویند حوائج خودتان را از امام جواد(ع) بخواهید؟ بسیار جالب و شنیدنی👌 📚 @dastanak_ir 👈💯
📚 نادر ابراهیمی: غم هرگز عقب نمی‌نشیند مگر آنکه به عقب برانی‌اش، نمی‌گریزد مگر آنکه بگریزانی‌اش، آرام نمی‌گیرد مگر آنکه بی‌رحمانه سرکوبش کنی. (داستانک‌ونکات‌ناب) 👇👇👇 http://eitaa.com/joinchat/4259512332C8857967f1b
پدرت شاه خراسان و خودت اوج مقامی پدرت حضرت خورشید وخودت گنج تمامی غنچه‌اےنیست که عطر نفست را نشناسد توکه ذکرصلواتی و درودےوسلامی 🌺ولادت حضرت امام جوادالائمه علیه‌السلام مبارک (داستانک‌ونکات‌ناب) 👇👇👇 http://eitaa.com/joinchat/4259512332C8857967f1b
استاد میرباقری | تقوایِ در خیال (توصیه‌هایی به شاعران) 💥 «تقوایِ در خیال» غیر از «تقوایِ در عمل» است. ممكن است یك آدمی در عمل متقی باشد، نماز شبش هم ترك نشود، اما تقوای در خیال نداشته باشد. این یك موضوع جدی است. من ندیده‌ام كه مناسكِ تخیل در جایی بیان شده باشد. شما برای چشم مناسك می‌گویید؛ می‌گویید این نگاه حلال است؛ این نگاه مكروه است؛ این نگاه حرام است. بعد برای نگاه حرام، مصادیق می‌آورید؛ می‌گویید نگاه غضب‌آلود به پدر و مادر حرام است؛ نگاه تحقیرآمیز به مؤمن حرام است؛ مصداق‌ها را هم می‌گویید. ولی آیا برای خیال هم شما دیده‌اید یك جایی این كار را كرده باشند؟ تخیل هم یك قوه است و معلوم نیست كارش كمتر از كار چشم باشد. اثرگذاری آن هم در وجودِ خود آدم، همان‌طور كه «النظر سهم من سهام ابلیس»، خیال هم «سهم من سهام ابلیس». این‌طوری نیست كه انسان وقتی تخیل می‌كند آزاد باشد. 💥 البته باید توجه کرد که معمولاً «زیاد به كار گرفتنِ خیال»، برای وقتی است كه انسان به عوالم بالاتر راه پیدا نكرده است. انسان اگر به عوالم بالاتر راه پیدا كرد، تلاش می‌كند كه حتی‌المقدور خیال را محدود كند و نگذارد خیال دخالت كند تا بتوان یك تصویری از آن عالم بالا ارائه داد. فرض كنید شما می‌خواهید بهشت را تصویر كنید، اگر پای خیال را باز كنید بهشتی مثل قمصر كاشان برای شما درست می‌شود. یا از آن بهشت‌های مصنوعی درست می‌شود. یا مثلاً جهنم به تخیل نیازی ندارد؛ آن‌قدر واقعیتِ آنجا سنگین است كه شما باید تنزل بدهید تا فهم روی آن واقع بشود؛ نیازی به تخیل ندارد. ــــــــــــــــ (داستانک‌ونکات‌ناب) دانابی شو؛ دانا شو!👇👇 📚 @dastanak_ir
12.92M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🖥70 ثانیه از سلسله کلیپ های مربوط به مشکل بی نمازی در جامعه (قسمت 6) 🎞موضوع:میگه نماز نمیخونم چون خدارو قبول ندارم(یک پیشنهاد مهربانانه به خداناباوران) 🎙سخنران:محمد رضا هاشمی ــــــــــــــــ (داستانک‌ونکات‌ناب) دانابی شو؛ دانا شو!👇👇 📚 @dastanak_ir
11.42M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🖥یک دقیقه نماهنگ از سلسله کلیپ های مربوط به مشکل بی نمازی در جامعه 🎞موضوع:چرا بی نماز در حیات ابدی گرفتار میشه؟! 🎙سخنران:محمد رضا هاشمی ــــــــــــــــ (داستانک‌ونکات‌ناب) دانابی شو؛ دانا شو!👇👇 📚 @dastanak_ir