عاشقِ این بخش از پاییزها هستم که قهوه درست میکنم و میشینم یه گوشهی تختم که آقتاب میوفته کتاب میخونم. به معنای واقعی اون لحظه حس میکنم دارم”زندگی” میکنم.
زندگی تو روزای پاییزی رو خیلی دوست دارم. کلا همین سادگی و حوصله سربر بودنش قشنگه. مثلا امروز اتاقمو مرتب کردم، به ناخنام لاک زدم، نشستم سفارشارو آماده کردم، قهوه درست کردم، نارنگی پوست کندم و کتاب خوندم. عاشق همین چیزای رندوم هستم.